پفک با روغن خوک
1. روح الله الموسوی الخمینی: ما با سینما مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم
امام با این کلام ساده جان مطلب را ادا کردند، لکن برای درک بهتر مطلب، و بررسی ابعاد مختلف این جمله که مساله روز نیز هست در این نوشتار برآنیم تا با نگاهی اجمالی به صنعت سینِما به بررسی این صنعت و آنچه که هست و آنچه که باید باشد بپردازیم انشاء الله
بررسی کلام مرحوم امام در دو حوزه نظری و عملی
الف) حوزه نظری:
روشن است که سینِما و فحشا از لحاظ مفهومی دو مقوله جدا هستند (گرچه در حطیه عمل این دو با هم تنیده اند و به ظاهر قابل انفکاک هم نیستند)
سینِما مثل کتاب و مجله و ... وسیلهای است برای ارائه افکار و اندیشه و ...
فحشاء صفتی است مربوط به اعمال انسان (البته انسان قائل به مبداء و معاد)
ب) حوزه عملی:
بنا بر نظر شهید اوینی ذات سینِما غربی است و نمیتوان آن را از ذاتش جدا کرد، به نظر میاید تا حدودی این نظر صحیح باشد وقتی ساختار سینِما غربی شد بالطبع لذا فونداسیون و پیریزی و بطور خلاصه سختافزار و مهمتر از آن نرمافزار این صنعت هم غربی خواهد بود، این مسأله آنجا مربوط به ما میشود که این صنعت وارد حیطه علوم انسانی در جوامع اسلامی شده و فکر و اندیشه جوامع اسلام را مورد هجمه قرار داد.
از آنجا که هژمونی hegemony مطلق غربی (تسلط اقتصادی و نظامی و فرهنگی ) مثل اختاپوس بر پیکره جوامع اسلامی چنبره زد صنعت سینِما بهترین ابزار برای هژمونی فرهنگی (Cultural hegemony) بود تا فکر و اندیشه و مغز مسلمانان را به زیر سلطه خویش بکشد
غرب وحشی علیرغم دست پرش در حوزه صنعت نظامی در حوزه فرهنگی دستش خالی بود لذا برای پر کردن خلل جدی که در زمینه علوم انسانی داشت مخصوصاً در برابر علوم غنی اسلامی، نیازمند جادویی بود تا چشمها را در برابر عصای موسوی اسلام (قران و سنت پیامبر و ائمه ) مسحور خویش کند و چه چیزی جذابتر و مسحور کننده تر از سینما!!!
از اینجاست که میخواهم برگردم به عنوان نوشتار (پفک با روغن خوک ) از آنجا که پفک یک غذایی است که ارزش غذایی ندارد و تنها جذابیت آن استفاده از نمک و روغن و ترد بودن است، غرب دقیقاً همین فرمول را در سینِما پیاده کرد استفاده از شهوت و غضب دو عنصر جذاب در وجود انسان میتوانست دستان خالی غرب مسیحی و صهیونیسم جهانخوار را تا حدودی از دید عموم و روشنفکران غرب زده پنهان بدارد.
بله استفاده از پفک فکری آن هم نا با روغن حلال ( شهوت و غضب صرف اما حلال) بلکه با روغن خوک یعنی شهوت و غضب افسار گسیخته با سو استفاده از لفظ مقدس آزادی، که حاصل آن تولید موجودی به ظاهر انسان ولی خوکصفت، برای اهداف بعدی.
و این همان بزنگاه مطلب است افکاری پوچ و بدون پشتوانه عقلی و علمی و به تعبیر قرآن کریم «لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ - لایُسْمِنُ وَ لایُغْنی مِنْ جُوعٍ» طعام فکری که جز خارک و خاشاک چیزی نبود که نه قدرت بر سیر کردن فطرت حقیقی انسان را داشت نه باعث پرورش فکر و اندیشه میشد و نه پشتوانهای از حقیقت داشت تا بتواند روح بینهایت خواه انسان را سیراب کند.
اینجا بود که جادوگران یهود و مسیحیت بتهای بزرگ ( هالیود و بالیود) و کوچک ( برادران وارنر، والت دیزنی Walt Disney، یونیورسال استودیو Universal Studiosو...) را وارد کعبه افکار توحیدی و فطری انسان کردند، تا به زعم خودشان نور توحید محمدی را به محاق ببرند، غافل از این وعده خداوند که «یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ»
این مطالب مقدمهای بود برای بحث سینمای خودمان که میخواستم تحت مطلب 2. ارائه کنم که برای پرهیز اطاله کلام آن را در نوشتاری جداگانه ارائه خواهم داد انشاء الله.