پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

بر روی خاک‌های مقدس یادمان طلائیه هنگام غروب رو به کربلا نشسته بودم. به شهدا فکر می‌کردم. شهدا خوشا به حال شما. ای کاش ما هم دران زمان بودیم و این معانی ایثار و فداکاری را درک می‌کردیم. چه می‌شد اگر توفیق من هم می‌شد تا در این دانشگاه انسان سازی شرکت می‌کردم و بنا به گفته امام مسیر صد ساله را یک شبه طی می نمودم.

در دلم می‌گفتم چرا بعد از انقلاب و رفراندوم مردم 98 در صد مردم به جمهوری اسلامی ایران آری گفتند اما به محض این که میدان بلا فرا رسید و جنگ بر ما تحمیل شد از بین مردانی که توانائی حضور در میدان جنگ را داشتند فقط و فقط یک درصد و بلکه کمتر از یک درصد در جنگ حضور پیدا کردند.

ایا با این همه ادعا و کبکبه ای که برای خود دارم اگر در ان زمان زندگی می کردم ، در میدان نبرد جرء ان 97 درصد مصلحت اندیش می‌شدم و یا مانندان یک درصد فدا کار، صادقانه به میدان نبرد می‌رفتم.

سال‌ها گذشت تا این که زمانه، زمانه ما شد. دوباره میدان‌های نبرد و شهادت باز شد. دوباره میدان مبارزه با نفس یعنی جهاد اکبر برای حضور در میدان‌های جنگ یعنی جهاد اصغر فراهم شد.

نوبت به من رسید. این بار فرصت برایم فراهم شده بود تا به عنوان بسیجی به میدان‌های حق علیه باطل در محور مقاومت اسلامی حضور پیدا کنم.

اینجا دیگر جای تعارف نبود. اینجا جای خون و خاک و باروت بود ، جای اسیر شدن و شکنجه شدن، جای زنده زنده سوختن و قطعه قطعه شدن. ایا بروم؟

نه فکر نکنم وظیفه من باشد.

اصلاً خانمم را کجا بفرستم.

خانمم دختر بچه 7 ماهه دارد و احتیاج دارد که شوهرش کنارش باشد.

اصلاً اگر شهید شدم خانمم چکار می‌کند. کجا برود؟

بچه‌ام چگونه تربیت می‌شود؟

ایا او احتیاج به پدر ندارد.

اصلاً اگر فقط مجردها را بفرستند بهتر است، چرا که انها سایه سر کسی نیستند و نهایتاً با شهادتشان پدر و مادر انها ناراحت می شود و بعد از مدتی فراموش می‌کنند اما متاهل ها این گونه نیستند و تا آخر عمر روند زندگی همسر و فرزندشان عوض می‌شود.

وظیفه من فعلا کمک به مردم کشور خودم است .

نه ، اصلا فکر نمی کنم که وظیفه من باشد .

توجیه هایم چقدر با 98 درصدی که به میدان جنگ نرفته بودند تشابه داشت داشت .

اصلا نه چقدر این توجیه ها با تاریخ زمان امام حسین هماهنگ است . مگر گفته افرادی که حسین ابن علی را یاری نکردند چه بود ؟

بله درست است. ادعا بسیار (97 درصد) و عمل اندک ( 1 درصد )

به یاد ندای غریبانه سید و سالار شهیدان افتادم که چه اندوه ناک این فریاد را بر زبان جاری می‌کردند.

«النّاسُ عَبیدُ الدُّنْیا وَالدّینُ لَعْقٌ عَلی الْسِنَتِهِمْ یحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ، فَاذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیانونَ.»(1)

مردم بنده و برده دنیا هستند و دین بازیچه زبان انهاست و تا هنگامی که منافعشان تأمین می‌شود از دین پیروی می‌کنند. اما وای بر لحظه‌ای که بلا بر انها وارد شود. که هنگامه بلاء دین دارها اندک می‌شود.

(هر کس بخواهد کاری را انجام ندهد توجیه ان کار را پیدا خواهد کرد و هر کس بخواهد کاری را انجام دهد راهکار ان را پیدا خواهد کرد .)

