پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

۴۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

حضرت زهرا سلام الله علیها یا خانم دکتر مریم میرزاخانی

در یک کانال تلگرامی عکس خانمی دکتری به اسم مریم میرزاخانی استاد دانشگاه استنفورد در آمریکا و نابغه ریاضی را با حضرت زهرا سلام الله علیها مقایسه کرده بود ، که مثلا کدام یکی می تواند الگوی یک زن باشد .
مقدمتا عرض کنم که اگر این زن را با انیشتین مقایسه می کرد ، خوب جای خیلی بحث گسترده ای نبود ، اما چون با کسی مقایسه کرده که حضرت علی علیه السلام میفرماید : نَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ لَا یُقَاسُ‏ بِنَا أَحَد ، هیچ کس با ما اهل بیت قابل مقایسه نیست ، برای روشن شدن عدم امکان قیاس اهل بیت به غیر ایشان نیاز به مقدماتی است که ذیلا عنوان می گردد

1.ابتدائا بررسی وضعیت دکتر مریم میرزاخانی : ایشان بالطبع در روی کره زمینی زندگی می کند که دارای 510000000 کیلومتر مربع مساحت است که حدود 30 درصد از این مقدار را خشکی تشکیل می دهد و 70 درصدر باقی آب است.
از 30 درصد خشکی یک قسمت آن قاره آمریکا است ، که کشور امریکا یکی از کشورهای امریکای شمالی است و اینکه ایالت کالیفرنیا یکی از 48 ایالت امریکاست ، که شهر سانفرانسیسکو یکی از 58 شهرستان این ایالت می باشد که دارای خیابان ها و محلات و کوچه هایی است که یکی از محلاتش جایی است که
دانشگاه استنفورد در آن قرار دارد که این دانشگاه دارای ساختمانهای متعددی است که در یکی از ساختمانهایش که داری چند طبقه است ، در یکی از اتاق های یکی از طبقاتش که گنجایش چندین نفر را دارد یکی از آنها خانم دکتر میرزاخانی است .

2. وضعیت کره زمین در عالم هستی : جالب است بدانید خورشید 1300000برابر زمین است ، که به جز زمین 9 سیاره دیگر به دور این خورشید می چرخند که با هم دیگر منظومه شمسی را تشکیل داده اند
و اینکه بدانید خورشید خودش یک ستاره است که در کنارش 400،000،000،000 ستاره دیگر که بلا استثناء همه آنها از خورشید بزرگتر هستند وجود دارد ، که در کهکشهان راه شیری قرار دارند
و در وسعت کهکشان راه شیری هم این قدر بدانید که ؛
خورشید با سرعتی معادل 790000 کیلومتر در ساعت 225 سال طول می کشد به دور کهکشان راه شیری بگردد !!!

و جالب اینکه 100000کهکشان در جهان وجود دارد که نزدیکترین کهکشان به کهکشان ما ( راه شیری ) کهکشان امراة السلسه نام دارد که 2 میلیون سال نوری( سرعت نور 300000بر ثانیه ) با ما فاصله دارد ،
و اینکه فاصه ما با آخرین کهکشان کشف شده 180 میلیون سال نوری است .

جالب تر اینکه باید بدانید این فضا  فقط قسمتی از آسمان اول است که کشف شده
که در روایتی که در کتاب کافی
[1] از رسول الله ذیل عنوان حَدِیثُ زَیْنَبَ الْعَطَّارَة نقل شده حضرت اشاره به آسمانها هفتگانه می کند که وسعت آسمان اول را نسبت به آسمان دوم مثل حلقه در بیابان می داند یعنی آسمان اول را اگر به اندازه یک حلقه انگشتر فرض کنیم ، آسمان دوم به اندازه بیابان خواهد بود ، همین نسبت بین آسمان دوم در مقایسه با آسمان سوم برقرار است, ... تا اینکه آسمان ششم نسبت به آسمان هفتم مثل حلقه ای در بیابان و روایت ادامه زیادی دارد که همین آسمان های هفت گانه نیز در برابر عرش الهی مثل حلقه ای است در بیابان ...

