پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

بایگانی
نویسندگان
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مسجد» ثبت شده است

سعید بن جبیر از یزید بن قعنب نقل نموده که من با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از فرزندان عبدالعزّی در مقابل خانه خدا نشسته بودیم که ناگهان فاطمه دختر اسد مادر امیرالمؤمنین که نه ماهه باردار بود و درد زایمان او را گرفته بود، ظاهر شد،

پس فاطمه گفت: پروردگارا! به تو و پیامبران و کتابهایی که از طرف تو نازل شده اند، ایمان دارم و سخن جدّم ابراهیم خلیل را تصدیق می کنم؛ او که این خانه عتیق را بنا کرد. پس به حق آن کسی که این خانه را ساخت، و به حق کودکی که در رحم دارم، ولادت این کودک را بر من آسان فرما!»(1)

یزید بن قعنب می گوید: ما دیدیم که خانه خدا از پشت شکافته شد (محل مستجار) و فاطمه داخل خانه شد و ما دیگر او را ندیدیم، و دیوار دوباره به حال اوّل برگشت، به ذهن ما رسید که قفل در خانه خدا را باز کنیم، ولی باز نشد، پس دانستیم که این مسئله کاری است از طرف خدای عزیز و جلیل».

چند روز این مادر و کودک در درون خانه خدا می مانند. راستی در این چند روز مادر چه خورده و چه نوشیده؟ و دیگر نیازهای خویش را چگونه برآورده نموده است؟...

اگر کمترین دقت و تأمّلی در این مسائل انجام گیرد، بی گمان به فضیلت والای این نوزاد و مادر می توان پی برد که چگونه معجزات متعددی به احترام آن دو انجام می گیرد؛ شکافته شدن دیوار خانه خدا و به هم آمدن آن، ماندن چهار روز در درون خانه، پاک بودن نوزاد از آلودگی زایمان و همچنین پاک و طاهر بودن مادر بعد از زایمان وگر نه در درون خانه خدا راه نمی یافت، استفاده از غذای بهشتی و...!

این فضیلت امیر المومنین تا الان هم همچنان قابل انکار نیست . چرا که هر ساله همان قسمت دیوار کعبه که شکافته بود می شکافد و وهابی ها هر ساله این شکاف را پر می کند ولی این شکاف دوباره سر باز می کنند تا معجزه الاهی برای همه اشکار باشد .

امیر المومنین علی علیه السلام فضائل متعددی دارند از جمله این که

1-تنها کسی هستند که ولادتشان در کعبه خانه خدا بود

2-هنگامی که مسلمانان به مدینه هجرت کردند، عده ای از یاران پیامبر در اطراف «مسجد النبی» خانه هایی ساختند و دری از آن خانه ها به سوی مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم باز کردند . رسول اکرم(ص) در سال سوم هجری به امر الهی مأمور شد همه آن درها را غیر از در حجره علی(ع) ببندد.

3-اولین شهید محراب در تاریخ اسلام بوده اند .

بنابراین امیرالمومنین هم در مسجد به دنیا امد و هم در مسجد زندگی کرد و هم در مسجد به شهادت رسید . ما نیز که خود را شیعه امیر المومنین می دانیم شایسته همانند حضرت با مسجد انس بیشتری داشته باشیم . لازمه این امر این است که با احکام مسجد نیز اشنایی داشته باشیم .

از جمله این که

ورود کفار به مسجد الحرام شرعاً ممنوع است و در سایر مساجد هم اگر هتک و بى‏حرمتى مسجد شمرده شود، جایز نیست، بلکه در سایر مساجد هم مطلقاً وارد نشوند. (2)

شخص جُنب و زنانی که دوران قاعدگی و یا ایّام نفاس خود را می گذرانند، باید از داخل شدن به مسجد اجتناب کنند. بلی اگر مسجدی دارای دو در باشد و افراد فوق از یک در داخل و از دیگری خارج شوند، اشکالی ندارد. البتّه در مورد مسجدالحرام و مسجد النبّی (ص) مجرّد وارد شدن اگر چه از یک در داخل و از در دیگر خارج شوند، نیز حرام است.