 

1) تحف العقول / النص / 245 / و عنه ع فی قصار هذه المعانی ..... ص : 245

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۰۷
محمد حسن قالبی

    در میان یاران پیامبراکرم صلی الله علیه واله جوانی بود که در میان مردم به حسن ظاهر شهرت داشت و کسی احتمال گناه در باره‌اش نمی‌داد. روزها در مسجد و بازار، همراه مسلمانان بود، ولی شب‌ها به خانه‌های مردم دستبرد می‌زد.

    یک بار، هنگامی که روز بود، خانه‌ای را در نظر گرفت و چون تاریکی شب همه جا را فرا گرفت، از دیوار خانه بالا رفت. از روی دیوار به درون خانه نگریست. خانه‌ای بود پر از اثاث و زنی جوان که تنها در آن خانه به سر می‌برد. شوهرش از دنیا رفته بود و خویشاوندی نداشت. او، به تنهایی در آن خانه می‌زیست و بخشی از وقت خود را به نماز شب و عبادت می‌گذراند.

    دزد جوان با مشاهده جمال و زیبایی زن، به فکر گناه افتاد. پیش خود گفت: « امشب، شب مراد است. بهره‌ای از مال و ثروت، و بهره‌ای از لذّت و شهوت!» سپس لحظه ای اندیشید. ناگهان نوری الهی به آسمان جانش زد و دل تاریکش را به نور هدایت افروخت. با خود گفت: 

    «به فرض، مال این زن را بردم و دامن عفتش را نیز لکّه‌دار کردم، پس از مدّتی می‌میرم و به دادگاه الهی خوانده می‌شوم. در آن جا، جواب صاحب روز جزا را چه بدهم؟!»

    از عمل خود پشمیان شد، از دیوار به زیر آمد و خجلت زده، به خانه خویش بازگشت. صبح روز بعد، به مسجد آمد و به جمع یاران رسول خدا صلی الله علیه واله پیوست. در این هنگام زن جوانی به مسجد در آمد و به پیامبر گفت:

    «ای رسول خدا! زنی هستم تنها و دارای خانه و ثروت. شوهرم از دنیا رفته و کسی را ندارم. شب گذشته، سایه‌ای روی دیوار خانه‌ام دیدم. احتمال می‌دهم دزد بوده، بسیار ترسیدم و تا صبح نخوابیدم. از شما می‌خواهم مرا شوهر دهید، چیزی نمی‌خواهم؛ زیرا از مال دنیا بی‌نیازم.» 

    در این هنگام، پیامبر صلی الله علیه وآله نگاهی به حاضران انداخت. در میان آن جمع، نظر محبت‌آمیزی به دزد جوان افکند و او را نزد خویش فرا خواند. سپس از او پرسید: «ازدواج کرده‌ای؟»

    - نه!

    - حاضری با این زن جوان ازدواج کنی؟

    - اختیار با شماست. 

    پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله زن را به ازدواج وی در آورد و سپس فرمود:«برخیز و با همسرت به خانه برو!»

    جوان پرهیزکار برخاست و همراه زن به خانه‌اش رفت و برای شکرگزاری به درگاه خدا، سخت مشغول نماز و عبادت شد.

    زن، که از کار شوهر جوانش سخت شگفت‌زده بود، از او پرسید: «این همه عبادت برای چیست؟!

    جوان پاسخ داد:

    «ای همسر باوفا! عبادت من سببی دارد. من همان دزدی هستم که دیشب به خانه‌ات آمدم، ولی برای رضای خدا از تجاوز به حریم عفت تو خودداری کردم و خدای بنده نواز، به خاطر پرهیزکاری و توبه من، از راه حلال، تو را با این خانه و اسباب به من عطا نمود. به شکرانه این عنایت، آیا نباید سخت در عبادت او بکوشم؟!»

    زن لبخندی زد و گفت: «آری، نماز، بالاترین جلوه سپاس و شکرگزاری به درگاه خداوند است!»

     

    عرفان اسلامی، حسین انصاریان، ج 8 ، ص254.


