پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

۱۵ مطلب با موضوع «اخلاق» ثبت شده است

و اما تو چه می دانی که دمکراسی چیست ؟

برخی از دوستان سوالی مطرح کردند که آیا اسلام با دموکراسی سازگاری دارد , اصلا می شود مسلمان بود و حکومتی دمکراتیک تشکیل داد ؟
لذا در این زمینه لازم دیدم مقداری از تاریخچه و بعدا ماهیت دموکراسی صحبت کرده و سپس به دیدگاه اسلام در این زمینه بپردازیم

 تعریف لغوی و اصطلاحی از دموکراسی

دموکراسی  اصطلاحی یونانی است که مرکب از دو کلمه  demos  ( به معنای مردم ) که در اصطلاح یونانی به معنای جمع روستاییان بوده , و cratia ( به معنای قدرت ) می باشد .
که در حدود قرن پنجم قبل از میلاد این اصطلاح معنای جدیدی پیدا کرد و به اجتماع همه مردم آتن ( پایتخت یونان) اطلاق شد که برای تصمیم گیری در امور حکومتی یک جا جمع شده و به بحث و مجادله می پرداختند , و بعد از آنکه تقریبا تمام شئون حکومت به دست خود مردم افتاد که چون اکثرا کشاورز بوده و اهل روستا بودند , از آن پس حکومت آتن را دموکراسیا (
demokratia) به معنای حکومت روستائیان , نام گذاری کردند .
که بعدا این کلمه ( یعنی دموکراسی ) به همه حکومت هایی که بدست مردم گردانده می شود اطلاق شد .

ظاهرا تعریف واحدی از دموکراسی وجود ندارد , ولی اجمالا آنچه که مربوط به بحث ما می شود این است : دموکراسی در یک دید کلی به شیوه حکومتی گفته می شود که در آن توده مردم با شرکت در انتخابات حاکمان خود را انتخاب می کنند

اما دموکراسی ( به معنای انتخاب حاکمان توسط مردم ) در عالم واقعیت چگونه است ؟

برای پاسخ به این سوال به راه دور نرفته از همین کشور خودمان که مثال می زنیم
آنهم از مهمترین انتخاباتش یعنی ریاست جمهوری , چرا که بقول معروف مشت نشانه خروار است .

کشور ما  دارای حدود 80 میلیون جمعیت است که اولا 32 درصد ( که تسامحا برای رند شدن 30 درصد حسابش می کنیم ) به خاطر نداشتن سن قانونی حق شرکت در انتخابات را ندارند .

می ماند 70 درصد که ( که معمولا در میانگین شرکت در انتخابات پرشور در همه کشورها حدود 60 درصد است یعنی حداقل 40 درصد از واجدین شرایط در انتخابات شرکت نمی کنند که این 40 درصد حدود 28 درصد آن 70 درصد واجدین شرائط می شود
به عبارت ساده تر از 70 درصد باید 28 درصد هم کم شود که می ماند 42 درصد از کل جمعیت یک کشور .

حال فرض کنید که فی المثل در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری که تقریبا نصف به علاوه سیصد هزار نفر رای آورد و پیروز انتخابات شد . چند نفر رئیس جمهور را انتخاب کردند ؟ بله درست حدس زدید از آن 42 درصد با تسامح 22 درصد به رئیس جمهور رأی دادند .
به عبارتی واضح تر در مثال ما تقریبا 78 درصد مردم در انتخاب شخص منتخب هیچ نقشی نداشتند , این همان نتیجه دموکراسی است که گاهی با آب و تاب چنان بیانش می کنیم که آب از لب و لوچه مان سرازیر می شود چرا که فکر می کنیم , چقدر نسبت به زمان های قدیم رشد و تعالی داشته ایم  !!!

حال بماند که بنیانگذاران دموکراسی , همان 22 درصد را هم اگر به کسی رای دهند که باب میلشان نیست ,جوابشان سربهای داغ با روکش مسی است که سینه شان را بشکافند , و از آسمان بر سرشان آتش بریزند , آنهم به توسط کشوری که اگر صحبت از دموکراسی در آن شود , جواب اش شمشیر است و گردن ( نمونه اش یمن و سوریه )

اما دموکراسی در اسلام

امیر المومنین علیه السلام ( ولی الله الاعظم ) در خطبه 97 نهج البلاغه بعد از جنگ نهروان در نکوهش لشگریان خود در سال 38 هجری خطبه ای ایراد فرمودند که , قسمتی که مربوط به بحث ما می شود را بیان می کنم

« لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِیَّتِی »
یعنی ملت های جهان صبح می کنند , در حالی که از ستم زمامدارانشان در ترس وحشت اند , من صبح می کنم در حالی که ستمگری پیروان خود وحشت دارم ,

که می دانیم این کلام مربوط به قریب 1400 سال پیش گفته شده و نیازی به توضیح ندارد و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
آن هنگام که به عنوان خلیفه انتخابش کردند , خلیفه 50 کشور کنونی اسلامی بود , که وقتی عسل از یمن به عنوان مالیات آورده بودند به عسل نگاه کرد و فرمود , عجب رنگ قشنگی دارد , اما نمی دانم مزه اش چگونه است ؟

نمونه دیگر ( خواهش می کنم , این فراز را با دقت تا آخر بخوانید , جان کلام همین جاست )

و آن اینکه ؛  این قضیه را تقریبا همه شنیده اید که : وقتی سردار رشیدش ( مالک اشتر ) به چند قدمی خیمه گاه معاویه رسیده بود , و آن هنگام قران ها توسط لشگریان معاویه بالا رفت و حضرت به اجبار خوارج مجبور به قبول حکمیت شد .

