پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

۳۴ مطلب با موضوع «اعتقادات» ثبت شده است

فریاد از افرنگ و دلآویزی افرنگ     فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ
عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ     معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز

یا رسول الله ای پرچمدار توحید
اگر تا قبل از بعثت شما و در زمان پیامبران قبل از شما، جهان بصورت جزیره وار مبتلا به کفر و شرک و نفاق بود، از قوم لوط  ابراهیم و ثمود، اصحاب الرأس، اصحاب أیکه و قوم مدین تا نمرودیان و فرعونیان، اما امروز کفر جهانی با قدرت و سرمایه ای افسانه ای در پی تبدیل جهان به دهکده یکپارچه کفر است.

دهکده ای با قبیله های مبتلا به شرک و کفر و سرمدارانی به مراتب  وحشی تر و خونریزتر از نمرودیان و فرعونیان
این قبائل کفر و شرک امروزه به کمک فناوری و اقتصادی که حاصل استعمار و استحمار سرمایه های مادی و فکری و معنوی مستضعفین و پابرهنگان جهان مخصوصا مسلمان است، امروز به فرماندهی شیطان دنبال استحکام نظم نوین جهانی بر مبنای کفر و شرک اند.

یا رسول الله عنوان خاتم الانبیائی ات نشان از آن دارد که ابراهیم و موسی و عیسی ونوح الان شما هستید، و مومنین راستین زیر منگنه کفر و شرک و نفاق ، جانشان به لب رسیده.

یا رسول الله از مسلمانان روهینگیا در میانمار بگویم یا از سرزمین مالک اشتر یعنی یمن، از زادگاه ابراهیم، یعنی الخلیل که امروز زیر پوتین‌های فرزندان یهودیان بنی قریظه‌ای است که در جنگ احزاب به تو خیانت کردند، یا از فرزندان ابوسفیان و بنی مروان برایت بگویم، که سرمایه مسلمانان را به تاراج برده و سینه وسر مسلمانان یمن و بحرین را با سربهای داغ یهود وسرمایه به تاراج رفته مسلمانان می شکافند.

یا رسول الله، خانه کعبه‌ای که روز فتح مکه از بتها پاکسازی شد، دوباره جولانگاه بت های بسیار پست‌تر از لات و عزی شده، و به تبع نور توحید در ظلمت این دهکده کفر و نفاق برای بسیاری قابل رؤیت نیست.

یا رسول الله، سخت تر از غصه سالگرد وفاتت، گمنامی نامت و نام پسر عمت علی است،
یا رسول الله، مگر نه اینکه شما و علی پدر این امت هستید، مگر خودتان نفرمودید:
أَنَا وَ عَلِیٌ‏ أَبَوَا هَذِهِ‏ الْأُمَّة[1]
یعنی من و علی پدران این امتیم،
پس فکری برای این ایتام آل محمد کنید که از دوریتان، خیلی از فرزندانتان دارند عاق شما می شوند، چرا که  غیبت فرزندت به درازا کشید، ظلمت شب غیبت رفته رفته سیاه و سیاه‌تر شد، بسیاری از اراده ها سست گردید و چه دلهایی که واژگون نگشت.

یا رسول الله فرزندت را آماده کن و بفرست تا با زره داود و عصای موسوی و خاتم سلیمانی و بالاخره با ذوالفقار پدرش علی، یوغ ظلم و ستم را از گردنهای مسلمانان و مستضعفان جهان باز کند و از سیاه چال کفر و نفاق به روشنایی توحید رهنمومان سازد، به امید آن روز.

و در آخر شکایتمان را به خود خداوند می بریم که:

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.

بارالها ما به درگاه تو شکایت می کنیم از فقدان پیغمبرت و از غیبت اماممان و کثرت دشمنانمان و کمی تعدادمان و از فتنه های سخت بر ما و غلبه محیط روزگار بر ما پس درود بر محمد و آلش فرست و ما را در همه این امور یاری کن به فتح عاجلی از جانب خود و برطرف ساختن رنج و سختی و نصرت با اقتدار و عزت و سلطنت حقه که تو آشکار گردانی و رحمتی از توجهت که بر همه ما شامل گردد و لباس عافیت که ما را بپوشاند به حق رحمت نامنتهایت ای مهربانترین مهربانان عالم.

 

 

 

 

 



[1] بحار الانوار ج 36ص11

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۶ ، ۰۷:۲۰
جعفری

در برخورد با دوستان دانشگاهی, در دو رشته فنی و انسانی و با مطالعه احوال بزرگان این دو رشته دانشگاهی در چند دهه اخیر, بیشتر مواقع (نه همیشه) ملاحظه می شود که دانشجویان که در رشته فنی تحصیل کرده اند, اعتقاداتشان قوی تر است نسبت به رشته های انسانی.