    داستان های که شاید بپسندید 


    این مرد پای پیاده در خیابان می دود 

    داستان فضیل ابن عیاض

    بلعم باعورا و حضرت موسی

۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۱۸
محمد حسن قالبی

به دنبال دختری برای ازدواج بود، می‌گفت دیگر باید ازدواج کنم، به همه اقوام و رفقا سپرده بود که اگر مورد مناسبی سراغ دارید حتماً اطلاع دهید. اما من ...

اما من در دلم می‌گفتم ایا با این قیافه سیاه و ابروهای پر پشت و خشن و چشم‌های نا همسان، هیچ دختری حاضر می‌شود با او ازدواج کند. راستش را بگویم قلب بسیار پاک و مهربانی داشت اما ظاهرش را چه کنم.

روزها می‌گذشت و من به زیبائی های چهره‌ام می‌بالیدم و قدم‌هایم را محکم بر می‌داشتم. با خود می‌گفتم با این سرمایه‌ای که پدرم دارد و چهره‌ای که من دارم می‌توانم برای خود زندگی بسیار خوب و ایده آل فراهم کنم و اینجا بود که به فکر ازدواج افتادم.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۲
محمد حسن قالبی

حضرت زهرا سلام الله علیها یا خانم دکتر مریم میرزاخانی

در یک کانال تلگرامی عکس خانمی دکتری به اسم مریم میرزاخانی استاد دانشگاه استنفورد در آمریکا و نابغه ریاضی را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه کرده بود ، که مثلا کدام یکی می تواند الگوی یک زن باشد .
مقدمتا عرض کنم که اگر این زن را با انیشتین مقایسه می کرد ، خوب جای خیلی بحث گسترده ای نبود ، اما چون با کسی مقایسه کرده که حضرت علی علیه السلام میفرماید : نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ لَا یُقَاسُ‏ بِنَا أَحَد ، هیچ کس با ما اهل بیت قابل مقایسه نیست ، برای روشن شدن عدم امکان قیاس اهل بیت به غیر ایشان نیاز به مقدماتی است که ذیلا عنوان می گردد

1.ابتدائا بررسی وضعیت دکتر مریم میرزاخانی : ایشان بالطبع در روی کره زمینی زندگی می کند که دارای 510000000 کیلومتر مربع مساحت است که حدود 30 درصد از این مقدار را خشکی تشکیل می دهد و 70 درصدر باقی آب است.
از 30 درصد خشکی یک قسمت آن قاره آمریکا است ، که کشور امریکا یکی از کشورهای امریکای شمالی است و اینکه ایالت کالیفرنیا یکی از 48 ایالت امریکاست ، که شهر سانفرانسیسکو یکی از 58 شهرستان این ایالت می باشد که دارای خیابان ها و محلات و کوچه هایی است که یکی از محلاتش جایی است که
دانشگاه استنفورد در آن قرار دارد که این دانشگاه دارای ساختمانهای متعددی است که در یکی از ساختمانهایش که داری چند طبقه است ، در یکی از اتاق های یکی از طبقاتش که گنجایش چندین نفر را دارد یکی از آنها خانم دکتر میرزاخانی است .

2. وضعیت کره زمین در عالم هستی : جالب است بدانید خورشید 1300000برابر زمین است ، که به جز زمین 9 سیاره دیگر به دور این خورشید می چرخند که با هم دیگر منظومه شمسی را تشکیل داده اند
و اینکه بدانید خورشید خودش یک ستاره است که در کنارش 400،000،000،000 ستاره دیگر که بلا استثناء همه آنها از خورشید بزرگتر هستند وجود دارد ، که در کهکشهان راه شیری قرار دارند
و در وسعت کهکشان راه شیری هم این قدر بدانید که ؛
خورشید با سرعتی معادل 790000 کیلومتر در ساعت 225 سال طول می کشد به دور کهکشان راه شیری بگردد !!!

و جالب اینکه 100000کهکشان در جهان وجود دارد که نزدیکترین کهکشان به کهکشان ما ( راه شیری ) کهکشان امراة السلسه نام دارد که 2 میلیون سال نوری( سرعت نور 300000بر ثانیه ) با ما فاصله دارد ،
و اینکه فاصه ما با آخرین کهکشان کشف شده 180 میلیون سال نوری است .

