پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

بایگانی
نویسندگان
پیوندها

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دین» ثبت شده است

دین ، امری اختیاری یا اجباری ؟

با مراجعه به متون دین در این مسأله ظاهرا به تعارضاتی بر می خوریم
مثلا از یک طرف در آیه 256 سوره بقره می خوانیم : « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »
یعنی : در قبول دین، اکراهى نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است.
اما از طرفی دیگر می دانیم که در اسلام حکم مرتد ( کسی از دین اسلام خارج شود ) اعدام است . که واضح است که این نوعی اجبار به دین است چه رسد به اکراه .

البته در جواب این مسأله جوابهایی داده شده مثل اینکه مثلا عدم اکراه در پذیرش دین مربوط به حوزه عقاید قلبی و فکری است در حالی که ارتداد مساله ای اجتماعی است ، و در جایی است که  کسی آشکارا مخالفت کند با اسلام ، و به عبارتی ارتداد یک جرم سیاسی و اجتماعی است . که تفصیلش در جای خودش آمده .

اما بنده مطلبی از آقای مطهری در بحث بردگی در اسلام[1] دیدم که درباره حیات و آزادی از دیدگاه اسلام مطلبی فرموده بودند که بنظر می رسد با این مبنا این تعارض ظاهری بسیار زیباتر قابل حل است

به گفته استاد شهید مرتضی مطهری در بحث بردگی در اسلام[2] ( البته با اندکی دخل و تصرف و توضیح ):  
برخلاف دیدگاه فلاسفه مسیحیت که حیات و آزادی را حق طبیعی برای بشر می دانند ، از نظر اسلام هم ، حق طبیعی برای بشر وجود دارد ، اما نه آنگونه که فلاسفه غرب به آن اعتقاد دارند و متاسفانه اکنون پایه فکری بسیار از کتب آموزشی دانشگاهی ما شده است. بلکه حق حیات و آزادی که برای انسان وجود دارد ، روی جهت دیگری است .

آنچه در عالم خلقت وجود دارد ، حق ( به تعبیر دقیق تر استحقاق ) تکامل و پیشرفت است ،
به عبارت واضح تر : اسلام برخلاف دیدگاه مسیحیت ( که معتقد است انسان خلق شده تا زنده باشد ) معتقد است انسان خلق شده که زنده باشد و تکامل یابد ، بطوری که اگر انسان زنده باشد اما طوری باشد که نه تنها حیاتش رو به پیشرفت و تکامل نباشد بلکه بر عکس تنزل هم پیدا کند ، این حیات و آزادی از نظر اسلام هیچ گونه ارزشی ندارد .

لذا روایتی است از امام صادق  علیه السلام که می فرماید: «مَنِ اسْتَوَى یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ کَانَ آخِرُ یَوْمَیْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُونٌ »[3]
یعنی کسی که دو روزش با هم مساوی باشد ضرر کرده است و کسی که در انتهای دو روز بدتر باشد ملعون است
.

داستان آزادی هم از نظر اسلام عین بحث حیات است ، یعنی انسان باید آزاد باشد تا استعدادهای تکاملی خود را به فعلیت برساند

لذا مثلا اگر کسی مفسد فی الارض باشد واجب القتل است ، طبق این دیدگاه چون این شخص حیات دارد اما حیاتش نه تنها قید تکامل را ندارد ، بلکه اگر هم تا الان کمالی را به دست آورده دارد آن راهم ضایع می کند ، و باعث از بین رفتن کمال افراد دیگر جامعه هم می شود ، لذا طبق نظر اسلام ، ادامه حیات این شخص دیگر مقرون به صرفه نیست .
و این دقیقا بر خلاف دیدگاه مسیحیت غربی است که به هر حال حیات را حق طبیعی بشر دانسته و لذا در محاکم قضایشان حکم اعدام وجود ندارد .

در بحث دین هم همین است ، خوب اولا کسی که از ابتدا مسیحی بوده و الان هم می خواهد مسیحی باشد را که اعدام نمی کنند ،
بلکه اعدام مربوط به مرتد است ( یعنی کسی که مسلمان است ولی می خواهد دنده عقب گرفته که یا کافر شود یا مسیحی ) معلوم است این شخص آن قیدی را که استاد بزرگوار شهید مطهری شرط حیات و آزادی دانستند ( یعنی تکامل ) را ندارد .
حیات و آزادی آنگاه حق انسان است که همراه تکامل باشد ، خوب انسانی که هدف از خلقتش تکامل و رشد و حرکت رو به جلو است ، و حیات و آزادی مقدمه ای برای رسیدن به این هدف است اگر از این حیات و آزادی برای تکامل استفاده نکند ، بلکه برعکس دنده عقب بگیرد ، و خود گمراه شود و چند نفر دیگر را هم به گمراهی بکشاند ، آیا چنین شخصی باز حق حیات خواهد داشت ؟ معلوم است که نه  .
زیرا قضیه این شخص شبیه اتومبیلی است که وسط اتوبان دنده عقب بگیرد ، که معلوم است چه فاجعه ای برای خودش و دیگران به بار می آورد ، و همانگونه که در اینجا پلیس باید هر چه زودتر این اتومبیل را از اتوبان خارج کند ، در بحث شخص مرتد نیز باید شخص مرتد هر چه زودتر از اتوبان حیات خارج شود
حال به نظر شما سلب حیات از این شخص نوعی لطف و احسان در حق این شخص نیست ؟
و بی تفاوتی و آزاد گذاشتن این شخص به ادامه حیاتی که انتهایش قعر جهنم است نوعی خیانت در حق فرد و جامعه نخواهد بود ؟



[1] مجموع آثار شهید مطهری ج 30 ص 463

[2] مجموع آثار شهید مطهری ج 30 ص 463

[3] بحار الانوار ج 68 ص 173

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۴۶
جعفری

رابطه علم و دین

یکی از مباحثی پر چالش و جنجالی در حوزه معرفت دینی بحث رابطه علم و دین است .