از مثال مرحوم پرفسور دکتر حسابی  تا دکتر چمران شاگر ممتاز دانشگاه برکلی کالیفرنیا تا شهید دکتر شهریاری (نابغه هسته ای), و... اشخاص شناخته شده ای بودند که در برخورد با مباحث دینی و عقیدتی نه تنها حالت روشنفکری و نقادی بی پایه و اساس به ارکان دین نداشته اند, بلکه با نگاهی به زندگی آنها می بینی به سان یک مومن متعهد و پایبند به فروع و اصول دین از امثال پرفسور حسابی گرفته که در یک خانه مذهبی درتفرش متولد می شود تا دکتر چمران که تمام زندگی اش وقف مجاهدت در راه اسلام است تا دکتر شهریاری که اول صبح تفسیر رادیویی آیت الله جوادی آملی را هیچگاه ترک نمی کرد, همه و همه اگر اعتقاداتشان بیشتر از یک روحانی نباشد کمتر هم نیست

از طرفی وقتی با برخی (تاکید می شود برخی نه همه) دانشگاهیان رشته علوم انسانی , برخورد می کنی, به همه چیز اعتقاد دارد جز اعتقادات اسلامی.

اینجاست که سوالی که در عنوان نوشتار آمده به ذهن انسان می آید که ریشه این درد کجاست؟

تز اسلامی کردن دانشگاه ها

از سال 1359 که با صدور پیامی از طرف معمار کبیر انقلاب دانشگاه ها به مدت 3 سال برای اسلامی کردن, تعطیل شد تا به الان, برخی گمان کردند, که اسلامی کردن دانشگاه ها به این است که ابتدای کتاب عکس امام ره را چاپ کنند, و در صفحه بعدی دعای فرج را, این یعنی اسلامی شدن دانشگاه!!!
 یا حد اکثر با تفکیک جنسیتی به منتهی دستور امام ره مبنی بر اسلامی کردن دانشگاهها جامع عمل پوشانده اند!

معنای واقعی اسلامی کردن علوم

معنای واقعی اسلام کردن علوم به این است که نظام مترقی توحیدی اسلام بر الفبای علوم چه فنی چه انسانی حکمفرما باشد, بطوری که نگاه به جهان پیرامون از دیدگاه خلقت باشد نه طبیعت.
آیا الان اینگونه است؟؟؟
خیر نه تنها در این زمینه گامی به جلو برداشته نشده, متاسفانه در بسیاری از موارد به قهقرا برگشته و به قول معروف کاتولیک تر از پاپ شده ایم و هر روز که می گذرد, سنگینی سایه شوم سکولاریسم بیشتر از گذشته بر روی علوم دانشگاهی مخصوصا علوم انسانی سنگینی می کند, و لذاست که انسان آروز می کند کاش دانشجویان علوم انسانی نیز تغییر رشته داده و به همان رشته های فنی اکتفاء کنند, و افسار این علم را به اهلش بسپرند.

تقدس دانشگاه کمتر از حوزه نیست اگر...

از دیدگاه فیلسوفا الهی آیت الله جوادی آملی اگر دانشگاه بخواهد اسلامی شود, تقدسش اگر از حوزه بیشتر نباشد کمتر نیست , چرا که آنچه در حوزه علمیه مطرح است قول خداوند است.
 یعنی بحث در این است که خدا چه گفت؟

و آنچه در دانشگاه مطرح است مربوط به فعل خداوند است یعنی دانشگاهی در صدد این است که بفهمد خدا چه کرد؟

لذا بر اهل قلم است تا با تلاش خستگی ناپذیر زمینه اسلامی ساختن دانشگاه ها مخصوصا در حوزه علوم انسانی را بر دوشن کشند, و این حوزه فکری را با چراغ توحید از دست کورباطن های سکولار نجات دهند .

