پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

بایگانی
نویسندگان
پیوندها

۴ مطلب با موضوع «ازدواج» ثبت شده است

هیچ شکی در این نیست که اسلام به مرد اجازه می دهد تا با چهار زن ازدواج کند .

و هیچ شکی در این نیست که از نظر اسلام زن فقط می تواند به یک مرد ازدواج کند .

علت چیت ؟

ایا در اسلام تبعیض بین جنس زن و جنس مرد واقع شده است ؟

ایا از نظر اسلام مرد شهروند دسته اول و زن شهروند دسته دوم است ؟

برای رسیدن به جواب سوالات ابتدا باید ایه ای که در ان جواز ازدواج با چهار زن بیان شده است را ذکر کنیم.

خداوند حکیم می فرمایند :

پس آن کس از زنان را به نکاح خود درآرید که شما را نیکو (و مناسب با عدالت) است: دو یا سه یا چهار (نه بیشتر) و اگر بترسید که (چون زنان متعدّد گیرید) راه عدالت نپیموده و به آنها ستم می‌کنید پس تنها یک زن اختیار کنید و یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید، که این نزدیکتر به عدالت و ترک ستمکاری است. (1)

زن جنسیتی کاملا متفاوت از مرد دارد

از نظر اسلام زن در جایگاه عاطفه و محبت قرار دارد و مرد در جایگاه اقتدار ؛ اقتداری که از محبوبیت ، مقبولیت و عدالت سرچشمه گرفته است . انقدر این پدر در خانوده دوست داشتنی است که همه از او اطاعت می کنند . اطاعت از روی محبت نه از روی اجبار.

زن در روان شناسی اسلامی تکیه کننده است و احتیاج به تکیه گاه مطمئن دارد و مرد در جایگاه تکیه گاه محکم برای همسر . حتی روان شناسان غربی هم به این مطلب اذعان می شود .

همیشه انسان به تکیه گاه محکم تکیه می کند وگرنه پشتش خالی می شود و می افتد .

اگر بخواهیم جیگاه زن و مرد را با یک مثال توضیح دهیم شاید این گونه باید گفت :

مرد همانند دیوار است که زن به او تکیه می کند . اگر دیوار سست باشد نه تنها تکیه گاه نخواهد بود بلکه سلامت تکیه کننده را هم به مخاطره می اندازد .

یک بار دیگر به کلام خدا نگاه بینداز . خدا می فرماید اگر ان قدر استحکام نداری که دو یا سه یا چهار همسر به تو تکیه کنند ، ستم نکنید .

بله ، از لحاظ اسلامی فقط و فقط مردی می تواند چند همسر انتخاب کند که بتواند عدالت را به خوبی بین انها بر قرار کند و الا ستم کرده و گنه کار است .

مردی که با انتخاب چند همسر ، هنگامی که با هر یک از همسرانش صحبت شود ، همه از زندگیشان لذت می برند و از داشتن چنین شوهری افتخار می کنند . این یعنی عدالت . چنین مردی نه تنها مایه ننگ نیست ، بلکه مایه افتخار است . اسلام به این چنین مردی اجازه داده است که چند همسر انتخاب کند . و می گوید اگر این اندازه از عدالت را نداری به دیگران ستم نکن.

این ازدواج فقط با دید معنوی و اسلامی محقق می شود ، نه دید شهوانی و حیوانی . چرا که با این دید تحقق عدالت تقریبا محال است . بالاخره یکی از دیگری زیبا تر است . یکی از دیگری خوش اخلاق تر است و .... . اگر دید الاهی نباشد نمی توان به مساوات با انها بر خورد کرد .

و چه بسیار مرد هایی که تنها یک همسر دارند و با همان یک همسر به عدالت برخورد نمی کنند . همسرانی که هبو ندارند اما از شوهر خود سیر هستند و تحمل دیدن همسرشان را ندارند .

پس جواب این شد .