این بحث با دیدگاه هایی مختلفی قابل مطرح است ، از جمله :
در بحث اسلامی کردن علوم 
در بحث اینکه اصولا چه رابطه ای بین علم و دین وجود دارد ؟
آیا علم و دین دو مقوله کاملا جدا و متباینی هستند که هیچ یک ربطی به هم ندارند ، یا اینکه نه کاملا مطابق هم هستند و هر آنچه که دینی است قابل توجیه با علم هم هست ؟
و یا نه اصلا این دو مقوله در بسیاری از موارد تعارض دارند ؟
و اینکه اگر پذیرفتیم دین و علم در بسیار از موارد متعارض هستند ، در موارد تعارض باید دیدگاه دین مقدم باشد یا دیدگاه علم ؟

لذا در بحث رابطه علم و دین ابتدا باید محل نزاع مشخص شود تا به نتیجه مطلوب برسیم .
در تعریف اینکه اصولا علم به چه چیزی گفته می شود و تعریف علم چیست ؟ تعاریف زیاد و بعضا متفاوتی از هم بیان شده است اما به نظر می رسد جامع ترین تعریف برای علم همان مطلق آگاهی (
knowledge) است
چرا که تعاریف دیگر از علم مثل تعریف
علم به معنای دانش تجربی (science) به علت محدود بودن آن به امور مادی و آن هم تازه اموری که بشود مورد آزمایش و تجربه قرار گیرد ، ارزش چندانی ندارد

چرا که یکی از شاخصه های مهم علمی که مقابل جهل است این می باشد که تمام معارف بشری را تحت پوشش قرار دهد ، در حالی که حوزه علوم تجربی منحصر در ماده بوده  و تازه در بسیاری از موارد به علت عدم شناخت تمامی عوامل یک پدیده ، حتی در امور مادی نیز علوم تجربی در بسیاری از موارد قطع آور نیست .

لذا از این دیدگاه که ارزش علم به میزان دقتش از یک طرف و جامع بودن و شمول اش به همه معارف بشری بستگی دارد می توان ارزش علوم را به این صورت از پائین به بالا دسته بندی کرد

1.علم فیزیک و شیمی ( پائین ترین زیرا موضوعشان منحصر در امور مادی بوده و در همان امور مادی نیز در بسیاری از موارد قطع آور نیست )
2.علم ریاضی : این علم نسبت به فیزیک و شیمی کلی نگر تر بوده و به یک معنا چون موضوعاتش ذهنی و فرا مادی است لذا دایره اش گسترده از آن دو علم است

3.فلسفه : از آنجا که موضوع علم فلسفه موجود بما هو موجود می باشد ، لذا دایره اش بسیار گسترده تر بوده ، و حتی استفاده از علم حضوری در اثبات بعضی از مبانی اش علمی است  که نسبت به علوم قبلی هم جامع تر است و هم دقیق تر .

همه این علوم با اختلاف مراتبی که دارند ولی در حوزه شناخت بشری قرار دارند ،
بالاترین علم و فهمی که بشر می تواند به آن دست یابد وحی است ، وحی چون متصل به منشاء خلقت کل عالم موجودات است و به خاطر اتصال به مبدا همه علوم ، لذا علوم دیگر بمنزله لیوان و بشکه و تانکری هستند که از اقیانوس وحی سیراب می شوند .

ادامه دارد ...

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۵۶
جعفری

یکی از مباحثی که در مورد انقلاب اسلامی مظلوم واقع شده تاثیر انقلاب اسلامی و نقش امام در دین دار شدن مردم جهان است.

کتابی به نام «عصر امام خمینی» در این زمینه هست که نظرات اندیشمندان بزرگ غربی درباره نقش حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی در دین دار شدن مردم را جمع آوری کرده است.

در این کتاب آمده است:

پروفسور عبدالعزیز ساشاد نیا –مشاور وزارت دفاع آمریکا در امور خاورمیانه- که استاد دانشگاه ویرجینیای آمریکا است این جمله را بیان می کند: «تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) هیچ کس در آمریکا توجهی به دین نداشت اما بعد از آن یکباره رهبران دینی، حتی رهبران مسیحی و یهودی قوت گرفتند و از نیروی دین باخبر شدند. امروز ۹۰% آمریکایی ها معتقد به وجود خدا هستند و معتقدند که دین نقش بزرگی در زندگی بشر ایفا می کند.

در حال حاضر در آمریکا کلاس های ادیان شناسی شلوغ ترین کلاس هاست و تنها در دانشگاه ویرجینیا که من به تدریس دین شناسی مشغول هستم ۱۲۸ نفر به تدریس دین شناسی مشغول هستند.

با وجود اینکه دانشگاه ویرجینیا دولتی است و بر اساس قوانین آمریکا در مراکز دولتی باید سیاست و دیانت از هم جدا باشند، دانشجویان استقبال زیادی از کلاس های دینی به عمل می آورند که نشان دهنده ی تلاش جوانان جامعه‌ی آمریکا برای گرایش به دین است».

منبع: عصر امام خمینی، نوشته میراحمد رضا حاجتی، ص ۷۳

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۱
محمد حسن قالبی