و این را هم شنیده اید که بعد از نیرنگ معاویه ، دوباره خوراج سراغ  امیر المومنین علیه السلام آمده و گفتند ما اشتباه کردیم و توبه می کنیم , تو هم اشتباه کرده و باید توبه کنی .
اینکه خودشان اشتباه کردند و اقرار به اشتباه می کنند که واضح است , خوب امیرالمومنین چه اشتباهی کرده بود ؟؟؟
که از او توبه می خواستند , تا حالا فکر کرده اید ؟

بله اشتباه کرده بود ( البته به نظر ما عقل کامل هایی که به میمنت و تجربه کفار و مشرکین به مقام منیع دموکراسی نائل آمدیم ) اشتباهش این بود که با اینکه می دانست همه این خوارج اشتباه می کنند و عاقبت کارشان به کجا می رسد با این حال مالک اشتر را از چند قدمی خیمه معاویه برگرداند ,
لذا این خوارج اصلا هضم نمی کردند که چرا حضرت با اینکه می دانست آنها اشتباه می کنند ، چرا به نظر آنان احترام می گذارد , در حالی خودشان هم خودشان را به این حد قبول نداشتند , لذا از او می خواستند به سبب احترامی که به آنها گذاشته از کرده اش توبه کند !!!

و اما در آخر :  

خدایا از اینکه نام وصی ات را کنار , جانوارانی که صدها سال پیش به درک واصل شده اند بردم و اگر نام کسی را که مادران جهان به اعتراف دوست و دشمن از آوردن چنین فرزندی عقیم اند در کنار سگ و شغالهای امروزی ( صهیونیسم مسیحی و یهودی و افکار پلیدشان یعنی دموکراسی ) بردم از پیشگاهت عاجزانه طلب عفو می نمایم .

رابطه علم و دین

دو کتاب اسرار آمیز

امام رضا علیه السلام و غول چراغ جادو

حضرت زهرا سلام الله علیها یا خانم دکتر مریم میرزاخانی

شهید مطهری یا دکتر شریعتی ؟

دین امری اختیاری یا اجباری ؟



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۴۳
جعفری

شهید مطهری یا دکتر شریعتی ؟

گر چه مساله تقابل افکار این دو شخصیت ، مربوط به سالهای قبل است و الان به یک معنا طرح چنین مساله ای خیلی موضوعیت ندارد ، لکن در بعضی محافل هنوز برخی به این مساله دامن زده و هنوز دم از آن اختلافات می زنند .
و از طرفی زوایایی از این اختلافات هست که شاید اگر روشن شود ، برای امروز ما هم راه گشا خواهد بود .

اینکه طرفدار کدام نوع تفکر باشیم نیازمند به یک مقدمه است .

اصولا انسان تا می تواند باید محقق باشد و هر چه بتواند کمتر مرید فکر دیگران باشد ، به همان اندازه آزاد اندیش تر بوده و خودش واقعیات و حقائق را بهتر و ملموس تر حس می کند .

لکن به هر حال کار هر کسی نیست که خودش مستقلا محقق باشد ، خواه و ناخواه بدلائل مختلف اکثر اشخاص جامعه مقلد فکری یک شخصیت اجتماعی می شوند . که این موضوع همواره در طول تاریخ وجود داشته است
مثلا ما در بزرگان ادبی و شخصیت های دینی خود این نوع تقلید را می بینیم مثل دلبستگی شخصیتی مولانا به شمس تبریزی .

یا مثلا شیخ الطائفه یا همان شیخ طوسی که صاحب دو کتاب از چهار کتب روایی اصلی شیعه ( التهذیب و الاستبصار)  می باشد . دارای چنان جلالت شأنی بود که تقریبا تا زمان ابن ادریس حلی همه مجتهدین عملا مقلد فکری ایشان بودند .

هم چنین تقلید فکری و روشی فقهاء و علماء بعد از شیخ انصاری رحمه الله علیه از ایشان تا زمان معاصر نیز یک نمونه از این موارد است .

فلذا چنین تقلید فکری نه تنها مذموم نیست بلکه یک امر رایج و طبیعی است که از اول تاریخ تفکر بشر بوده .

حال که قرار است در امور اجتماعی مقلد فکری شخصیت های اجتماعی قرار بگیریم صحبت این است که مقلد فکری چه کسی باشیم ؟
در این باره باید گفت : شخص هر چقدر نابغه هم باشد ، اما اگر منبع افکارش متصل به مبداء هستی ( یعنی وحی ) نباشد ، مانند آب قلیل است که به محض برخورد با افکار ناپاک نمی تواند پاکی خود را حفظ کند ، و طبیعتا نمی تواند روشن کننده و پاک کننده اطرافیان خود نیز باشد .

مثلا شخصیتی مثل بودا یا مانی ممکن است یک نابغه فکری باشد اما به خاطر عدم اتصالشان به مبداء هستی ، نه نور دارند و نه نورانی کننده راه مقلدین خودشان هستند ، لذا کشورهای بودائی ( مثل چین ، هند و ژاپن ) شاید مردمانی باشند که از لحاظ صنعتی پیشرفته باشند ، اما از لحاظ علوم انسانی  پیاده بوده و لذا به علت نبود بنیه فکری ، یک زمان دنباله رو افکار سوسیالیستی روسیه قرار گرفته و کمونیست شدند،‌ و بعد از فروپاشی کمونیست عملا به دامن لیبرالیسم غلطیدند.