اولا اسلام به هر مردی اجازه نمی دهد با چند زن ازدواج کند

دوما زن نمی تواند حتی برای یک مرد تکیه گاه باشد چه برسد به این که بخواهد تکیه گاه چهار مرد باشد . چرا که از نظر اسلام زن گل است و گل لطافت دارد و اگر گل از لطافت خود خارج شود و مستحکم و قوی گردد دیگر زیبایی خود را از دست داده است و از گل بودن خود خارج شده است .

و این اصلا به عنوان کمی جایگاه زن در برابر مرد نیست . چرا که او باید دیوار مرد را اجر به اجر ، دانه دانه با ظرافت مستحکم کند .

1-با اثری که مادران به طور مستقیم در تربیت فرزندان می گذارند

2-با تاثیر فراوانی که هسران بر روی شوهر های خود ایجاد می کنند . پیامبر به حولاء ان زن با ایمان می فرمایند زن وظایفی در برابر شوهر خود دارد یکی از ان وظایف این است که او را تربیت کند و به او نماز و روزه و احکام عبادی را بیاموزد .(3)

چه زیبا زن باید این مسائل را به شوهرش بیاموزد تا شوهرش مستحکم شود و به او تکیه کند .

و اخرین نکته این است که به طور طبیعی مرد ها بیشتر در معرض مرگ و میر قرار می گیرند. به خاطر مشاغلی که انتخاب می کنند و یا جنگ هایی که اتفاق می افتد و ... .

ایا به نظر هر فرد منصفی صحیح است که اسلام راه حلی برای این مشکل بیان نکند و عده زیادی از زنان از حق طبیعی شان محروم بمانند .

این مشکل در کشور ما شاید جلوه نداشته باشد . اما اگر به کشور های جنگ زده نگاه کنید این مشکل کاملا نمایان است .

مثلا در کشوری مثل عراق که سالها در جنگ با ایران و کویت و دیکتاتوری صدام بوده است کمبود مرد به وضوح دیده می شود. و این جامعیت اسلام است که مشکل را حل نموده .

اگر این امر در اسلام مطرح نمی شود ورق بر می گشت و همین افرادی که به انتخاب چند همسر اشکال می کنند ، این بار اشکال می کردند که چرا اسلام جامع نیست و به فکر این زن های بدون شوهر نبوده است .

 

(1)فَانْکِحُوا مَا طَابَ لَکُمْ مِنَ اَلنِّسَاءِ مَثْنى‏ََ وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنى‏ََ أَلاَّ تَعُولُوا  

سوره نساء ، ایه 3

(2) ( فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ وَ لَیْسَتْ‏ بِقَهْرَمَانَة ) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج‏5 / 510 / باب إکرام الزوجة ..... ص : 509

(3) یَا حَوْلَاءُ لِلْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا أَنْ یُشْبِعَ بَطْنَهَا وَ یَکْسُوَ ظَهْرَهَا وَ یُعَلِّمَهَا الصَّلَاةَ وَ الصَّوْمَ وَ الزَّکَاةَ إِنْ کَانَ فِی مَالِهَا حَقٌّ

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۳۴
محمد حسن قالبی

به دنبال دختری برای ازدواج بود، می‌گفت دیگر باید ازدواج کنم، به همه اقوام و رفقا سپرده بود که اگر مورد مناسبی سراغ دارید حتماً اطلاع دهید. اما من ...

اما من در دلم می‌گفتم ایا با این قیافه سیاه و ابروهای پر پشت و خشن و چشم‌های نا همسان، هیچ دختری حاضر می‌شود با او ازدواج کند. راستش را بگویم قلب بسیار پاک و مهربانی داشت اما ظاهرش را چه کنم.

روزها می‌گذشت و من به زیبائی های چهره‌ام می‌بالیدم و قدم‌هایم را محکم بر می‌داشتم. با خود می‌گفتم با این سرمایه‌ای که پدرم دارد و چهره‌ای که من دارم می‌توانم برای خود زندگی بسیار خوب و ایده آل فراهم کنم و اینجا بود که به فکر ازدواج افتادم.