اما حضور شخص جنب و زنانی که مشکل شرعی دارند به حسینیه اشکالی ندارد.

بنا بر نظر مقام معظم رهبری :بهتر است در مساجد و حسینیه ها و این گونه مکان ‏هاى مقدس، از دست زدن پرهیز شود. (3)

اما عده ای از مراجع فرموده اند باید از دست زدن در مساجد و حسینیه ها خود داری شود. (4)

نجس‌کردن زمین و سقف و دیوار و بام مسجد حرام است، و اگر نجس شد واجب است فوراً آن را تطهیر کنند.(5)

 اگر کسی در وقت نماز، نجاستی را در مسجد مشاهده کند، در صورتی که وقت نماز وسیع باشد، واجب است که اقدام به «ازاله نجاست» را بر «نماز» مقدّم نماید، امّا در صورت تنگی وقت، نماز را مقدّم بدارد. (6)

 

(1)بحارالانوار، داراحیاء التراث العربی، ج35، ص8، حدیث 11؛ ر.ک: خصائص امیرالمؤمنین، للشریف الرضی، ص39؛ الغدیر، علاّمه امینی، ج6، ص22.

(2) برگرفته از استفتائات مقام معظم رهبری ، سوال 419

(3) صافى، جامع‏ الاحکام، ج 2، س 1583؛ تبریزى، استفتاءات، س 1051؛ خامنه ‏اى، اجوبةالاستفتاءات، س 1181؛ سیستانى، sistani.org(کف زدن) ش 1؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30؛ دفتر: امام.

(4) مکارم، استفتاءات، ج 1، س 538؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1734؛ نورى، استفتاءات، ج 2، س 584 و ج 1، س 441.

(5) راهنمای فتاوا مقام معظم رهبریی شماره 64

(6) موسوی خویى، سید ابو القاسم‌، التنقیح فی شرح عروه الوثقی، مقرّر: غروى، میرزا على، ج ۲، ص۲۷۱ و ۲۷۲٫ مسئله 4 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۴۷
محمد حسن قالبی

یکی از ثروتمندان مشهد به نام عباسقلی خان، شبی با پسرش در کاروان سرای پدر نشسته بودند . عباس قلی شروع به صحبت کرد .

پسرم! در وصیت نامه نوشته ام و به طور شفاهی نیز به تو می گویم که وقتی من از دنیا رفتم، این کاروانسرا را خراب کن و یک مدرسه علمیه برای شاگردان امام صادق (علیه السلام) بناکن.

پسرش وصیت نامه پدر را پذیرفت.

شبانه در مسیر بازگشت پسر فانوس به دست ، دقیقا پشت سر پدر حرکت می کرد ، در این حال همه جا روشن بود به جز جلوی پای پدر . عباسقلی ناراحت شد و گفت :

فرزندم! نور باید جلو باشد تا راه را روشن کند؛ نور فانوس که پشت سر باشد ، جلو را روشن نمی کند.

فرزندش گفت:

ای پدر! اگر نوری که از پشت سر انسان بیاید به درد راه نمی خورد؛ پس چرا وصیت می کنی که بعدا اینجا را مدرسه کنم؟!

پدرم! نور قبرت را از قبل بفرست.

برای سفر اخرت هم نور راهت را جلو تر از خودت بفرست .

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۳۷
محمد حسن قالبی

انسان یک موجود ضعیف و عاجزی است که با کوچک ترین اتفاق ممکن است مرگش محقق شود و این مرگ هیچ زمان مشخصی ندارد . در سوره عنکبوت این گونه در مورد مرگ تعبیر می شود :

«کُلُ‏ نَفْسٍ‏ ذائِقَةُ الْمَوْتِ‏ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ».(1) جمله «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ»، از باب استعاره به کنایه است، (گویا مرگ را تشبیه کرده به چیزى که چشیدنى باشد، آن‌گاه حکم کرده به این‌که این چشیدنى را همه خواهند چشید و خلاصه، مرگ عمومى است) و مراد این است که هر کس به زودى و به طور قطع خواهد مرد.(2)

پس هیچ راه فراری برای مرگ نیست . اما ایا می شود راهی برای ادامه یافتن پیدا کرد ؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۱
محمد حسن قالبی