به امید آن روز انشاء الله

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۹:۳۲
جعفری
راهی برای تنفس کعبه
مقدمه:
حادثه کربلا دارای جایگاه و منزلتی در دین بزرگ اسلام است که با بررسی روایات موجود درباره خود اباعبدالله علیه السلام و یا درباره این حادثه، می توان به گوشه‌ای از عظمت این حرکت عظیم پی برد.
از جمله روایت که از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در این زمینه نقل شده گویای این مطلب است، روایتی است که حضرت می فرماید: «حُسَیْنٌ‏ مِنِّی‏ وَ أَنَا مِنْ‏ حُسَیْن»‏  
یعنی حسین از من است و من از حسین هستم
لذا برای روشن شدن گوشه ای از ابعاد این حرکت عظیم، به نوشتاری کوتاه در این مقاله می‌پردازیم
راه تنفس کعبه:
صحبت از مردی بود که بیشتر عمرش را در زندان گذارنده بود بطوری که از موقعی که به دنیا آمده بود تا سن پنجاه سالگی 30 درصد بیرون از زندان و 70درصد بقیه در زندان بسر برده بود، حال به چه دلیل کاری ندارم.
این داستان شبیه داستان خانه کعبه است، زیرا با بررسی احوال این خانه از موقعی که به دست حضرت آدم علیه السلام بنا گذاشته شد و تا بعد از طوفان نوح که به دست ابراهیم نبی بازسازی شد و تا فتح مکه و پاکسازی این خانه از بتها تا به امروز، به این نتیجه خواهی رسید که بیش از 80درصد عمر خانه خدا در دست مشرکان بوده و مقدرای کمتر از بیست درصد در دست موحدان.
حال سوالی که مطرح می‌شود این است که:
به نظر شما اگر وضعیت خانه کعبه به همین منوال ادامه  داشت مخصوصا بعد از ظهور اسلام، که دشمنی کفار و یهود نسبت به اسلام مزید بر علت شد و انگیزه مضاعفی برای مبارزه با توحید را باعث شده. و از طرفی با توجه به مطالب ذکر شده در مورد این خانه (کعبه) امیدی به زنده ماندن اعتقاد به توحید در روی زمین وجود داشت؟؟؟
آری خداوند یعنی معمار سازه بزرگ خلقت فکر این قضیه را کرده بود.
خداوند برای اینکه نور و آتش توحید در خانه کعبه به دست مشرکان خاموش نشود در شمال این خانه در فاصله حدود 1500 کیلومتری در شهر کربلا خانه ای دیگر جهت تنفس توحید بنا گذاشت، تا راه تنفسی برای کلمه توحید باشد، که اگر این کلمه طیبه زمینه رشد و نمو روی زمین را نداشت قطعا خداوند فرصت زندگی به ابناء بشر در روی زمین را نمی‌داد.
نتیجه اینکه:
با توجه به مطالب ذکر شده است که معنای حدیث شریف حسین منی و انا من حسین روشن می‌شود که اگر نهضت حسینی نبود، مجالی برای بعثت نبوی نیز نمی ماند.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۶ ، ۲۰:۱۶
جعفری


هنگامی که ادیان توحیدی چون مسیحیت و یهود دستخوش تحریف گردید، و این دو دین آسمانی(صرف نظر از اینکه در صورت عدم دستکاری هم تاریخ مصرفشان تمام شده بود)، با پیشرفت علم با چالش هایی جدی روبرو گردید ( از جمله عدم انطباق با امور علمی، علم ستیزی، عدم جوابگویی به نیازهای اساسی بشر و...) اندیشمندان حوزه علوم انسانی طرفداران این دین را بر آن داشت تا با تفلسف و فلسلفه بافی کمبودهای بسیار زیاد این ادیان از یک طرف و تناقضات آموزه های دینی از طرف دیگر را جبران کنند.

از طرفی برخی از به اصطلاح اندیشمندان غرب، با توجه به اینکه خودشان با خبر از پشت پرده بافته های دانشمندانشان در مباحث علوم انسانی بودند، و از طرفی با توجه به عدم جوابگویی بافته های بشری در عدم جوابگویی به نیازهای فطری و واقعی بشر، برخی از این به اصطلاح اندیشمندان را به انکار دین و خدا واداشت، و شروع به توجیهاتی در مورد علل گرایش به دین توسط انسانها کردند. و علل گرایش به دین و خداپرستی را عواملی چون ترس و جهل از علل پدیده ها دانستند.

بر اساس این نظریه ، هر قدمی که علم پیش می گذارد، خداوند قدمی به عقب می گذارد و به گفته اگوست کنت :
علم پدر طبیعت و کائنات را از شغل خود منفصل کرد و او را به محل انزوا سوق داد ، و در حالی که از خدمات موقت او اظهار قدر دانی می‌کرد ، او را تا سر حد عظمتش هدایت نمود.[1]

آری آنان با توجه به عدم شناخت خویش و پدیدهای جهان و عدم ارتباط با علوم وحیانی و اکتفاء صرف به پندارهای خود از ابتدا خداوند را در حد یک مفهومی خیالی، برای گریز از ترس یا مرهم کمبودهای خویش پنداشتند، و به نظرشان هر چه علم پیشرفت کرد، دیگر نیازی به خداوند در آن حوزه نبود، و علم کم کم در بسیاری از حوزه ها جانشین خداوند گشته، و خداوند را در بسیاری از حوزه ها به بازنشستگی کشاند.

یکی از تصورات نادرست درباره خداوند ، چیزی است که در فرهنگ غربی خدای رخنه پوش[2] نام گرفته است[3]. این اصطلاح بدان معناست که خدا را رخنه پوش جهل ها بپنداریم و هر گاه دلیل پدیده ای را نمی دانیم، آن را به خواست و اراده خداوند مستند سازیم .