اما از طرفی می بینیم امثال افلاطون و سقراط ... چون افکارشان در سایه سار پیامبران زمان خودشان رشد و نمو پیدا کرده بود لذا بنیانگذار فلسفه ای بودند که توسط دانشمندان اسلام اخذ شده و پرورش داده شد و نه تنها اسمشان از یاد تاریخ پاک نشد ، بلکه علم فلسفه از جمله علوم پرباری است که در سایه اسلام رشد پیدا کرده است . و امروزه زبان فلسفه ، یک زبان گویای مسائل پیچیده اسلامی است .

در مورد شخصیت های تاریخی و دینی ما هم همینگونه است ، مثلا اگر اسم بوعلی سینا در تاریخ مانده نه فقط به خاطر نابغه بودنش است بلکه ، بخاطر استفاده از منابع وحیانی اسلامی است که چه درزمینه طب ، و چه در زمینه فلسفه از این منبع لایزال استفاده کرده است.

مخلص کلام اینکه : هر شخصی به میزان اتصالش به مبداء هستی ، و استفاده از منابع وحیانی ، به همان مقدار شخصیت و افکارش قابلیت ماندن در بستر زمان و چراغ هدایت مقلدین افکارش می باشد و به هر میزان که افکارش متکی به شخصیت خودش باشد و کمتر از منابع وحیانی استفاده کرده باشد ، به همان میزان نیز از حقائق هستی بدور است .
مگر نه اینکه نام پیامبران علیهم السلام به خاطر اتصالشان به مبداء هستی همواره در طول تاریخ ماندگار شده و نام غیر آنها با گذر زمان به بوته فراموشی سپرده شده ،
آیا شما می توانید نام دو نابغه فکری از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام نام ببرید ؟
حال باید شهید مطهری یا دکتر شریعتی را هم با همین میزان سنجید ، چرا که این دو نفر از این قاعده مستثنی نیستند .

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۵۳
جعفری

شنا با چادر

در نزدیکی عید هستیم و مراسماتی که مردم ما در این عید دارند ، و علی الظاهر بنفسه اشکالی هم ندارد ، و اگر هم در ضمن این مهمانی های و دید و بازدیده ها کار خلاف شرعی هم صورت بگیرد ربطی به باطل و غیر شرعی بودن این مراسمات ندارد ،
کما اینکه ممکن است کسی در یک مراسم شرعی هم مرتکب کار خلاف شرعی شود .
منتهی در این زمینه نکته ای وجود دارد که ، بر آن شدم  دست به کیبورد ببرم

درست است که اسلام دین همه جانبه است ، اما باید دانست که دین بین المللی نیز هست یعنی بگونه ای است که وقتی وارد یک سرزمین می شود اینگونه نیست که همه چیز را باطل اعلام کند و بگوید که می خواهم از صفر تا صد فرهنگ جامعه را خودم بنا نهم .
نه خیر دین اسلام اینگونه نیست ، بلکه بسیاری از احکام اسلام امضایی است ، یعنی اگر ببیند ، مراسم یا اعمالی که یک جامعه دارد ، با اصول و فروع دین منافاتی ندارد ، مخالفتی با آن مراسمات نخواهد داشت .

لکن باید دانست اسلام در برابر بدعت ( به معنای اضافه یا قیچی کردن چیزی از دین ) بسیار حساس است ، که در این زمینه باید گفت :

یک موقع است که مجتهدی با توانایی که در طول سالها ممارست و تدریس بدست آورده سعی می کند احکام و نظر اسلام را در مسائل جدید و مستحدثه از منابع اصیل آن استنباط کرده و بدست آورد .

اما گاهی مردم عادی و بعضا متدین ، در بسیاری از موارد شروع به اجتهاد می کنند ،‌ در حالی که فاقد ملکه و مهارت اجتهاد هستند ، و به مبانی اصولی و اعتقادی و فقهی اسلام آشنایی کافی ندارند .
این افراد گاهی در صدد این هستند که به همه کارهای خود رنگ و لعاب اسلامی بدهند ، مثلا بقول یکی از دوستان ، حجاب مانع هیچ گونه فعالیتی نبوده و شخص می تواند با حجاب باشد و دقیقا تمام کارهایی که زنان در غرب انجام می دهند را انجام دهد مثلا چادرش را از کمرش ببندد و در پمپ بنزین مشغول کار شود و یا با همین چادر می تواند شنا کند و قهرمان هم بشود !!!

یا مثلا در مورد عید نوروز به صرف اینکه شنیده اند چند روایت در زمینه عید نوروز داریم شروع به رنگ و بوی اسلامی دادن به این عید باستانی ما دارند .
درحالی که غافل از این هستند ،‌که این روایات باید از لحاظ سند بررسی شود که مثلا حدیث جعلی و ساختگی نباشد .
و در مرحله بعد باید مضمون روایت مورد بررسی قرار بگیرد که مضمون روایت چه می خواهد بگوید و تازه بر فرض اثبات اینکه این روز طبق این روایات روزی بوده مثلا کشتی حضرت نوح در کوه جودی آرام گرفته ، این چه ربطی به دید و بازدید ما با هم دارد ؟؟! یعنی مثلا به میمنت ، قرار گرفتن کشتی حضرت نوح ما سفره هفت سین می چینیم ؟

