پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

۶ مطلب با موضوع «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

آدرس غلط

1.. پرده اول :
غوغایی در اردوگاه برپا بود ، مثل اینکه خبری شده که این دفعه سربازان عراقی با اسراء مهربان شده اند ، اسراء ایرانی هر یک حدسهایی می زند ، که در این میان ماشین بار صلیب سرخ جهانی وارد اردوگاه می شود ،

اینجاست که علت تغییر رفتار سربازان بعثی برای همه آشکار می شود ، ...
نوبت به سید علی اکبر رسیده است ، مامور صلیب سرخ طبق فرمی که دارد شروع به سوالاتی از سید می کند ، اما جواب های سید ، تا حدودی گیج کننده است ، مگر می شود ، سید از شکنجه گر عراقی هیچ شکایتی نکرده و کاملا اظهار رضایت می کند ،..
تذکر مامور صلیب سرخ که از اینها نترس و اگر بد رفتار می کنند بگو ،‌بی فایده است ...
بعد از خروج ماشینهای صلیب سرخ ، شکنجه گری که از هیچ وحشی گری علیه سید اباء نکرده بود می آید و با چشمانی بهت زده علت را می پرسد ، جوابی که سید می دهد ، بزرگی روح یک انسان را در سایه تعالیم اسلام  ( همانی که باعث سجده ملائک بر انسان شده ) بر رخ آسمانیان می کشد ، همه جواب او در یک آیه خلاصه شده : « وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلا»
یعنی : و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است.

توضیح :‌یعی ایها البعثی من و تو مسلمانیم ، به یک مسیحی چه ربطی دارد که تو مرا شنجکه می کنی ، یا لالایی برایم میخوانی .....
داستان آزاده واقعی سید علی اکبر ابوترابی

پرده دوم : آقا مهدی و جناب آقای نیک آهنگ کوثر روزنامه نگار و کاریکاتوریست حسابی دوستیشان ، برقرار است دو دوست گرمابه و گلستان ،
اقا مهدی از این دوستها زیاد دارد ، چون خودش سرش خیلی شلوغ است و به همه کارها نمی رسد ، یکی از این دوستها که اتفاقا روزنامه نگار هم هست ، و می تواند کارها مهمی را در روزنامه های کشور برایش انجام دهد .

لذا شرایط شغلی این دوست روزنامه نگار طوری است که به بسیاری از اسرار آقا مهدی با خبر است ...

خلاصه این دوستی های هم مثل خیلی از دوستی های دیگر شکر آب می شود ...
و خلاصه تر اینکه آقای نیک آهنگ کوثر خیلی چیزها را فاش می کند ، از جمله وی می گوید  :
در یکی از موارد که به من زنگ زد و وقتی فهمید من در حال رفتن به واشنگتن هستم از من خواست تا راجع به بحث تحریم اقتصادی ایران کسانی را در امری ببینم و می خواست بداند واشنگتن چه کسانی هستند که بشود با ارتباط و تشویقشان  تحریمهای سنگین تری را علیه مردم ایران تحمیل کرد . این برای من مساله عجیبی بود که مهدی هاشمی پدر و خانواده اش در ایران باشد و بخواهد این بحث تحریم را از طریق امریکایی ها پیگیری کند  و البته با ادمهای مختلفی نیزدر این زمینه صحبت کرده بود."