حال خواننده محترم مسلمان را به این نکته توجه می دهم، که خدایی که در دین اسلام به آن اعتقاد داریم که همه موجودات و کائنات شعاع و پرتوی از نور وجود او هستند کجا و خدای رخنه پوش عده ای متوهم کجا؟

 

 

 

 



[1] . مجموعه آثار شهید مطهری ج1 ص 482

[2] . god of the gapcs

[3] . ایان بابور، علم و دین، ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، ص52

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۷
جعفری

بعثت پیامبر صلی الله و آله و سلم در حجاز و نشو و نمو و انتشار اسلام از این سرزمین به سایر ممالک، این منطقه (حجاز) را که تا قبل از بعثت پیامبر حیاط خلوت دو امپراطوری قیصر روم و کسری ایران بود به مرکز ثقل جهان تبدیل کرد .

اما دیری نپائید که با ایجاد انحراف در اسلام اصیل بعد از وفات نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم،  محوریت اصلی دین از این سرزمین رخت بربسته و به طرف منطقه بین النهرین سوق پیدا کند، بطوری که شهرهای کوفه و شام ... مرکز اتفاقات تاثیر گذار و تصمیم ساز در جهان اسلام گردید.

در این میان متصدیان اصلی اسلام اصیل ( ائمه اطهار) که همواره در پشت پرده نهال اسلام اصیل را ( که در میان خار و خاشاک های غیر اصیل گرفتار بود) مدیریت می کردند، به فکرایجاد پایگاه و مرکزی جدید برای رشد و نمو اسلام اصیل انداخت.
مستعد ترین مکان برای این کار فلات ایران بود، مردمانی اصیل و حق پذیر و بدون داشتن تعصب جاهلی که خود پیامبر هم درباره شان فرموده بود: لو کان الدین معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس[1]  
یعنی: اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمانها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت
.

که این حدیث آدرسی بود که خاتم النبیین به اوصیائش داده بود که مکان جدید اسلام اصیل ایران است و بس

اولین استارت زمینه ساز هجرت اسلام اصیل از حجاز به ایران با مهاجرت اشعریان کلید خورد ( اشعریان طایفه ای از یمنی های ساکن کوفه که سابقه درخشانی در یاری اهل البیت(ع) داشته‌اند از جمله آنها شرکت در جنگ صفین و قیام مختار بود) . اینها که در پی سختگیری‌های حجاج بن یوسف به شیعیان، از کوفه به قم مهاجرت کردند و قم را مرکز برای سکونت خود و ترویج تشیع در ایران ساختند، و در شهر قم به قدری قدرت یافتند که این شهر از تحت حاکمیت اصفهان خارج کرده و حتی از حاکمان اصفهان مالیات می گرفتند.

از طرفی دیگر با هجرت اجباری فرزند ارشد امام موسی کاظم یعنی امام رضا علیهما السلام به شهر مرو (مرکز خراسان بزرگ) در شمال شرقی ایران که کم کم زمینه برای استقرار اسلام اصیل در مکان جدید آماده شد تا درستی پیشگوئی صادق مصدق ( رسول الله ص) بر همگان آشکار شود.

سفر یکی دیگر از فرزندان امام موسی بن جعفر علیه السلام یعنی حضرت معصومه از مدینه به طرف مرو برای زیارت برادرشان آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام و شهادتشان در شهر اشعریان (قم) ستون دوم ترویج تشیع در ایران زده شد.

سفر احمد بن موسی الکاظم علیه السلام

پس از هجرت حضرت امام رضا علیه السلام چون تحمّل فراق برادر برایش ناگوار شد، با جمعی کثیر راهی ایران شد در نزدیکی شیراز گرفتار حیله گری های مأمون شد و احمد پس از نبردی نابرابر به شهادت رسید و این سومین فرزند زندانی بغداد ( امام موسی کاظم بود) که با شهادت ایشان در این نقطه سه ستون فرهنگی در سه نقطه ایران ( خراسان ، قم ، شیراز) توسط فرزندان امام هفتم شیعیان پایه گذاری گردید.

آری با هجرت و جانفشانی و سر انجام شهادت فرزندان و نوادگان امام موسی الکاظم علیه السلام به ایران بود که اسلام اصیل از زادگاهش به فلات ایران هجرت کرد و اکنون ما در کنار این سفره پر برکت نشسته ایم که باید قدر این نعمت را بدانیم، چرا که در غیر این صورت ممکن است شامل کسانی شویم که در آیه 38 سوره محمد خداوند خطاب به اعراب صدر اسلام می فرماید‌: « وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ»
یعنی : و اگر از دعوت اسلام سر برتابید، خداوند به جاى شما قومى دیگر قرار مى‏دهد که اصلا از شما اعراب نباشند و مثل شما هم رفتار نکنند.