لذا بجای اینکه بخواهیم اسلام را با خودمان تطبیق دهیم ، باید سعی کنیم ، خودمان را با اسلام تطبیق دهیم ، مثلا در همین مراسم عید نوروز ، دید و بازدید ، سنت حسنه ای است ، اما اینکه هر خانواده ایرانی مثلا حدود 200 گرم گندم را به عنوان سبزه استفاده کرده و آخر هم سبزه را بدور می اندازد ، با این احتساب که اگر 22 میلیون خانوار ایرانی هر کس 200 گرم هم گندم در این مورد مصرف کند 4400000 کیلو گندم به دور ریخته شده .
حال بماند اسرافهای بسیار بزرگتری که انجام می گیرد و به آن عادت کردیم که فقط به گرانبهاترین آن اشاره می کنم ، یعنی وقت و عمر.

مطالبی دیگر
دو کتاب اسرار آمیز
زخم معده
رابطه علم و دین
حجاب چرا

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۰۱
جعفری
بیایید چهار شنبه سوری بدون خطر را سپری کنیم
این جمله ای است که این روز ها خیلی از صدا و سیما به آن پرداخته می شود که در این باره توجه به نکته ای خالی از لطف نیست
1.از دیدگاه امام خمینی (س)، صداوسیما یک دستگاه عظیم آموزشی و تربیتی و به منزلۀ یک«دانشگاه عمومی» است که قلمرو آن، در سطح کشور گسترده است.این رسانۀ سراسری باید با مردم، حکم معلم و شاگرد را داشته باشد، با حذف برنامه های بیهوده و صرفاً سرگرم کننده، و ارائۀ برنامه های اصولی و منطبق با موازین اسلام و برخاسته از بینش و فرهنگ اسلامی، به روشنگری بپردازد و مردم را با غذاهای صحیح و سالم تغذیه کند و نسل آینده را- که نیازمند تربیت مستمر از خانه تا دبستان، دبیرستان و دانشگاه است- مبارز بار آورد؛ متفکر و برومند بپروراند؛ مستقل و دارای اراده و تصمیم، نه پایبند به مسائل شهوی و امور مخدر.
2. صدا و سیما با بیان اینکه چهارشنبه سوری باشد اما بدون خطر , در پی القاء این مطلب است که جان شما دارای ارزش است , و بخاطر لذت آنی جان باارزشتان را به خطر نیندازید , که البته حرفی بسیار متین و عاقلانه است .
3. اما درد ما این است که این رسانه و دانشگاه عمومی به اصل باطل بودن چهارشنبه سوری نه تنها اشاره ای ندارد و برنامه ای قابل قبول در این زمینه ارائه نمی کند , بلکه همانگونه که در تیتر بحث بیان شد , اینگونه القاء می کند که اصل چهارشنبه بلا اشکال است البته بدون خطر جانی .
که در این باره باید گفت اگر ما جانی داریم که باارزش است باید دانست همین جان را حیوانات جاندار دیگر هم دارند , اما فرق است بین انسان ( به عنوان اشرف مخلوقات جهان) با سایر جانداران .
 انسان علاوه بر جانی ( که همه جاندارن دیگر دارند ) جان دیگری دارد که جان جانان است , که همان گوهر انسانی اوست که این گوهر در سایه تعالیم اسلامی , رشد و تعالی پیدا کرده و در سایه فرهنگ اصیل اسلامی بارور می شود , و فرهنگ های جاهلی قدیم و جدید نه تنها کمکی برای این هدف نیست که مانع جدی نیز می باشد
4. در طول تاریخ هر جا پیامبرانی برای هدایت قومی مبعوث شده اند , مخالفین پیامبران وقتی در برابر برنامه های الهی و غنی رسولان الهی قرار می گرفتند چون می دانستند برای خنثی کردن چنین برنامه های با محتوی و مغز داری  صرف مبارزه فیزیکی و جنگ و جدل لفظی کارساز نیست , لذا برای خنثی کردن برنامه های الهی , بحث سنت های جوامع خویش را  پیش می کشیدند
حتی بعضا سنت های غلط یکی از موانع اصلی قبول دعوت و رسالت پیامبران علیهم السلام بوده
به عنوان مثلا در آیه 104 سوره مائده می فرماید : « وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ»
یعنی : چون به آنها گفته شود به آنچه خدا فرو فرستاده است و به پیامبر رو آورید گویند: آنچه نیاکانمان را معتقد به آن یافته‏ایم برایمان کافى است. و لو آن که نیاکانشان چیزى نمى‏دانستند و هدایت نشده بودن.
اصولا جامعه اسلامی و مسلمانان با توجه به برنامه غنی , پر مغز و متعالی اسلام نه تنها نیاز به خرافات گذشتگان ندارند بلکه بسیاری از سنت های غلط گذشتگان از جمله همین چهارشنبه سوری در تضاد با برنامه های متعالی اسلامی است
منتهی برخی کسانی که افکارشان و اخلاقشان در محیطی رشد یافته که خالی از درک مباحث عمیق اسلامی و اهداف گرانسنگ آن است , لذا با افکار التقاطی خود قادر به تشخیص صحیح جایگاه انسان از یک طرف و برنامه ریزی صحیح و استفاده از مباحث غنی اسلامی از طرف دیگر نیستند .
و این بر عالمان دینی و مرزداران اعتقادی است که کمر همت بسته و در این زمینه روشن گریی نمایند. چرا که حفظ جان جانان ( اعتقادات یک انسان ) کمتر از حفظ جان نیست .
و السلام علی من التبع الهدی