3.من ادامه نمی دهم و از خواننده گرامی می پرسم : فروش ملت خودت ، یعنی محبین اهل بیت پیامبر صلی الله و آله وسلم به کفران حربی ، کسانی که امام راحل در موردشان گفت من شهادت می دهم این ملت باوفاتر از اصحاب رسول الله است را شما چگونه تحلیل می کنید؟؟؟

یا فی المثل ، تحریک برادران اهل سنتی را که سالها برادرانه با هم زندگی کردیم و چه در زمان جنگ و چه در زمان تحریم ، و چه آن موقع که خانه های بسیاری از آنها در شهرهای مرزی به زوار ابی عبدالله تبدیل شده بود را برای چند تا برگه رای چطور ؟
یا زیر سوال بردن مردان رزمی کشورت را ( کسانی که در نقش مرد و پدر خانواده ای است ) که تک تک افراد جامعه ناموسش محسوب می شود را چگونه ارزیابی می کنید ؟

این است ملاک من برای انتخابات ،‌ حال از هر طایفه و از هر حزبی که می خواهد باشد ، اصولگرا ، اصلاح طلب و ....

باید دستش را بوسید .

4. اما قضیه آدرس غلط :
 دشمن این را خوب فهمیده‌ ،‌خیلی بهتر از من و تو .
لذا برایش پادزهر آماده کرده ، که شخص و توانایی ها و عدم توانایی هایش را با حواله به فلان حزب و فلان حزب ، کردن ، آدرس غلط بدهد

اگر شخص متعهد و کاری با وجدن چه اهمیتی دارد مال کدام حزب باشد ،

مثلا اصولگرایی که میگویند یعنی چه ؟

اگر به معنای دلبستگی به اصول اصلی اسلام است و همه ملت را برادر و خواهر دینی دیدن است ، فبها   

اگر به معنای حزب است و بس ، بنده بدترین افراد بدترین حزب را به برخی اصولگراهای فعلی ترجیح می دهم ،‌به این علت :

چون مثلا شما حزب نهضت ازادی را تصور کن ، افراد و اشخاصش روش و منششان مشخص است ، ( اشتباه یا درست کاری ندارم )

اما فلان به اصطلاح اصول گرا چنان با دو دست صندلی فلان قوه را چسبیده ، که معلوم است چنین شخصی که دستش بند صندلی خودش است آیا می تواند برای آحاد ملت کار کند .


همچنین اصلاح طلب ، ابتدای کارش اتفاقا حزبی بود که خوب شروع کرد ، اصلاح از روشی بود که عده ای خود را صاحب منصب همه مملکت می دانستند ، و خود را قیم همه ممکلت و ملت می دانستند ، اما بعدا با همان کسانی که بر علیه انان اصلاح طلبی را راه انداخته بودند هم کاسه شدند .
بسان طلحه و زبیری که تاب عدالت علی را نیاوردند و جنگ جمل راه انداختند .


 

 

 

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۴۰
جعفری

نوشتاری به بهانه 12 فروردین

ابتدا مروری به واقعه 12 فروردین به عنوان مقدمه و سپس بیان جان مطلب

از دیدگاه سیاست اسلامی , برای تشکیل حکومت دینی , یکی مشروعیت و دیگری مقبولیت , بطوری که حاکمی که مشروعیت نداشته باشد , حکومت هر چقدر هم که عادل باشد , در زمره حکومتهای طاغوت خواهد بود . زیرا هدف از حکومت اسلامی چیزی است که بدون مشروعیت حاصل نمی وشود

اگر هم حاکم مشروع باشد ( یعنی یا امام معصوم باشد که بی واسطه برگزیده از طرف خداست یا نماینده خاص یا عام امام باشد , که با واسطه برگزیده از طرف خداوند خواهد بود ) ولی مقبولیت از طرف مردم نباشد وظیفه ای برای تشکیل حکومت نداشته , و نمی تواند و نباید به زور بر مردم حکومت کند .

امام خمینی رحمة الله علیه , خود چون مجتهد جامع الشرائط بود , لذا مشروعیت تشکیل حکومت دینی را داشت , و از طرفی چون , مردم با جان و دل و دادن خون و تحمل زندان و شکنجه خواستار حکومت دینی نیز بودند , لذا شرط دوم حکومت دینی هم فراهم بود .
 وگرنه اینگونه نبود که محمد رضا پهلوی حکومت را به امام خمینی تعارف کرده باشد  , بلکه این مردم بودند که با راهنمائی های امام خمینی قدس سره بنیان حکومت پهلوی را بر انداختند .