جالب تر اینکه باید بدانید این فضا  فقط قسمتی از آسمان اول است که کشف شده
که در روایتی که در کتاب کافی
[1] از رسول الله ذیل عنوان حَدِیثُ زَیْنَبَ الْعَطَّارَة نقل شده حضرت اشاره به آسمانها هفتگانه می کند که وسعت آسمان اول را نسبت به آسمان دوم مثل حلقه در بیابان می داند یعنی آسمان اول را اگر به اندازه یک حلقه انگشتر فرض کنیم ، آسمان دوم به اندازه بیابان خواهد بود ، همین نسبت بین آسمان دوم در مقایسه با آسمان سوم برقرار است, ... تا اینکه آسمان ششم نسبت به آسمان هفتم مثل حلقه ای در بیابان و روایت ادامه زیادی دارد که همین آسمان های هفت گانه نیز در برابر عرش الهی مثل حلقه ای است در بیابان ...

3.. جالب است بدانید مدیریت این آسمانها بدست ولی الله ( همان جانشین خداوند ) است  ، ببینید این ولی الله باید چه عظمتی داشته باشد که آسمانهایی با صفات آنچنانی تحت کنترلش باشد ، و با این دید است که وقتی ولی الله الاعظم علی علیه السلام خطاب به ابن عباس حکومت بر مسلمانان ( که شامل حدود 50 کشور اسلامی کنونی می شد ) را کم ارزش تر از لنگه کفش کهنه دانسته و در جایی دیگر کم ارزش تر از آب بینی بز می داند .

و همانگونه که علی علیه السلام ولی الله است طبق نقل از بحار الانوار ج 35 ص 13حضرت زهرا سلام الله علیها ولیة الله است [2] ،
مؤید این مطلب فرازی از دعای جامعه کریمه است که می فرماید : وَ بِکُمْ‏ یُمْسِکُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْض‏ ، بسبب شما اهل بیت است که آسمان روی زمین خراب نمی شود

4..این تازه گوشه ای از منصب دنیایی حضرات و عالم ملک است ، حال در عالم ملکوت چه مقامی دارند ، که وقتی سرور اهل بیت به مقامی می رسد که در شب معراج , جبرئیل آن فرشته مقرب الهی دیگر توان همراهی اش را ندارد و از حرکت باز می ایستد وخطاب به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید  «فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ احْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِی بِتَعَدِّی حُدُودِ رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ»[3] یعنی اگر از این مرحله قدمی بیش گذارم ، بالاهایم به سبب تعدی به حدود پرودگار آتش می گیرد
بله حضرت زهرا دختر آن مردی است که به مقام «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی » می رسد و خودش همان است که معادل شب قدر است آنجا که حضرت امام صادق می فرماید : « فَمَنْ‏ عَرَفَ‏ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر»[4] هر کس میخواهد مقام حضرت زهرا را بشناسد باید حقیقت شب قدر را در کند , حقیقتی که خود خداوند می فرماید « وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْر » یعنی تو چه می دانی شب قدر چیست ؟ یعنی با قرار دادن این روایت و آیه کنار هم به این معناست که خداوند می فرماید : تو چه می دانی فاطمه کیست ؟

یادم رفت حضرت زهرا را با کی می خواستیم مقایسه کنیم ؟



[1] الکافی ج 5 ص 153 حدیث 143

[2] بحار الانوار ج 35 ص 13

[3] عیون أخبار الرضا ج 2 ص 66

[4] بحار الانوار ج 43 ص 65

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۲۴
جعفری

وجود تفاوت‌های جنسیتی بین زن و مرد که منشاء ان تفاوت روحیات جنس زن با جنس مرد است و از طرف دیگر تفاوت‌های شخصیتی دو فرد متفاوت که هر یک در محیط خاصی و با فرهنگ خاصی تربیت شده‌اند، باعث ایجاد مشکل و اختلاف نظرهایی بین زن و شوهر می‌گردد.

راه حل این مشکلات چیست؟

ایا باید طرف مقابل تحمل کند و یا با اعمال نفوذ نظر خود را به کرسی بنشاند؟

اگر در مقابل مشکل تحمل کند این امر موجب ایجاد عقده‌های روانی در دراز مدت می‌گردد.

و اگر اعمال نفوذ کند که دیگر این خانواده رنگ ارامش و محبت را به خود نخواهد دید.