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۵۲
جعفری

زخم معده

قران کریم در آیه 2 سوره بقره می فرماید : « ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین »
یعنی : بى تردید این کتاب راهنماى پرهیزگاران است

شاید در نگاه اول به این آیه شریفه این طور به نظر آید که مگر قران هدایت برای همه انسانها نیست ؟
اگر اینگونه هست ، پس چرا خودش می فرماید هدایت است برای پرهیزکاران ؟
به عبارتی ساده تر : مگر نه اینکه اول قرآن باید همه انسانها را هدایت کند ، و بعد آنها پرهیزکار شوند ؟

در جواب این سوالها باید گفت همانگونه که میوه و سبزی تر و تازه به نفسه مفید بوده ، و هر عاقلی می داند میوه و سبزی تازه و سالم ، نه تنها هیچ ضرری ندارد ، بلکه در مواقع زیادی برای بدن ضروری نیز هست .

اما کسی که دارای زخم معده هست ، وقتی این میوه یا سبزی را می خورد ، معده اش گاهی شروع به سوزش می کند و گاهی شاید کسی که دارای زخم معده است اگر میوه ای بخورد به خاطر عدم سازش معده ، حالت تهوع نیز بگیرد
آیا این بخاطر مضر بودن میوه یا سبزی است ؟ یا اینکه نه بخاطر زخم داشتن معده طرف است ؟

قرآن نیز بلاتشبیه اینگونه است که بنفسه هدایت است بطوری که اگر کسی غرض یا مرضی نداشته باشد و دنبال هدایت باشد و یا حداقل بی طرف با قرآن مواجه شود ، قرآن را نور و هدایت می یابد .

اما کسانی که دارای مرض روحی اند و ایمان به خداوند و آخرت ندارند ، خداوند در آیه 45 سوره الزمر درباره اشان می‌فرماید : « وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُکِرَ الَّذینَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ »

یعنی : و چون خدا به یگانگى یاد شود دلهاى کسانى که به آخرت ایمان نیاورده‏اند بیزار شود و چون از معبودهاى دیگر یاد شود شادمان مى‏شوند.
به عنوان مثال : همین که مى‏گوییم: «قصاص، قانون الهى است» چهره‏شان درهم مى‏شود، ولى همین که مى‏گوییم: «حقوق بین الملل» لبخند مى‏زنند. هر گاه به نماز مى‏ایستد که تنها مخاطبش خداست روح او متنفّر است، ولى هر گاه سخنرانى یا تدریس مى‏کند که مخاطبش غیر خداست با تمام توجّه و نشاط سخن مى‏گوید.
در آخر اینکه از خداوند استداعا داریم که امراض قلبیمان را شفا داده تا بتوانیم از معارض الهی سیراب شویم انشاءالله
۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۲۱
جعفری

خون پاک

گاهی آبی طاهرو پاک است مثل آب میوه یا دوغ ... که این گونه مایعات چون پاک هستند می‌شود از آنها برای نوشیدن استفاده کرد . اما چون آب مضاف بوده و مطلق نیستند لذا قابلیت پاک کنندگی را ندارند ، بنابر این اگر چیز نجسی را با این مایعات بشوئی پاک نمی شود .

اما گاهی آبی خالص است و به عبارتی مطلق است ، که این چنین آبی علاوه بر اینکه طاهر است طهور ( پاک کننده) نیز هست . به این معنا که هم ذاتشان پاک است و هر چیز ناپاکی را هم طاهر می کنند
با توجه به این مقدمه فقهی عرض می کنم که :
گاهی اشخاصی هستند در شغل کارمند ، کشاورز یا کارگر یا کاسب ...، که در طول زندگی خودشان انسانهایی درست کار هستند و مقید به امور شرعی از قبیل نماز و روزه و خمس و زکات می باشند، این اشخاص مثل آب طاهرند ، یعنی انسانهای پاکی هستند اما پاک کننده نیستند ، یعنی این طور نیست که بعد از مرگشان تاثیری در جامعه داشته باشند .

اما بعضی از انسانها به جایی می رسند که نه تنها طاهرند بلکه بالاتر طهور ( پاک کننده ) نیز هستند ، یعنی علاوه بر اینکه خودشان آدم طاهری هستند ، باعث طهارت اطرافیان و جامعه را نیز می شوند.
در مورد شهدای کربلا می خوانیم «
بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی طِبْتُمْ وَ طَابَتِ‏ الْأَرْضُ‏ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ وَ فُزْتُمْ فَوْزاً عَظِیماً [1]»
یعنی : پدر و مادر فدایتان ، هم خودتان طیب و پاک هستید هم زمینی که در آن فدن شدید ...»

شهدای ما هم که الگویشان ابی عبدالله الحسین علیه السلام بود نه در حد سیدالشهداء بلکه در مقیاس خودشان باعث نوارنیت و تعالی جامعه می شوند , لذا بقول آیت الله جوادی آملی: در سنگرها آنچه باعث هدایت و تعالی بچه های رزمنده می شد‌ ، بطوری که شهادت آرزویشان می شد , حسین حسین بود , نه سرودهایی مثل ایران ای مرز پر گهر

شهیدی که  نه تنها در زمان خودش با خونش از جان ، ناموس و مال مسلمانان را صیانت کرده بلکه بعد از 30 سال با آمدن استخوانهایشان ، فضا و محیط  جامعه غبار آلود و دنیازده جامعه را عطرآگین به بوی خدا می کنند .