 



[1] . بحار الانوار ج 58 ص230

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۱۱
جعفری

انسان این جهان کوچک (أ تزعم انّک جرم صغیر...و فیک انطوى العالم الاکبر)
 ترجمه :
آیا تو فکر می کنی همین جسم کوچک هستی ... در حالی که جهانی در درون تو نهاده شده)[1]  

دقیقا همان موجودی که خداوند در آفرینش او بر خویش به عنوان بهترین آفریدگار آفرین گفت «َفَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقین». تنها موجود دارای اختیار بعد از خداوند. چنان مقامی دارد که دستور می رسد که فرشتگان بر او سجده کنند. «فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی‏ فَقَعُوا لَهُ ساجِدین»[2]
یعنی : پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم، پیش او به سجده درافتید.

اما این یک طرف قضیه بود، برای اینکه انسان به کمال اصلی و هدف از خلقت اش برسد باید خودش نیز دست به کار میشد.

این موجود عجیب، که حالا عصاره ای از وجود خداوند( روح خدا)  در دلش دارد با عنصر اختیاری که خداوند در اختیارش گذارده باید خود نیز دست به کار شود، چرا که اگر بیکار بنشیند، دشمن (که از قضاء خود آن دشمن را هم خداوند آفریده و قطعه ای از پازل آفرینش است) بیکار نمی نشیند، همان دشمنی که خودش اقرار کرده که تا همه را گمراه کند بیکار نخواهد نشست.
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَیْتَنی‏ لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعینَ»[3]

ترجمه: ابلیس گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادّى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت.

حال باید خداوند دست به کار میشد، چرا که با توجه به توصیفاتی که درباره خلقت این موجود عجیب گفته شد، این موجودی که مرکب از اشیاء متضاد بود ( مهر، غضب، عشق ، محبت ، هوی و هوس، تقوی و ...) کنترل و رساندنش به هدف، به همین راحتی نیست،

لذا خداوند دست به کار شد، برنامه ای جامع و مدون برای این موجود عجیب الخلقه ترتیب داد. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ»[4]

آری او این کار هم به نحو احسن انجام داد، نرم افزار مدون و جامعی به نام اسلام ایجاد کرد، که توسط شخصی که پیام رسان (پیامبرص) بین او و مخلوقاتش بود، این برنامه نرم افزاری جامع را بر بندگانش ابلاغ داشت.

اما هنوز این برنامه نرم افزاری ناقصی داشت، چرا که پیام رسان از جنس انسان های معمولی بود، «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ»[5](بگو من هم بشری هستم مثل شما)، که بزودی باید دنیا را ترک می کرد، «إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُون»[6](یعنی: ای پیامبر، تو مى‏میرى و آنها نیز خواهند مرد)

لذا همانگونه هر برنامه ای باید مجری و اجرا کننده ای داشته باشد، باید خداوند به فکر مجری بعدی بود که بعد از وفات پیامبر پرچم این برنامه عظیم و نرم افزار جامع (اسلام) را برافراشته نگه دارد.

آری او فکر اینجا را هم کرد، و وصی و جانشین برای پیامبر(ص) انتخاب کرد، او جان پیامبر(ص) (علی علیه السلام و فرزندانش) را در روز غدیر به عنوان جانشینان و مجریان این برنامه عظیم معین نمود، و همان موقع بود که پازل تکمیل گردید.

و خود با صدای بلند تکمیل شدن این پازل را ندا داد:
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً»[7]

یعنی : امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آیینى برگزید.

 



[1] . شعری منسوب به امیر المومنین . الوافی ج 2 ص 319

[2] . الحجر 29

[3] . همان

[4] . آل عمران 19

[5] . الکهف 110

[6] . الزمر 30

[7] . المائده 3

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۳۰
جعفری

همانگونه که هر موجود زنده‌ای یک جسمی دارد و یک روحی, بطوری که مثلا اگر یک انسان تنومندی را که سکته کرده در نظر بگیری این شخص قادر نیست یک مگس را از خود براند.

دین اسلام هم یک ظاهری در دنیا داشته و حقیقتی در عالم ملکوت دارد فلذا موجودی زنده و پویاست, که یک جسم و ظاهری دارد و یک روح و باطنی.

بنابر این دیدگاه تمام اعمال عبادی (نماز, روزه, حج و...) دارای یک ظاهر و پوسته ای است و یک باطن و حقیقتی.
همانگونه که یک انسان یا حیوان مرده, تکه ای گوشت بیش نیست بطوری که قادر نیست یک حشره را از خود دور کند نماز یا حج بدون روح نیز بیش از یک سری حرکات بی معنا نخواهد بود, مثلا نماز فقط در حد یک حرکات ورزشی است و بس.

یا مثلا حج بدون روح صرفا یک سری افعال و حرکات و سکونات بی معنا و مفهوم بوده  و هیچ اثر تحولی را باعث نمی شود .