3.. جالب است بدانید مدیریت این آسمانها بدست ولی الله ( همان جانشین خداوند ) است  ، ببینید این ولی الله باید چه عظمتی داشته باشد که آسمانهایی با صفات آنچنانی تحت کنترلش باشد ، و با این دید است که وقتی ولی الله الاعظم علی علیه السلام خطاب به ابن عباس حکومت بر مسلمانان ( که شامل حدود 50 کشور اسلامی کنونی می شد ) را کم ارزش تر از لنگه کفش کهنه دانسته و در جایی دیگر کم ارزش تر از آب بینی بز می داند .

و همانگونه که علی علیه السلام ولی الله است طبق نقل از بحار الانوار ج 35 ص 13حضرت زهرا سلام الله علیها ولیة الله است [2] ،
مؤید این مطلب فرازی از دعای جامعه کریمه است که می فرماید : وَ بِکُمْ‏ یُمْسِکُ‏ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْض‏ ، بسبب شما اهل بیت است که آسمان روی زمین خراب نمی شود

4..این تازه گوشه ای از منصب دنیایی حضرات و عالم ملک است ، حال در عالم ملکوت چه مقامی دارند ، که وقتی سرور اهل بیت به مقامی می رسد که در شب معراج , جبرئیل آن فرشته مقرب الهی دیگر توان همراهی اش را ندارد و از حرکت باز می ایستد وخطاب به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید  «فَإِنْ تَجَاوَزْتُهُ احْتَرَقَتْ أَجْنِحَتِی بِتَعَدِّی حُدُودِ رَبِّی جَلَّ جَلالُهُ»[3] یعنی اگر از این مرحله قدمی بیش گذارم ، بالاهایم به سبب تعدی به حدود پرودگار آتش می گیرد
بله حضرت زهرا دختر آن مردی است که به مقام «قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی » می رسد و خودش همان است که معادل شب قدر است آنجا که حضرت امام صادق می فرماید : « فَمَنْ‏ عَرَفَ‏ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر»[4] هر کس میخواهد مقام حضرت زهرا را بشناسد باید حقیقت شب قدر را در کند , حقیقتی که خود خداوند می فرماید « وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْر » یعنی تو چه می دانی شب قدر چیست ؟ یعنی با قرار دادن این روایت و آیه کنار هم به این معناست که خداوند می فرماید : تو چه می دانی فاطمه کیست ؟

یادم رفت حضرت زهرا را با کی می خواستیم مقایسه کنیم ؟



[1] الکافی ج 5 ص 153 حدیث 143

[2] بحار الانوار ج 35 ص 13

[3] عیون أخبار الرضا ج 2 ص 66

[4] بحار الانوار ج 43 ص 65

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۲۴
جعفری

وجود تفاوت‌های جنسیتی بین زن و مرد که منشاء ان تفاوت روحیات جنس زن با جنس مرد است و از طرف دیگر تفاوت‌های شخصیتی دو فرد متفاوت که هر یک در محیط خاصی و با فرهنگ خاصی تربیت شده‌اند، باعث ایجاد مشکل و اختلاف نظرهایی بین زن و شوهر می‌گردد.

راه حل این مشکلات چیست؟

ایا باید طرف مقابل تحمل کند و یا با اعمال نفوذ نظر خود را به کرسی بنشاند؟

اگر در مقابل مشکل تحمل کند این امر موجب ایجاد عقده‌های روانی در دراز مدت می‌گردد.

و اگر اعمال نفوذ کند که دیگر این خانواده رنگ ارامش و محبت را به خود نخواهد دید.

پس راه کار چیست؟

نظام تأهل مطلوب در اسلام نه مرد سالاری است و نه زن سالاری ونه فرزند سالاری. بلکه نظام تأهل مطلوب در اسلام خدا محوری است.

اسلام چنان ساختار خوانواده را طراحی کرده که اگر یک نفر به وظایفش عمل نکرد نظام خانواده از هم نپاشد. لنگر خانواده خداست نه طرف مقابل. خدا می‌گوید تو با من طرف هستی اگر همسرت وظایفش را انجام نداد تو باید وظایفت را انجام دهی.