این تاثیر و پاک کنندگی شهید اکسیری است که خداوند در قبال خلوص شهید که همه هستی اش یعنی جان شیرین خویش را در راه رضای خداوند داده به آنها اعطا کرده است , زیرا در دادن جان در راه خدا دیگر نمی شود ریا کرد یا برای غیر خدا جان داد .



[1] المزار الکبیر ص 465

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۰۳
جعفری

موتور سیکلت مدل 62 اما صفر کیلومتر

سوال : آیا اگر اسلام وارد سیاست نمی شد بهتر نبود و سالم تر نمی ماند
طرف موتور سیکلت داشت مدل 62 اما صفر کیلومتر دلش خوش بود که موتورش بعد از 30 سال صفر است اما به این نکته توجه نداشت که در طول این 30 سال موتور خوابیده بود با سنگ بیابان فرقی نداشته زیرا کاری انجام نداده ، تازه بعد از سی سال خواب می خواهد از الان برایش موتوریت کند در حالی که ارزش موتور 30 سال پیش بسیار بیشتر از الان بوده ، زیرا آن موقع اگر موتور را می فروخت می توانست قطعه زمینی را بخرد که الان یک میلیارد قیمت دارد ، ولی موتور الان همان موتوری است که در بهترین حالت 2 میلیون پولش است .

حال بر می گردیم به سوالی که اول مطلب مطرح شد ، در جواب این سوال باید گفت :
اسلام قانونی است که در برگیرنده تمام شئون فردی ، اجتماعی و اخلاقی ... بشری است ، بطوری که اگر اسلام در هر شأن از شئون زندگی انسان جاری نباشد ، اجرای ناقص اسلام در شئون دیگری نیز مثمر ثمر نبوده و فایده ای نخواهد داشت .
اسلامی که کنار بماند تا سالم بماند ، مثل موتوری است که کنار خوابیده و هر روز که می گذرد نه تنها ارزش پیدا نمی کند بلکه از ارزشش کاسته می شود .
به عبارت دیگر : اصلا اسلام مگر غیر از یک مجموعه قوانین الهی برای رسیدن بشر به کمال و سعادت است ؟
خوب کنار بماند و سالم بماند که چه بشود ، بعدا ترشی اش را بگیرند ؟؟؟

اشکال : آیا اجرای ناقص اسلام هم ضربه به اسلام نمی زند ؟
در جواب می گوییم ، اجرای ناقص اسلام بهتر از کنار ماندن آن است ، یک قاعده ای است در زبان عربی که می گوید مالایدرک کله لایترک کله ، که این قاعده معادل شعری فارسی است که می گوید :
  آب دریا را اگر نتوان کشید      هم به قدر تشنگی باید چشید

به بیانی دیگر : همان مثال عرفی که می گوید هر کس که انشاء می نویسد غلط هم دارد ، اصلا مگر نه اینکه اکثریت قریب به اتفاق پیشترفت های بشری در سایه آزمون و خطا بوده است .
به عبارت واضح تر به کسانی که از روی عمد یا نادانی می گویند اسلام را کنار بگذارید تا سالم بماند در جواب می گوییم :
شما غصه سالم ماندن اسلام را نخورید ، اسلام هر گونه که اجرا شود ، اثرات و برکات خاص خودش را دارد ، و این عمل ناقص به اسلام است که مانع رشد است نه اجرای ناقص ، چرا که اجرای کامل اسلام در زمان غیبت اصلا ممکن نیست .

در واقع این دیدگاه اهانت به ساحت انسان هایی که است که در زمان غیبت معصوم زندگی می کنند ، چرا که می گوییم اگر اجرای اسلام کامل در زمان غیبت ممکن نیست پس نعوذبالله انسان های زمان غیبت مثل گوسفند باید بچرند و بچرخند و بمیرند ، تا اینکه امام زمان عجل الله تعالی فرجه ، ظهور کند و اسلام را اجرا کند ؟؟؟
پس این روایت که می فرماید : « أَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج‏[1] » ( یعنی بهرتین اعمال امت من انتظار فرج است ) برای چه کسانی است ؟؟؟
کسانی که اسلام در حقشان جاری نشده و در سایه اسلام تربیت نیافته باشند ، می توانند منتظرین فرج معصوم باشند ؟؟؟ نکند مقصود این روایت انسانها نبوده اند و منظور اجنه باشند !!!

ثانیا : اگر حفظ اسلام امری عقلائی بود ، بهتر نبود که در قضیه کربلا ، امام حسین علیه السلام با یزید لعنه الله علیه صلح می کرد تا هم جان عزیزش سالم بماند و هم اینکه حرمت اهل بیتش شکسته نشود ؟؟؟
در واقع حرکت امام حسین علیه السلام درسی است که به ما می آموزد در هر شرایطی باید در حد توان به مقداری که می‌توانی اسلام را اجرا کن ولو در بدترین شرایط .



[1] بحارالانوار ج 50 ص 318

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۲۵
جعفری

یک بنگاه کرایه وسائل نقلیه داشت . وسائل نقلیه لوکس با مدل های پیشرفته . سرخ رنگ ،  دو کوهانه ، یک کوهانه و ...

حسابی کارش گرفته بود . اسمش صفوان بود . بله همه نوع شتری برای کرایه دادن داشت . و به خاطر همین شغلش به او جمال می گفتند .