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۲۲
محمد حسن قالبی

وجود تفاوت‌های جنسیتی بین زن و مرد که منشاء ان تفاوت روحیات جنس زن با جنس مرد است و از طرف دیگر تفاوت‌های شخصیتی دو فرد متفاوت که هر یک در محیط خاصی و با فرهنگ خاصی تربیت شده‌اند، باعث ایجاد مشکل و اختلاف نظرهایی بین زن و شوهر می‌گردد.

راه حل این مشکلات چیست؟

ایا باید طرف مقابل تحمل کند و یا با اعمال نفوذ نظر خود را به کرسی بنشاند؟

اگر در مقابل مشکل تحمل کند این امر موجب ایجاد عقده‌های روانی در دراز مدت می‌گردد.

و اگر اعمال نفوذ کند که دیگر این خانواده رنگ ارامش و محبت را به خود نخواهد دید.

پس راه کار چیست؟

نظام تأهل مطلوب در اسلام نه مرد سالاری است و نه زن سالاری ونه فرزند سالاری. بلکه نظام تأهل مطلوب در اسلام خدا محوری است.

اسلام چنان ساختار خوانواده را طراحی کرده که اگر یک نفر به وظایفش عمل نکرد نظام خانواده از هم نپاشد. لنگر خانواده خداست نه طرف مقابل. خدا می‌گوید تو با من طرف هستی اگر همسرت وظایفش را انجام نداد تو باید وظایفت را انجام دهی.

اگر در خانواده زن یا مرد متدین نباشند و بخواهند در مقابل بدی‌های همدیگر صبر کنند ممکن است در دراز مدت به عقده‌های روانی تبدیل شود. چرا که با عشق و محبت این کار را نکرده و این وضیفه را با ایمان برای کسی که مطمئن است برایش جبران می‌کند انجام نداده. فلذا تبدیل به عقده روانی می‌شود. اما انسان مؤمن، زن و شوهر مؤمن حتی اگر طرف مقابل به او بدی کند چون می‌داند طرف حسابش خداست و حتماً برایش جبران می‌کند برایش بسیار قابل پذیرش می‌شود و به راحتی این طوفان عقده‌ها را در سجده و سجاده در مقابل خدا فرو می نشاند، فلذا همیشه ارامش دارد.

کسی که ارتباطش با خدا ضعیف است در معرض ایجاد عقده‌های روانی است چرا که حتماً نا کامی اجتماعی برای هر فردی پیش می اید.

روابط خانوادگی در اسلام تقابلی نیست. این گونه نیست که اگر او وظایفش را انجام نداد من هم انجام ندهم.

من برای این که واقعاً برای خدا زندگی کنم و ارامش پیدا کنم لازمه‌اش این است که رابطه با خدا یک رابطه واقعی باشد نه شعاری.

خانواده‌ای که ایمان دران کم رنگ است طبق نظر قران سختی‌های پر رنگی در زندگی خواهند داشت.

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً (1)

و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگیِ تنگ [و سختی] خواهد داشت

این خانواده برای حل مشکل خود همیشه به دنبال یک گشمده می‌گردند و به هر جا که می‌روند به آدرس اشتباهی می‌رسند. اما اسلام راهکار بهشتی زندگی کردن را در دین باوری خانواده‌ها معرفی می‌کند.

اسلام قائل به این نیست که اعمال، پاداش نسیه دارد. بلکه اعمال اثار واقعی دنیوی و اخروی دارد. اسلام نمی‌گوییم این کار را انجام بده تا بعد از مرک بهشت بروی بلکه می‌گوید همکنون بهشتی زندگی کن.

امیر المومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:

«فهم والجنة کمن قد رآها، فهم فیها منعمون، وهم والنار کمن قد رآها فهم فیها معذّبون». (2)

انسان مؤمن و متقی همانند کسی است که بهشت رو به روی اوست و از نعمت‌های ان استفاده می‌کند

و انسان گناه کار و فاسق همانند کسی است که جهنم رو به روی اوست و از عذابان دردناک است.