سوال : روح دین که بدون آن, دین و اعمال دینی بسان جسد بی جان است چیست؟

ولایت روح عبادت است, بطوری که اعمال دینی بطور اعم و اعمال حج که مورد بحث ماست بطور اخص بدون ولایت هیچ اثر معنوی و اجتماعی را دارا نبوده و با رسومات سایر ادیان مثل مسیحیت و یهودیت و هندوها هیچ فرقی نخواهد داشت.

لذاست که می بینیم شیطان بزرگ (آمریکای جهانخوار) نه تنها با حکومت قبیله ای آل سعود که هیچ بوئی از انسانیت نبرده بر مکه و خانه کعبه مشکلی ندارد، بلکه این قبیله خون آشام را به عنوان رئیس کمیته حقوق بشر نیز انتخاب می نمایند.

لذا روایتی است از امام رضا علیه السلام : إنّ الامامة زمام الدین، و نظام المسلمین، و صالح الدنیا و عزّ المؤمنین. إنّ الامامة أسّ الاسلام النامی، و فرعه السامی. بالامام‏ تمام‏ الصّلاة، و الزّکاة، و الصّیام، و الحجّ، و الجهاد، و توفیر الفی‏ء و الصّدقات، و امضاء الحدود و الاحکام، و منع الثّغور و الاطراف‏

یعنی : . امامت کامل‏کننده دین است ... امامت ریشه بالنده اسلام است، و بلندترین شاخه آن؛ با امام نماز و زکات و روزه و حج و جهاد به کمال مى‏رسد، و اموال عمومى (غنائم، زکات) افزایش مى‏یابد، و احکام و حدود اجرا مى‏گردد، و از هجوم دشمنان جلوگیرى مى‏شود.

با توجه به این مقدمه به عنوان بحث (آهنگ حج بدون قافله سالار) برمی‌گردیم, به یاد حج سال 60هجری که مسلمانان به زعم خودشان برای انجام اعمال حج گروه گروه وارد مکه می شدند در حالی که روح کعبه و حج آهنگ و قصد خروج از کالبد حج را داشت.

آری مردم داشتند به طرف کعبه برای طواف حرکت می کرند, در حالی که روح مکه و منی و مشعر الحرام و عرفات در قالب حسین بن علی از کنارشان در حال خروج از کالبد حقیقت دین  بود به طرف عراق و کربلا، برای حفظ جان دین، با خونش خویش.

این درسی است برای یک مومن انقلابی که اگر آشنا و بصیر به مقتضیات زمان نباشد, دین سازنده و پویا که باید انسان ساز باشد تبدیل به یک مراسم خشک و بی جان خواهد بود که نه تنها سازنده نخواهد بود بلکه بسان افیونی او را از رشد و تعقل و تفکر باز خواد داشت.

 

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۶:۴۵
جعفری

روایتی است از امام محمد باقر علیه السلام ، که با توجه به موسم حج و سر و صداهایی که مبنی بر نرفتن حج برپا شده، مطالبی ارائه می گردد :

 عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: بُنِیَ‏ الْإِسْلَامُ‏ عَلَى‏ خَمْسٍ‏ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ.

یعنی : اسلام بر پنچ پایه استوار است : نماز، زکات، روزه، حج و ولایت ، و به اندازه ای که مردم را به پیروی از ولی دعوت کرده اند به چیزی دعوت نکرده اند

 1.جایگاه حج :

حج پنجمین فرع از فروع ده گانه دین است (نماز – روزه – خمس – زکات – حج – جهاد – امر به معروف – نهی از منکر – تولی ( دوستی اولیاء الهی ) – تبری ( دشمنی عدوالله ) )

دین اسلام یک کیس کامل از برنامه سعادتی است که خداوند متعال برای سعادت بشر توسط پیامبر خاتم بر زمینیان عرضه داشت که شامل اجزاء وشرائطی است که به طور کل به دوقسم اصلی (اصول دین و فروع دین ) تقسیم می شود، که این اجزاء به یک معنا دارای ارتباط شبکه ای هستند بطوری که اگر یک قسمت از آن لنگ بزند تاثیر مستقیم بر عملکرد سایر اجزاء و شرائط دارد .

بطورمثال شما ماشین را مشاهده کنید با هزاران قطعه، که فقط اگر یک فیوز با وزن 2 گرم سوخته و معیوب باشد، (هر چند سایر اجزاء صحیح و سالم باشد) ماشین زمین گیر می شود، چه رسد به قطعات بزرگتر.

لذا خداوند متعال به اجرای کامل دین بسیار تاکید داشته، و در مورد اجرای ناقص دین بسیار حساس است، مثلا در مورد بنی اسرائیل در آیه 85 بقره می خوانیم :
 « أَ فَتُؤْمِنُونَ  بِبَعْضِ الْکِتابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذلِکَ مِنْکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ»
یعنی : آیا به بعضى از کتاب ایمان مى ‏آورید و بعض دیگر را انکار مى کنید؟ پاداش کسى که چنین کند در دنیا جز خوارى نیست و در روز قیامت به سخت‏ترین وجهى شکنجه مى‏شود.