صفوان جمال روزی خدمت حضرت امام کاظم(ع) رسید. آن حضرت به او گفتند : همه چیز تو خوب و نیکو است جز یک چیز! سؤال کرد: فدایت شوم آن چیست؟ امام فرمودند: اینکه شتران خود را به این مرد (یعنی هارون خلیفه وقت) کرایه می‌دهی. صفوان گفت: من از روی حرص و سیری و لهو چنین کاری نمی‌کنم. چون او به راه حج می‌رود، شتران خود را به او کرایه می‌دهم. خودم هم خدمت او را نمی‌کنم و همراهش نمی‌روم، بلکه غلام خود را همراه او می‌فرستم. امام فرمودند: آیا از او کرایه طلب داری؟ گفت آری. امام فرمود: آیا دوست داری او باقی باشد تا کرایه تو به تو برسد؟ صفوان گفت: آری. حضرت فرمودند: کسی که دوست داشته باشد بقای آنها را، از آنان خواهد بود و هر کس از آنان (دشمنان خدا) باشد، جایگاهش جهنم خواهد بود.

صفوان جمال بعد از این گفتگو با امام کاظم(ع)، تمامی شتران خود را فروخت. وقتی این خبر به هارون رسید، او را خواست و به او گفت: به من گزارش داده‌اند که تو شترهای خود را فروخته‌ای، چرا این کار را کردی؟ او گفت: چون پیر و ناتوان شده‌ام و غلامانم از عهده این کار برنمی‌آیند. هارون گفت: هرگز! می‌دانم که تو به اشاره موسی بن جعفر(ع) شتران خود را فروختی، اگر حق مصاحبت تو با من نبود، ترا می‌کشتم. (1)

خداوند تبارک و تعالی در قران می فرمایند : «وَ لَاتَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمْ النَّارُ وَ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَاتُنْصَرُونَ‏» (2) میل قلبى به هیچ ستمکارى نداشته باشید؛ چون که فقط به خاطر میلتان، آتش به شما خواهد رسید حتى اگر هم هیچ کارى برایش نکنید و فقط همان میل تنها باشد.

قران چه زیبا می فرماید :

ای کسانی که ایمان اوردید محرم اسراری غیر از خود انتخاب نکنید ، اینها از هر گونه شر و فسادی در راه شما کوتاهی نخواهند کرد  ، چگونه غیر این باشد و حال اینکه اگر ایشان بر شما دست یابند هیچ عهدی را رعایت نمی کنند (3)

از تکذیب کنندگان اطاعت نکن . انها دوست دارند تا نرمش نشان دهی تا نرمش نشان دهند (4)

و ما درستی و صدق این ایات را شبانه روز با چشمانمان مشاهده می کنیم اما .....

وای بر ان وقتی که جای دوست و دشمن عوض شود و ما برای اصلاح زندگی خود به ظالمی که خون میلیون ها انسان را بر زمین ریخته پناه ببریم و در سایه استکبار ان بخواهیم به اسایش برسیم .

اسایش در پناه قاتلی جانی.

و این اسایش به وعده قران هرگز محقق نخواهد شد .چرا که اوفقط وعده دروغ می دهد تا تو نرمش نشان دهی .

صدق الله العلی العظیم

راست گفت خدای برزگ و بلند مرتبه

 

(1) جال الکشّی، ج۲، ص۷۴۰، ح۸۲۸.

(2) سوره هود ، ایه 113

(3) سوره ال عمران ، ایه 118  ( یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی‏ صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ )

(4)سوره قلم ( فَلا تُطِعِ الْمُکَذِّبینَ (8) وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ (9)

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۵۲
محمد حسن قالبی

یکـى از صـحـابه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به نام ((ثوبان )) که نسبت بـه حـضـرت مـحـبـت و عـلاقـه شـدیـدى داشـت ، روزى بـا حـال پـریشان خدمتش رسید، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از سبب ناراحتى او سؤ ال نـمـود، در جـواب عـرض کرد: زمانى که از شما دور مى شوم و شما را نمى بینم ناراحت مـى شـوم ، امـروز در ایـن فـکـر فـرو رفـتـه بـودم کـه فـرداى قـیـامـت اگـر مـن اهـل بـهـشـت بـاشـم ، مـسـلما در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، و بنابر این شما را هرگز نـخـواهـم دیـد، و اگـر اهـل بـهـشـت نـبـاشـم کـه تـکـلیـفـم روشن است ، و بنابر این در هر حـال از درک حـضـور شـمـا مـحـروم خـواهـم شـد، بـا ایـن حال چرا افسرده نباشم ؟!

پیامبر از او سوال کرد : ثعبان ، چه چیز براى قیامت آماده کرده‏اى ؟

 گفت یا رسول اللَّه من عمل زیادى آماده نکرده‏ام جز اینکه خدا و پیامبرش را دوست میدارم .

پیامبر اکرم فرمود چقدر پیامبر را دوست میدارى؟

گفت قسم بآن کسى که ترا بحق به پیامبرى مبعوث نموده در دل من آنقدر محبت شما جاى گرفته که اگر مرا با شمشیر قطعه قطعه کنند و با ارّه ببرند و با مقراض ریز ریزه کنند و با آتش بسوزانند و با آسیاب سنگ نرم کنند برایم بهتر و ساده‏تر است از اینکه در دل خود غلّ و غشى یا کینه‏اى بیابم نسبت بشما یا یکى از اهل بیتت و اصحابت.