لکن از آنجا که امام با آن دید الهی خود , که نکند فردا تحریف گرانی بیایند و بگویند انقلابی شد و عده ای از جوّ موجود سو استفاده کردند و سوار بر موج , حکومت را به دست گرفتند , لذا در اوج هیجان اولیه انقلاب , امام خمینی با آن افق دید الهی , جو گیر این شرائط نشد و دستور به برگزاری رفراندوم ( جمهوری اسلامی  , آری یا نه ) دادند .
این زمانی بود که شاید هیچ کس نه به فکرش می رسید و نه نیازی به این رفراندوم می دید , لکن امام با این دستور دو کار انجام دادن:
1. تثبیت جمهوری اسلام نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم
2. ثبت سند جمهوری اسلامی با رای 98 درصدی مردم

اما جان کلام

حکومت دینی یک فرق اساسی با سایر حکومتهای بشری دارد , و آن اینکه در حکومتهای غیر دینی , خود حکومت کردن توسط عده ای هدف است , یعنی هدف حاکمان حکومت بر مردم است , لذا اگر هم در راه رفاه و آسایش مردم , برنامه ریزی و اقدامی می کنند در صدد جلب رضایت مردم برای ثبوت حکومت خودشان است ( مثل حکومتهای انتخاباتی ) .
بطوری که اگر راهی غیر از جلب رضایت مردم داشتند , مثلا می توانستند به زور متوسل شوند ( مثل حکومت های دیکتاتوری ) و بر مردم به زور حکومت کنند , حتما این راه را انتخاب می کردند , زیرا زحمت جوابگویی و خدمت و ... که در حکومت انتخابای هست را ندارد.

اما در حکومت دینی , حکومت خودش بنفسه هدف نیست , بلکه هدف ایجاد جامعه ای دینی برای رشد و کمال انسانها و رساندن جامعه و فرد به سعادت واقعی است که بالطبع  آسایش و آرامش دنیایی هم در سایه چنین حکومتی خود به خود حاصل می شود .
از همین دیدگاه است که امیرالمومنین علیه السلام می فرماید[1] : «
والله لدنیاکم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم »
یعنی : قسم به خدا که این دنیای شما بی بهاتر و بی ارزش تر است در نزد من ، از استخوان خوکی در دست فرد مبتلا به بیماری جذام.
لذا با این دیدگاه , و برای رسیدن به حکومتی اینچنینی  حتما و حتما باید آحاد مردم شرکت داشته باشند , و طوری باشد که خود مردم در سرنوشت خودشان سهیم باشند و نتیجه انتخاب خود را خودشان حس کنند بطوری که خودشان با تمام وجود احساس کنند که اگر شخص لایقی را انتخاب می کنند ، نتیجه اش رفاه و آسایش خودشان است و بالعکس...
فلذا به همین خاطر است که با تمام کارشکنی های بنی صدر و عدم لیاقتش چه در اداره کشور و چه در اداره جنگ هیچ گاه امام خمینی قدس سره با اینکه می توانست عزل اش کند ، اقدام به این کار نکرد ، تا اینکه نمایندگان مجلس ، یعنی منتخبان خود مردم ، رای به عدم کفایت بنی صدر دادند.