2. حج یک عمل عبادی و سیاسی است که سالی یک بار همه مسلمانان در یک نقطه جمع می شوند، که این اجتماع بین المللی اسلامی، حاوی پیامها و اثرات منحصر به فردی است که به هیچ وجه قابل چشم پوشی نیست به همین خاطر است که امیر المومنین در اخرین سفارش هایش به آن توجه کرده و می فرماید : اللَّهَ اللَّهَ فِی بَیْتِ رَبِّکُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِیتُم‏ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِکَ لَمْ تُنَاظَرُوا
یعنی : خدای را خدای را در مورد خانه خدایتان، تا هستید نگذارید خالی بماند، که اگر این خانه ترک شود، فرصت زندگی نخواهید داشت ( یعنی خداوند بساط زندگی دنیایی را جمع می کند )

در اهمیت حج همین بس که معیار اعمال عبادی دیگر است، که مثلا زیارت ابی عبدالله الحسین در روز غدیر معادل صد حج، یا مثلا برآورده کردن حاجت مومن بهتر از بیست حج است، لذا می بینیم که این حج به عنوان ترازوی اعمال دیگر محسوب می شود.
که این بخاطر جامع بودن این عمل عبادی است که خود اعمالی که در حج انجام می شود از وقوف در عرفات تا سعی بین صفا و مره تا کوچ بسوی مشعر الحرام دارای رمز رازی است که نشان از حقایقی ماورائی است که مجال پرداختن به آن نیست که فقط طالبان حقیقت را به منبع آن آدرس می دهم
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج 10 ص 166 ( پرده برداری از راز رمز حج توسط سید الساجدین به شخصی به نام شبلی )

3. بی شک حاکمان فعلی خانه خداوند که گماردگان روباه پیر ( جزیره انگلستان ) هستند کوچکترین لیاقتی برای اداره حج و اعمال عبادی مسلمانان ندارد، و این موضوعی است که تقریبا در موردش اجماع وجود دارد.

لکن اختلاف در نوع برخورد با این قضیه است، که در این جا با حذف مکررات دو دیدگاه اساسی وجود دارد:

دیدگاه اول : برخی با حذف مباحث مهم دیگر صرفا از دیدگاه اقتصادی به قضیه نگاه می کنند، و آن هم بصورت خیلی ناقص.
به این بیان که انگار مثلا کارهای اقتصادی ما از تولید، اشتغال و مصرف ... همه و همه بهینه و در نهایت نظم و انضباط بوده و فقط مانده بحث خرج کرد ما در بحث حج، که این هم حل شود بحمدلله دنیا گل و گلستان شده و بودجه هنگفتی که برای حج خرج می شود اگر به بازار تولید و اشتغال و ... برگردد، ایران جزء نهم کشورهای گردن کلفت گروه جی هشت خواهد شد  (حالا بماند که این دیدگاه، تکه ای از یک پازل بزرگ ست که از جای دیگر مدیریت می شود و ما هم ناخواسته فقط می بینیم و مثل سربازان بی جیره و مواجب کپی پیست می کنیم)

دیدگاه دوم : که این دیدگاه مبتنی بر مطالبی است که در مقدمه 1و 2 بیان شد که طبق این دیدگاه، مکه شهری بین المللی اسلامی است و حاکمان حجاز صرفا میزبان حجاج کشورهای مسلمان دیگرند و باید این حریم امن الهی را بدرستی مدیریت کنند، و گرنه با سیاست هجومی و طلبکارانه (نه با سیاست فشل و عاجزانه فعلی ) باید به هر طریق ممکن سرزمین حجاز را از لوث وجود گماردگان روباه جوان قرن نوزدهم ( پیر فعلی ) پاک کرد . انشاء الله به امید ظهور خلیفه صاحب خانه .

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۰۳
جعفری

بررسی روایتی   از امام جواد علیه السلام به مناسبت شهادت ایشان: 

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع قَالَ: الْمُؤْمِنُ‏ یَحْتَاجُ‏ إِلَى خِصَالٍ تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ[1].

یعنی : مومن محتاج به سه خصلت دارد : توفیق از جانب خدای متعال، واعظی از درون خود و پذیرش نصیحت کسی که او را نصحیت می کند.

1..اختلافی است بین دو فرقه اصلی بین اهل سنت ( اشاعره و معتزله) در مورد نحوه اختیار انسان در دنیا

الف) معتزله قائل به تفویض بوده و معتقدند که: انسان در نظام آفرینش دارای اختیار تام و کاملی است و خداوند فقط انسان را خلق کرده و بس، و هیچ دخالتی در کار انسانها ندارد.