پس راه کار چیست؟

نظام تأهل مطلوب در اسلام نه مرد سالاری است و نه زن سالاری ونه فرزند سالاری. بلکه نظام تأهل مطلوب در اسلام خدا محوری است.

اسلام چنان ساختار خوانواده را طراحی کرده که اگر یک نفر به وظایفش عمل نکرد نظام خانواده از هم نپاشد. لنگر خانواده خداست نه طرف مقابل. خدا می‌گوید تو با من طرف هستی اگر همسرت وظایفش را انجام نداد تو باید وظایفت را انجام دهی.

اگر در خانواده زن یا مرد متدین نباشند و بخواهند در مقابل بدی‌های همدیگر صبر کنند ممکن است در دراز مدت به عقده‌های روانی تبدیل شود. چرا که با عشق و محبت این کار را نکرده و این وضیفه را با ایمان برای کسی که مطمئن است برایش جبران می‌کند انجام نداده. فلذا تبدیل به عقده روانی می‌شود. اما انسان مؤمن، زن و شوهر مؤمن حتی اگر طرف مقابل به او بدی کند چون می‌داند طرف حسابش خداست و حتماً برایش جبران می‌کند برایش بسیار قابل پذیرش می‌شود و به راحتی این طوفان عقده‌ها را در سجده و سجاده در مقابل خدا فرو می نشاند، فلذا همیشه ارامش دارد.

کسی که ارتباطش با خدا ضعیف است در معرض ایجاد عقده‌های روانی است چرا که حتماً نا کامی اجتماعی برای هر فردی پیش می اید.

روابط خانوادگی در اسلام تقابلی نیست. این گونه نیست که اگر او وظایفش را انجام نداد من هم انجام ندهم.

من برای این که واقعاً برای خدا زندگی کنم و ارامش پیدا کنم لازمه‌اش این است که رابطه با خدا یک رابطه واقعی باشد نه شعاری.

خانواده‌ای که ایمان دران کم رنگ است طبق نظر قران سختی‌های پر رنگی در زندگی خواهند داشت.

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً (1)

و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگیِ تنگ [و سختی] خواهد داشت

این خانواده برای حل مشکل خود همیشه به دنبال یک گشمده می‌گردند و به هر جا که می‌روند به آدرس اشتباهی می‌رسند. اما اسلام راهکار بهشتی زندگی کردن را در دین باوری خانواده‌ها معرفی می‌کند.

اسلام قائل به این نیست که اعمال، پاداش نسیه دارد. بلکه اعمال اثار واقعی دنیوی و اخروی دارد. اسلام نمی‌گوییم این کار را انجام بده تا بعد از مرک بهشت بروی بلکه می‌گوید همکنون بهشتی زندگی کن.

امیر المومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:

«فهم والجنة کمن قد رآها، فهم فیها منعمون، وهم والنار کمن قد رآها فهم فیها معذّبون». (2)

انسان مؤمن و متقی همانند کسی است که بهشت رو به روی اوست و از نعمت‌های ان استفاده می‌کند

و انسان گناه کار و فاسق همانند کسی است که جهنم رو به روی اوست و از عذابان دردناک است.

خانمی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید از شوهرت اطاعت کن هر چند که به تو ظلم کند (وَ لَا تَبِیتُ وَ زَوْجُهَا عَلَیهَا سَاخِطٌ وَ لَوْ کانَ ظَالِما) (3)

و اقائی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید همسر تو گل است و مرد باید همانند یک گل از همسر خود مراقبت نماید (فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة) (4)

پس لازمه زندگی با نشاط این است که ایمان در ان زندگی معنای واقعی داشته باشد نه معنای شعاری.

به امید با نشاط‌تر شدن خانواده‌ها

 

مطالب مرتبط

چرا افراد غیر مذهبی با نشاط تر هستند ؟


1) سوره طه آیه 124

2) نهج البلاغة:2: الخطبة 188، ص 187، طبعة عبده..

3) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج 14 / 243 / 61 - باب أنه لا یجوز للمرأة أن تسخط زوج‌ها و لا تتطیب و لا تتزین لغیره فإن فعلت وجب إزالته ..... ص: 238

4) (1) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج 5 / 510 / باب إکرام الزوجة ..... ص: 509




۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۳
محمد حسن قالبی

 

نمک و چربی ، شهوت و غضب

1..مواد غذایی باید دارای دو خصوصیات باشد
برای رفع گرسنگی ـ و برای رشد
لذا در قرآن کریم ، وقتی از غذاهایی جهنمی سخن به میان می‌آید ، می فرماید : خوراک جهنمی این دو خصوصیات را ندارد

لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ (6)[1] لا یُسْمِنُ وَ لا یُغْنی‏ مِنْ جُوعٍ (7)
براى آنان طعامى جز خار خشک و زهرآگین وجود ندارد که نه فربه مى‏کند و نه از گرسنگى بى‏نیاز مى‏نماید.

2. خوراکی های پر طرفداری مثل چیپس و پفک و پفیلا و ... که بعضا ارزش غذایی زیادی ندارد ، اما چرا اینقدر طرفدار دارند ، بخاطر وجود دو عنصر نمک و چربی ( روغن ) است ، بطوری که اگر این دو عنصر در این مواد غذایی نباشد ، قطعا این مواد خوراکی هیچ طرفداری نخواهند داشت ، زیرا نه ارزش غذایی دارند و نه مزه .
تولید کنندگان این گونه مواد غذایی چون می دانند این نوع خوراکی ها ارزش غذایی ندارند لذا با استفاده از چند عنصر مضر مثل نمک ، روغن و چربی هر چه که می توانند ، مزه این غذاها را بالا می برند ، که کمبود ارزش غذایی را در زیر پرده مزه کاذب پنهان کنند .
در حالی که نه گرسنه را سیر می کنند ، و نه باعث رشد می شوند

3. همانگونه که بدن انسان نیازمند خوراک است سالم است ، فکر انسان نیز نیازمند خوراک فکری سالم است

در حوزه خوراک فکری ،اگر سریالها و سینماهای هالیوودی و بالیودی و سازمانهای سینمائی کوچک تر دیگر که عمدتا دنباله رو این غول های سینمائی هستند ، مورد نقد واقع شود ، مشاهده می شود که در متن و فیلمنامه این فیلمها که باعث جذاب شدن آنها می شود ، از دو عنصر شهوت و غضب در قالب عشق و خشونت استفاده می شود ، بطوری که اگر این دو عنصر از این فیلم ها گرفته شود ، حرفی برای گفتن ندارند .

یعنی دقیقا مثل مواد غذایی کاذب همچون ؛ پفک و چیپس و ... نه توان سیر کردن و اقناع فکر و روح انسان را دارد و نه پشتوانه ای از حقیقت دارد که بتواند روح بی نهایت خواه انسان را سیراب کند .

4. انسان دارای گوهری ناب و غیر قابل توصیف است که خداوند متعال در آیه 29 سوره حجر به آن اشاره می کند ، آنجا که می فرماید : « َ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی » یعنی خداوند می فرماید : من از روح خود در انسان دمیدم .

ای انسان تو موجود بی نهایتی هستی که اگر می خواهی روح بی نهایت خود را سیراب کنی راهی جز اتصال به حق نداری و اگر چند روز بخواهی خودت را با غذاهای کاذب سیراب کنی ، موقعی به خودت می آیی که سرمایه اصلی ( عمر ) خودت را از دست دادی و روح تشنه از حقیقت را به دیاری می فرستی که انتهایی برای آن متصور نیست .



[1] سوره الغاشیه آیه 6 - 7

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۱
جعفری

هرکس را که دیدید زیاد از دیگران عیب جویی می کند مطوئن باشید او خلوتی ندارد تا از خودش عیب جویی کند

استاد پناهیان

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۱
محمد حسن قالبی

از گناهان خود به وسیله توبه سکویی برای پرش بساز نه وسیله ای برای سر افکندگی و دوری از خدا

سکو برای اوج دادنت احتیاج به پرش کوچکی دارد و ان پرش از جنس اشک و پشیمانی و گاهی خواندن نماز و گرفتن روزه‌های قضا شده و گاهی جبران حق مردم است.