و محبوب‏ترین شخص نزد من بعد از شما کسى است که او را بیشتر دوست میدارى و دشمن‏ترین شخص نزد من کسى است که ترا دوست نداشته باشد و دشمن تو یا یکى از اصحابت باشد عرض کرد این بود مقدار علاقه من بشما و علاقه‏ام به دوستانت و دشمنى با دشمنان شما یا کسى که دشمن باشد با یکى از دوستان شما اگر این مقدار از من قبول شود سعادتمند هستم اگر عمل دیگرى غیر از این از من خواسته باشید چیزى که آماده کرده باشم و بتوان بر آن اعتماد داشت ندارم همه شما را دوست میدارم با اصحابت گر چه عمل آنها را ندارم.

پیامبر فرمود به تو بشارت میدهم همانا در روز قیامت شخص محشور مى‏شود با کسى که او را دوست میدارد.

و به خاطر محبت اتشین این صحابه پیامبر این ایه قران نازل شد. (1)

وَ مَنْ یُطِعِ اَللَّهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصِّدِّیقِینَ وَ اَلشُّهَدَاءِ وَ اَلصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند ، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته [ یعنی ] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند.

بله درست است ، محبت این گونه در دل افراد اثر می کند و شخصیت ها را تغییر می دهد .

پیامبر اسلام می فرمایند :

من‏ أحبّ‏ قوما حشر معهم. و قوله علیه الصلاة و السلام: أنت مع من أحببت‏ (3)

اکسیر محبت هم دریچه ای از امید برای ما می گشاید و هم دریچه ای از نگرانی و نا امیدی.

امید به این که ما اهل بیت را دوست داریم

و نگرانی از این که نکند در دل های ما محبت دشمنان خدا وجود داشته باشد .

مثلا محبت و علاقه به امریکا ( قاتل میلیون ها انسان بر روی کره زمین ) ( قاتل های کت و شروالیِ خوش تیپِ ادکلن زده )

محبت و علاقه به طاغوت

محبت و علاقه به افراد بی ایمان و خوش گذران ( مثال نمی زنم ، اندکی فکر کن )

و اینجاست که هر فردی می تواند از روی علائق خود جایگاه خود در اخرت را مشخص کند که در ان روز وانفسا با چه کسانی محشور خواهد شد .

 

 

1)بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) / ج‏5 / 81 / بخش چهارم ثواب دوست داشتن و یارى و ولایت ائمه علیهم السلام که امان از آتش جهنم است ..... ص : 60

و تلفیق شده با مطالب تفسیر نمونه

2) سوره نساء ایه 69

3) شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام / ج‏3 / 461 / [یشهدون مجالس المؤمنین‏] ..... ص : 458

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۰
محمد حسن قالبی

فلسفه بزرگنمایی کوروش

گاهی در روستاهایی که در کوهپایه زندگی می کنند , بعضا تکه سنگی بزرگ روی کوه هست که اگر مثلا زلزله ای بیاید امکان دارد که این سنگ از جایش تکان بخورد و قل بخورد بطرف روستا و خسارات جانی و مالی ...

برای رفع این خطر دو راه حل وجود دارد :

1. جلوی سنگ چاله بکنند و گودش کنند , و به ارامی سنگ بزرگ را حرکت داده و داخل ان چاله بندازند که در این صورت سنگ مثل بچه ای در بقل مادر شده و هیچ خطری ندارد .

2. گاهی بعضی از کوها بخاطر سنگی بودن امکان کندن چاله وجود ندارد , لذا جلوی روستا با لودر خاک ریز درست می کنند و سنگ را از بالای کوه هل می دهند که وقتی به این خاکریز می رسد کمانه می کند و به طرف روستا نمی رود .

بلا تشبیه جریان اسلام ناب محمدی ( در مقابل اسلام خشن طالبانی و داعشی از طرفی و اسلام عقیم و خنثی ترکیه ای از طرف دیگر ) مثل سنگ مذکور در مثال است که می رود زمینه ساز ظهور امام زمان عج شود و همه سنگرهای کفر و شرک را نابود کند ,

لذا قبل از انقلاب اسلامی ایران که اسلام ناب محمدی جلوه ناب خود را پیدا نکرده بود راه حل اول مذکور در مثال تا حدودی جا داشت ,

اما بعد از انقلاب این سنگ خواه و ناخواه از جای خودش حرکت کرد .

لذا کفار و مشرکین دنبال راه حل دوم رفته اند که این نیرو و پتانسیل عظیم اسلام را از سنگرهای پوچ فکری و ایدئولوژهای خالی از حقیقتشان , بسوی دیگری هدایت کنند , و کمانه بسوی خود مسلمانان کنند

لذا قضیه ایجاد داعش ( که در سخنرانی کلینتون به صراحت بیان شد , که از طرف امریکا بوده ) برای کمانه کردن برندگی این اسلام به طرف خودشان بوده

حالا به اصل قضیه یعنی قضیه کوروش می رسیم

در واقع مردمی که به این عقل و رشد رسیده اند که در مراسم دینی فعال شوند مثل ( عزاداریها , مراسم های مذهبی بزرگ مثل حج و ...) خوب چه کنند این ظرفیت را عقیم کنند ,

خوب معلوم است برید مشغول کنید به کوروش و امثال انها ...

در این باره سخنان دیگری هست که به تدریج بیان خواهد شد .


مطالبی که شاید بپسندید

اعتدال یا التقاط

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۲ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۳:۳۱
جعفری