ب) در مقابل اشاعره را اعتقاد بر آن است که: برعکس انسان هیچ اراده ای از خود ندارد، و در همه افعال خود مجبور است، یعنی کار و فعل انسان چه صلاح باشد چه فساد نعوذبالله از طرف خداوند است!!!

شعر منسوب به خیام هم شاید اشاره به همین جبر دارد:
مى خوردن من ، حق ز ازل مى دانست            گر مى نخورم علم خدا، جهل بود.

اما بنابر فرمایش امام جعفر صادق علیه السلام : لا جبر و لا تفویض بل‏ أمر بین‏ الأمرین‏، بنابر این فرمایش امام صادق علیه السلام شیعه را اعتقاد بر این است که انسان در کارهایش نه مختار محض است و نه مجبور بلکه افعال انسان مثل نقطه ای است در داخل یک صفحه، که موقعیت آن نقطه را دو محور طول و عرض معین می کنند و به اصطلاح ریاضی مثل محل یک نقطه در یک صفحه است که موقعیتش با دو محور x،y تعیین می شود.

به عبارتی دیگر: در کارها و افعال انسان دو عنصر تقدیر الهی و تدبیر خود انسان بسان دو محور x،y  نقطه وجودی انسان را تعیین می کنند و بالتبع باعث ساخت شخصیت انسان و در نتیجه تعیین کننده سرنوشت او می شوند.

حال با توجه به ذکر این مقدمه، و با این دیدگاه وقتی به روایت مذکور در صدر نوشتار دقت کنیم می فهمیم که انسان در محور تقدیر نیازمند به توفیق است(تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ) یعنی تا خداوند به انسان توفیق کاری را ندهد ولو اینکه همه شرایط حاصل باشد، آن کار به سر انجام نمی رسد.

و دو عنصر دیگر ذکر شده در روایت (1.وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ 2. قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ یعنی داشتن موعظه درونی و پذیرش موعظه بیرونی) به عنوان قوه محرکه ای است که انسان را از درون فعال کرده و باعث می شود انسان به تدبیر امور خویش بپردازد.

نتیجه آنکه : با فعال شدن دو محور تقدیر و تدبیر است که انسان بسان یک نقطه راه کمال را در سطح دنیا این می پیماید.

 



[1] بحار الانوار ج 72 ص 65

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۵
جعفری

آ

عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ وَ لِرَسُولِهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ وَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ وَ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ قُمُّ وَ سَتُدْفَنُ فِیهِ امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی تُسَمَّى فَاطِمَةَ مَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ

یعنی: خدا را حرمی است و آن مکه است، پیامبر را حرمی است و آن مدینه است، امیرالمومنین را حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن قم است و در آن خانمی از فرزندان من به نام فاطمه دفن خواهد شد، هرکس وی را زیارت کند پاداشش بهشت خواهد بود[1].

 

شاید یکی از جلوه های کوثر که در سوره کوثر خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید :
ما به تو کوثر عطا کردیم وجود همین امامزادگان در سراسر کشور باشد.

امام زادگانی که نه تنها معارف پدرانشان که برگرفته از خداوند تبارک و تعالی است و چراغ راه هدایت بشر تا قیام قیامت خواهد بود ،‌بلکه مرقد مطهرشان نیز در شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها تبدیل به مراکز فرهنگی شده است.

به عنوان مثال اگر مناطقی مثل امام زاده صالح ، امامزاده علی اکبر ، یا وجود امام زاده حسن در منطقه 17 تهران را در نظر بگیرید که خودشان الان تبدیل به مراکز بزرگ فرهنگی شده اند که اگر در آن مناطق چند متر زمین برای کار فرهنگی بخری ، با توجه به بودجه های فرهنگی کشور، تقریبا کار محالی به نظر می رسد،

اما وجود امامزادگان و زمینهای وقفی اطراف آنها از سالیان پیش و تبدیل این مراکز به مراکز بزرگ فرهنگی و نشر و تبلیغ معارف دینی در آنها یکی از مصادیق کوثر نبوی است .

 

در میان این امامزادگان ، بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها از جایگاه ویژه ای برخوردار است، و در اهمیت این جایگاه علاوه بر روایتی که در صدر نوشتار گفته شد ، آنچه که باعث برجستگی این امام زاده شود تبدیل این شهر به مرکز علوم اسلامی جهان ، و وجود محققینی از پنج قاره جهان در این مرکز و تعلیم و نشر معارف اسلام از این طریق به سرتاسر جهان است که نشان از جایگاه این حضرت دارد

لذا بی جا نیست اشاره کنم به آن بیتی که در عنوان نوشتار ذکر کردم :  
آن قبر که در مدینه شد گم      پیدا شده در مدینه قم  

 



[1] بحارالأنوار ج : ۹۹ ص : ۲۶۶

 

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۴۷
جعفری