اما سکویی که پولادین باشد با درجا پریدن نه تنها شما را اوج نمی‌دهد بلکه ضربه محکمی هم به شما وارد خواهد کرد.

 

إِلاَّ مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِک یبَدِّلُ اَللَّهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کانَ اَللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً

کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکیها تبدیل می‌کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.

سوره فرقان آیه 70

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۲
محمد حسن قالبی

اعتدال یا التقاط

پرده اول :
دوستی داشتم که می گفت ما در عروسی ها خیلی سخت گیری نمی کنیم ، مثلا یک شب در خوردن فلان چیز نباید سخت گرفت که حرام است و یا مثلا در پوشش خیلی مقید به رعایت بعضی از چیزها نیستیم

از او سوال کردم که در عزاداریها چگونه اید ؟( ایشان مال منطقه ای بود که عزاداریهای با شکوهی دارند )
گفت اتفاقا خیلی در عزاداریها با شور و شوق شرکت می کنیم ، و از هر لحاظ برای عزاداری کم نمی گذاریم ، گفتم خوب چرا اینگونه اید ، نه به آن عروسی و نه به این عزاداری ؟
گفت خوب ما در کارمان افراط نداریم ، هر چیزی جای خودش انسان باید در کارهایش اعتدال داشته باشد .

پرده دوم :
وارد خانه یکی از اقوام شده ام ، بعد از احوالپرسی و خوش بش ، بلند که می شود برود چای بیاورد یک لحظه به در و دیورا خانه نگاه می کنم ، در یک طرف تابلویی زیبا منقش به آیه « و إن یکاد الذین ...» و مقداری آن طرف عکسی منسوب به یکی از معصومین علیهم السلام ، و طرف دیگر عکس زنی نیمه عریان و ...
خوب لابد این هم اهل سخت گیری و بقولی افراط نیست او هم در کارهایش اعتدال دارد .

و...

این افراد ، مسلمانان زخمی و تیر خورده از تهاجم فرهنگی اند ،

که وظیفه افسران و سربازان جنگ نرم است که با تلاش و کوشش سعی در نجات این افراد از دست شیاطین جن و انس باشند , چه اینکه اگر این افراد به حال خود رها شوند , می رود که خون غیرت و دینش بالکل از روحشان خارج شده و بسان مرده ای متحرک و بی تفاوت در آیند , و بسان اجیر بی جیره و مواجب برای دشمن کافر باشند که کمر همت به ریشه کن کردن اسلام بسته .
اما اصل مساله یعنی فرق بین اعتدال و التقاط عرض می کنم :  گرامیان این دیدگاه هایی که عرض کردم التقاط است نه اعتدال

تبیین مساله :

در لغت التقاط ریشه اش کلمه لقط به معنای برداشتن و برچیدن چیزی است و به چیز برداشته شده لقطه گفته می شود و در اصطلاح ، التقاط گر به کسی گفته می شود که جزئی از مکتب را گرفته و با جزء دیگر مکتب یا دین دیگر تلفیق می کند .

به طور مثال مهندس مهدی بازرگان در کتاب «مذهب در اروپا» ، اروپائیان را در خط انبیا دانسته و مى‌نویسد:
حمام رفتن صبحگاه آنان که گاهى قبل از آفتاب انجام مى‌شود به منزله وضو و غسل، خواندن سرمقاله روزنامه را به منزله نماز خواندن، خواندن مقالات و اطلاعات دیگر این روزنامه‌ها را در حکم تعقیبات نماز. روزنامه نیم‌روز را خواندن و به اخبار گوش دادن، این مترادف است با صلاة الوسطى. کتاب بعد از ناهار را در حکم تعقیبات نماز ظهر، خوابیدن‌شان را همان هشت‌ساعت خوابیدنى‌که مؤمنان هم مى‌خوابند و مستحب هم هست. به قمارخانه و میخانه و رقاصخانه رفتنشان، البته اینها خیلى کم است. اینها قابل اغماض است. غیر قابل ملاحظه است. ورزش و تئاتر و موزه رفتن شبانه آنها در حکم امور مستحبى است.