بخلاف دیدگاهی که در همین حکومت اسلامی و بعضا درکنار امام خمینی قدس سره بودند که قائل به این نوع تئوری حکومت دینی نبودند , لذا اینها در انتخابات هم دوست داشتند که کمترین شرکت در انتخابات وجود داشته باشد , چرا ؟
چون می خواستند , با انتخابات کمتر , و عدم مشارکت مردم , خودشان آن کس را که می خواهند از صندوق بیرون بیاورند  . که در انتخابات 88 فقط علنی شد و گرنه به فرمایش مقام معظم رهبری در نوروز 96 در مشهد مقدس : در همه انتخابات بودند کسانی که می خواستند در انتخاب مردم دست ببرند و فقط در سال 88 پرده از نقاب انداختند و عریان و صحنه آمدند , که به در ذیل به عین کلام رهبر انقلاب بسنده می کنم :

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش برخی برای شکستن نتیجه‌ی رأی مردم در انتخابات سال‌های ۷۶، ۸۴، ۸۸ و ۹۲ افزودند: به‌جز سال ۸۸ که برخی با اردوکشی در خیابان‌ها تلاش خود را برای برهم زدن نتیجه‌ی انتخابات علنی کردند، در سال‌های دیگر هم بعضی درصدد شکستن آراء ملت بودند اما اینجانب ایستادم و تأکید کردم نتیجه‌ی انتخابات هر چه باشد، باید محقق شود.

تا حالا از خود پرسیده اید این بعضی چه کسانی بودند ؟ مثلا شهردار بجنورد یا فرماندار ملایر که نمی‌تواند باشد ؟ پس چه کسانی بوده و هستند ؟

 



[1] نهج البلاغه دشتی ص 484

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۵۷
جعفری

فلسفه مقاومت ( در تبیین اقتصاد مقاومتی )

تقریبا بعد از انقلاب اسلامی واژه هایی جدیدی وارد فضای جامعه ایرانی اسلامی شد که البته یا اصل این کلمات یا معانی آنها در منابع  دینی ما وجود داشت ، اما بخاطر نبود زمینه ابراز آنها در جامعه کاربردی آنچنانی نداشت و این کلمات هم عمدتا هم از طرف معمار کبیر انقلاب امام خمینی قدس سره بیان گردید ، کلماتی مثل ، استکبار ، مستضعفین ، پابرهنگان ... مقاومت

از جمله مهمترین این کلمات ، کلمه مقاومت است ، یا به عبارت بهتر مقاومت صرف یک کلمه نیست ، بلکه این کلمه گویای دکترینی است که امام خمینی رحمت الله علیه با توجه به وضعیت حاکم بر جامعه جهانی وجود داشت ، این دکترین را مطرح و اجرا کرد .

برای شناخت هر چه  بهتر این واژه مهم در ادبیات انقلاب اسلامی ، ابتدا باید دانست دکترین و مکتب مقاومت یک نوع واکنش است در مقابل قدرتی که می خواهد شرائط طرف مقابل را تغییر دهد .

مقدمتا عرض می کنم که :
قبل از انقلاب اسلامی عمدتا جهان در یک نگاه کلی به دو قسم ؛ جهان سوم ( مستضعفین )
و جهان اول ( مستکبرین ) تقسیم می شد که متاسفانه کشورهای اسلامی از جمله کشور خودمان خارج از این تقسیم نبوده و در زمره کشورهای مستضعف محسوب می شدند .

مرکز اصلی قدرت و تصمیم گیری و تصمیم سازی هم در جهان بین دو بلوک غرب با نگاه لیبرالی و سرمایه داری ( به سردمداری آمریکا و اقمارش ) و بلوک شرق با مسلک کمونیست تقسیم (‌ به سردمداری شوروی سابق و کشورهای اقماری اش ) می شد

در نتیجه هر گونه تغییر و تحولی در جهان به ( درست یا غلط ) به این دو کشور نسبت داده می شد ، مثلا اگر در فلان کشور بر علیه لشگر کشی آمریکا به ویتنام تظاهراتی می شد ، گفته می شد که این تظاهرات با سازماندهی نیروهای اطلاعاتی شوروی بوده .

یا مثلا  تظاهرات مردمی شوروی سابق بر علیه حمله کشورهای پیمان ورشو به سردمداری شوروی به کشور چکسلواکی را به نیروهای اطلاعاتی آمریکا نسبت می دادند .
مخلص کلام اینکه کره زمین در دستان بلوک شرق کافر و بلوک غرب مشرک بود.