خانمی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید از شوهرت اطاعت کن هر چند که به تو ظلم کند (وَ لَا تَبِیتُ وَ زَوْجُهَا عَلَیهَا سَاخِطٌ وَ لَوْ کانَ ظَالِما) (3)

و اقائی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید همسر تو گل است و مرد باید همانند یک گل از همسر خود مراقبت نماید (فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة) (4)

پس لازمه زندگی با نشاط این است که ایمان در ان زندگی معنای واقعی داشته باشد نه معنای شعاری.

به امید با نشاط‌تر شدن خانواده‌ها

 

مطالب مرتبط

چرا افراد غیر مذهبی با نشاط تر هستند ؟


1) سوره طه آیه 124

2) نهج البلاغة:2: الخطبة 188، ص 187، طبعة عبده..

3) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج 14 / 243 / 61 - باب أنه لا یجوز للمرأة أن تسخط زوج‌ها و لا تتطیب و لا تتزین لغیره فإن فعلت وجب إزالته ..... ص: 238

4) (1) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج 5 / 510 / باب إکرام الزوجة ..... ص: 509




۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۳
محمد حسن قالبی

داستان جالبی است

روزی فردی به روستایی می‌رسد و با کمال تعجب می‌بیند که همه در این روستا دائماً در حال خاراندن بدن خود هستند!

به مردم ان دیار می‌گوید: چرا اینقدر خودتان را می‌خارانید؟

جواب می‌دهند مگر تو بدنت نمی خوارد؟

می‌گوید: نه.

مردم روستا از حرف او شدیداً نگران شده و او را به شدت می‌زنند و از روستا بیرون می‌اندازند تا نکند خود نیز مبتلا به بی خارشی و سلامت پوست شوند.

این داستان واقعاً حال و روز اکنون جامعه ماست.

کسی که سالم باشد مسخره می‌شود و به او انگ‌های اجتماعی نبودن، ساده بودن و امل بودن و ... زده می‌شود.

گاهی برای سالم ماندن و فعال بودن و گاهی هم برای بقاء باید همانند یک ماهی بر خلاف جریان آب حرکت کرد.

در جامعه کنونی ما مسئله ازدواج صرفاً به عنوان یک امر غریزی شناخته شده است. (چون نیاز دارم ازدواج می‌کنم.)

اما زندگی هنری پیچیده و آموختنی است نه یک امر غریزی. و هر هنری احتیاج به اموزش و تمرین دارد.

پیامبر اسلام می‌فرمایند:

النِّکاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیسَ مِنِّی (1)

نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس که از سنت من روی بگرداند از من نیست.

این حدیث را بسیار شنیده‌اید اما کمتر روی ان فکر کرده ایم.

این که پیامبر می‌فرمایند نکاح سنت من است، یعنی صرفا سنت طبیعت نیست و این مسئله یک امر دینی است نه فقط یک امر طبیعی. فلذا باید با نگاه دینی به ان نگاه کرد. چرا که همان گونه که استاد صفایئ حائری در کتاب خود می‌فرمایند:

(غریزه می تونامد عامل تشکیل خانوده شود اما حتماً نمی‌تواند عامل بقاء خانواده گردد.)

پیامبر اکر، پیامبر مهربانی‌ها می‌فرمایند.

مَا بُنِی فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیج (2)

در اسلام هیچ بنیانی برای خدا بهتر و عزیزتر از ازدواج وجود ندارد

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: من ندیدم کسی را که در خانواده موفق نباشد ولی در اجتماع موفق باشد.

بله این مقدار اهمیت اسلام به خانواده حاکی از وجود زوایای پنهان و آموختنی است که بنا داریم در چند نوشتار به محظر شما عرضه بفرماییم.

ادامه دارد .... .

 

(1) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 100 / 220 / باب 1 کراهة العزوبة و الحث علی التزویج ..... ص: 216

(2) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 100 / 222 / باب 1 کراهة العزوبة و الحث علی التزویج ..... ص: 216

 

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۵۵
محمد حسن قالبی