در واقع چنین شخصی قائل به نوعی اومانیسم ( انسان محوری ) است ، یعنی خودش را محور حقائق قرار داده و هر چه را مطابق با میل اش باشد گرفته و هر چه را که مطابق با میلش نباشد رها می کند ،
از دیدگاه چنین شخصی مثلا همه احکام اسلام قابل عمل نیست ، و فقط آنچه را با میلش مطابق است را قبول دارد،

حال اگر مقداری منصف باشد مستقیم نمی گوید اسلام دین افراطی است بلکه می گوید باید انسان در زندگی اش اعتدال داشته باشد ، که مفهوم حرفش این است که اسلام دین معتدلی نیست .

لذا طرف می گوید ، به جوانها سخت نگیرید ، بگذارید آزاد باشند ، بگذارید خودشان راه خود را انتخاب کنند ، خوب دوست گرامی که این حرف را می زنی بچه های خودت را هم آزاد می گذاری دست به هر کاری بزنند و هر بدبختی مثل اعتیاد ، رابطه با جنس مخالف و ... را تجربه کنند بعد که سرمایه عمرشان به باد فنا رفت ، بنشینند ببینند کدام راه بهتر است تا آن را انتخاب کنند .

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۳۳
جعفری

امام رضا علیه السلام و غول چراغ جادو

در افسانه های قدیمی داستانی به اسم غول چراغ جادو ، با دست کشیدن به چراغ جادو این غول ظاهر شده و همه خواسته های صاحب چراغ را بر آورده می کرد ،

متاسفانه برخی نگاهشان در توسل به اهل بیت علیهم السلام اینگونه است ، طرف که به حرم امام رضا علیه‌السلام می رود که تا با توسل به آن بزرگوار خواسته هایش را بر آورد ، اما وقتی بنابر دلایلی خواسته اش بر آورده نمی شود ، با حالت قهر تصمیم می گیرد به زیارت آن بزرگوار نرود یا اینکه خدای ناکرده از ارادتش به حضرت کم می شود .

در حالی که باید دانست ائمه معصومین علیهم السلام نماینده خداوندی هستند که علاوه بر قادر بودن و مهربان بودن ، حکیم نیز هستند . 
غول چراغ جادو که در ابتدای نوشتار به آن اشاره شد ( صرف نظر از واقعی نبودن و خیالی بودن چنین چیزی ) فقط قادر به انجام کار بود و اینکه مطیع صاحب چراغ بود ، اما آیا خداوند هم باید مطیع ما باشد یا اینکه ما باید مطیع او باشیم ؟

صد البته که ما باید مطیع خداوند متعال باشیم ، نه اینکه که هر کاری را که خواستیم انجام دهیم و خداوند هم تابع خواسته های ما باشد و همه اسباب و وسایل را طبق خواسته های ما مهیا نماید ، زیرا این دیدگاه که همان دیدگاه اومانیستی و انسان محوری است که اصلا اعتقادی به مبداء و معاد ندارد و اگر هم خدایی را قبول کند ، خدایی را قبول دارد که نعوذبالله در حد غول چراغ جادو باشد .

اما از دیدگاه انسان موحد خداوند بسان طبیبی است که آگاه به امراض بوده و اگر چیزی می دهد یا اینکه چیزی را می گیرد همه از روی حساب و کتاب است ، لذا در رویت داریم از رسول گرامی اسلام صلی‌ الله علیه و آله که می فرماید :

یَا عِبَادَ اللَّهِ أَنْتُمْ‏ کَالْمَرْضَى‏ وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ فَصَلَاحُ الْمَرْضَى فِیمَا یَعْلَمُهُ الطَّبِیبُ وَ یُدَبِّرُهُ بِهِ لَا فِیمَا یَشْتَهِیهِ الْمَرِیضُ وَ یَقْتَرِحُهُ أَلَا فَسَلِّمُوا لِلَّهِ أَمْرَهُ تَکُونُوا مِنَ الْفَائِزِین‏ .

یعنی : ای بندگان خدا شما مثل مریض هستید و خداوند بمثابه طبیب ، پس صلاح مریض در همان است که طبیب تشخیص داده و صلاح مریض در هر چه که دوست دارد نیست ، پس ای بندگان خداند تسلیم امر و مقدرات الهی شوید تا از رستگاران گردید

 

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۱
جعفری