تا اینکه بعد از انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 ، ترکی بزرگ بر این نظم نوین جهانی که این قدرت کافر و مشرک بوجود آورده بودند افتاد ، بطوری که این دو کشوری که در همه مسائل جهان مثل سگ و گربه به جان هم می افتادند ، در مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران تمام اختلافات خود را کنار گذاشتند ، و جبهه ای واحد که به قول مقام معظم رهبری ائتلافی نانوشته بر علیه جمهوری اسلامی ایران تشکیل داده و مهره فاسدشان یعنی صدام را به جان جمهوری اسلامی ایران انداخته وجنگی تمام عیار را علیه انقلاب اسلامی نوپا تدارک دیدند .

از طرفی صدام بود با پشتیبانی شرق و غرب  که از هیچ گونه کمکی فروگذار نکردند از دلارهای سعودی تا تسلیحات غربی و شرقی گرفته تا تجربه های جنگی دو جنگ جهانی اول و دوم همه و همه در اختیارش گذاشته شده بود .
و از طرفی انقلاب اسلامی نوپا ، که در حالت عادی هم کلی زحمت می خواست تا بارور شد ، چه رسد به اینکه اژدهایی سیاه با چنگ و دندان بجانش افتاده بود .

اینجا بود که معمار کبیر انقلاب اسلامی باید فکری می کرد ، و برای این جبهه حق علیه باطل که نه توان تسلیحاتی اشان قابل مقایسه با هم بود و نه توان اطلاعاتی و تجربی شان .

اما غافل از اینکه اگر صدام مهره شرک و کفر بود ، روح الله موسوی هم مهره بود ، اما مهره امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف .

در اینجا بود که مهره امام غائبمان دکترین مقاومت را مطرح کرد . دکترینی که نه تنها توانست جنگ نابرابر را به نفع خودش رغم بزند ، بلکه امروز هم در عرصه های دیگر مثل اقتصاد و فرهنگ قادر است ، هنرنمایی هایی بزرگتری را خلق کند .

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۲۱:۱۰
جعفری

انقلاب امام خمینی رحمة الله علیه همان گونه که خالق یک حکومت نوین بود , خالق واژه های جدید (مثل مستکبر و مستضعف , امپریالیسم و پابرهنگان, حق و باطل, فقیر و غنی , طاغوت و ...) نیز بود.
آن موقع صحبتی از راست و چپ به معنای امروزی یا صحبتی از تندرو و معتدل و ... نبود
اوایل انقلاب که انقلاب تازه رس بود , و خون تازه در رگهایش جریان داشت دو رنگ بیشتر وجود نداشت : سفید و سیاه
صحبتی از جامعه جهانی , تندرو و معتدل , راست و چپ نبود , اینها واژه های بیگانه ای بودند که محصول دموکراسی غربی بودند .
تاجرانی خاکستری که نه سیاه بودند که کاملا با انقلابی که سفید بود بیگانه باشند و نه سفید بودند تا با واژه های و رسوم جبهه استکبار غریبه باشند , شروع به وارد کردن این واژه ها کردند , تا واژه های انقلابی که کاملا با این واژه ها بیگانه بود و حتی در موارد بسیاری تضاد داشت را به تدریج کمرنگ کنند بطوری که که دو سه سال اخیر بجای استفاده از استکبار یا شیطان بزرگ در زبان برخی مسئولین , با چه آب و تابی صحبت از ایالات متحده آمریکا است .
این تاجران خاکستری از همه قشری بودند , از استاد دانشگاه گرفته تا معلم و روحانی و ...
و این را جبهه استکبار خوب فهمیده , بود .
فهمیده بود , از کشوری از در بیرون رفته می تواند به کمک این عده انسان های خاکستری از پنجره وارد شود , اما این دفعه با تجربه تر و محتاط تر .
جالب است که اخیرا وزیر سابق اطلاعات حجت‌الاسلام حیدر مصلحی گفته :تجزیه و تحلیل دشمن بر این است که سرمایه‌گذاری آنها در دانشگاه اشتباه بوده و باید بیشتر سرمایه‌گذاری خود را حوزه‌های علمیه بکار می‌بردند، خاطرنشان کرد: امروز دشمن سرمایه‌گذاری خود را در حوزه علمیه قم گسیل داده است.
یعنی اینکه دشمن دیده در لباس روحانیت کم نیستند کسانی که عشق لنگه دنیا را اگر بیش از دیگران نداشته باشند کمتر هم ندارند .
خدا بر درجات امام راحلمان بیفزاید ( و رهبر انقلاب را برایمان حفظ کند ) که می فرمود : اگر یک قدم در راه علم برداشتید اگر نگویم دوم قدم حداقل یک قدم هم در راه تقوی قدم بردارید .
البته انقلاب امام شعاعی از انقلاب مهدوی است , لذا چون تحت ولایت ولی الله است ما را چه باک که  این انقلاب مصداق آن فراز از صلوات شعبانیه است که فرمود : « الفلک الجاریه فی الجج الغامره یأمن من رکبها و یغرق من ترکها »

کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران که هر کس سوارش شد نجات یافت و هر کس رو گرداند ، هم عاقبت پسر نوح شد
چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان   چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۰۸
جعفری

یکی از مباحثی که در مورد انقلاب اسلامی مظلوم واقع شده تاثیر انقلاب اسلامی و نقش امام در دین دار شدن مردم جهان است.

کتابی به نام «عصر امام خمینی» در این زمینه هست که نظرات اندیشمندان بزرگ غربی درباره نقش حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی در دین دار شدن مردم را جمع آوری کرده است.

در این کتاب آمده است:

پروفسور عبدالعزیز ساشاد نیا –مشاور وزارت دفاع آمریکا در امور خاورمیانه- که استاد دانشگاه ویرجینیای آمریکا است این جمله را بیان می کند: «تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) هیچ کس در آمریکا توجهی به دین نداشت اما بعد از آن یکباره رهبران دینی، حتی رهبران مسیحی و یهودی قوت گرفتند و از نیروی دین باخبر شدند. امروز ۹۰% آمریکایی ها معتقد به وجود خدا هستند و معتقدند که دین نقش بزرگی در زندگی بشر ایفا می کند.

در حال حاضر در آمریکا کلاس های ادیان شناسی شلوغ ترین کلاس هاست و تنها در دانشگاه ویرجینیا که من به تدریس دین شناسی مشغول هستم ۱۲۸ نفر به تدریس دین شناسی مشغول هستند.

با وجود اینکه دانشگاه ویرجینیا دولتی است و بر اساس قوانین آمریکا در مراکز دولتی باید سیاست و دیانت از هم جدا باشند، دانشجویان استقبال زیادی از کلاس های دینی به عمل می آورند که نشان دهنده ی تلاش جوانان جامعه‌ی آمریکا برای گرایش به دین است».

منبع: عصر امام خمینی، نوشته میراحمد رضا حاجتی، ص ۷۳

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۱
محمد حسن قالبی

ایا تا کنون فکر کرده اید که سیره مبارزاتی امام از چه سالی اغاز شده است و امام از چه تاریخی تفکر انقلاب اسلامی را در سر می گذراند ؟

خیلی ها فکر می کنند که سیره مبازراتی امام و تفکر انقلابی او تقریبا از سال 1342 اغاز می شود ، امام یک سند تاریخی معادلات را بر هم می زند .

اولین اعلامیه امام 34 سال قبل از انقلاب و با لحن بسیار کوبنده در تاریخ 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۴۵
محمد حسن قالبی