اگر در خانواده زن یا مرد متدین نباشند و بخواهند در مقابل بدی‌های همدیگر صبر کنند ممکن است در دراز مدت به عقده‌های روانی تبدیل شود. چرا که با عشق و محبت این کار را نکرده و این وضیفه را با ایمان برای کسی که مطمئن است برایش جبران می‌کند انجام نداده. فلذا تبدیل به عقده روانی می‌شود. اما انسان مؤمن، زن و شوهر مؤمن حتی اگر طرف مقابل به او بدی کند چون می‌داند طرف حسابش خداست و حتماً برایش جبران می‌کند برایش بسیار قابل پذیرش می‌شود و به راحتی این طوفان عقده‌ها را در سجده و سجاده در مقابل خدا فرو می نشاند، فلذا همیشه ارامش دارد.

کسی که ارتباطش با خدا ضعیف است در معرض ایجاد عقده‌های روانی است چرا که حتماً نا کامی اجتماعی برای هر فردی پیش می اید.

روابط خانوادگی در اسلام تقابلی نیست. این گونه نیست که اگر او وظایفش را انجام نداد من هم انجام ندهم.

من برای این که واقعاً برای خدا زندگی کنم و ارامش پیدا کنم لازمه‌اش این است که رابطه با خدا یک رابطه واقعی باشد نه شعاری.

خانواده‌ای که ایمان دران کم رنگ است طبق نظر قران سختی‌های پر رنگی در زندگی خواهند داشت.

وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً (1)

و هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگیِ تنگ [و سختی] خواهد داشت

این خانواده برای حل مشکل خود همیشه به دنبال یک گشمده می‌گردند و به هر جا که می‌روند به آدرس اشتباهی می‌رسند. اما اسلام راهکار بهشتی زندگی کردن را در دین باوری خانواده‌ها معرفی می‌کند.

اسلام قائل به این نیست که اعمال، پاداش نسیه دارد. بلکه اعمال اثار واقعی دنیوی و اخروی دارد. اسلام نمی‌گوییم این کار را انجام بده تا بعد از مرک بهشت بروی بلکه می‌گوید همکنون بهشتی زندگی کن.

امیر المومنین علی علیه السلام می‌فرمایند:

«فهم والجنة کمن قد رآها، فهم فیها منعمون، وهم والنار کمن قد رآها فهم فیها معذّبون». (2)

انسان مؤمن و متقی همانند کسی است که بهشت رو به روی اوست و از نعمت‌های ان استفاده می‌کند

و انسان گناه کار و فاسق همانند کسی است که جهنم رو به روی اوست و از عذابان دردناک است.

خانمی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید از شوهرت اطاعت کن هر چند که به تو ظلم کند (وَ لَا تَبِیتُ وَ زَوْجُهَا عَلَیهَا سَاخِطٌ وَ لَوْ کانَ ظَالِما) (3)

و اقائی که رابطه درست و واقعی با خدا دارد اسلام به او می‌گوید همسر تو گل است و مرد باید همانند یک گل از همسر خود مراقبت نماید (فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیحَانَةٌ وَ لَیسَتْ بِقَهْرَمَانَة) (4)

پس لازمه زندگی با نشاط این است که ایمان در ان زندگی معنای واقعی داشته باشد نه معنای شعاری.

به امید با نشاط‌تر شدن خانواده‌ها

 

مطالب مرتبط

چرا افراد غیر مذهبی با نشاط تر هستند ؟


1) سوره طه آیه 124

2) نهج البلاغة:2: الخطبة 188، ص 187، طبعة عبده..

3) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج 14 / 243 / 61 - باب أنه لا یجوز للمرأة أن تسخط زوج‌ها و لا تتطیب و لا تتزین لغیره فإن فعلت وجب إزالته ..... ص: 238

4) (1) الکافی (ط - الإسلامیة) / ج 5 / 510 / باب إکرام الزوجة ..... ص: 509




۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۵۳
محمد حسن قالبی

 

نمک و چربی ، شهوت و غضب

1..مواد غذایی باید دارای دو خصوصیات باشد
برای رفع گرسنگی ـ و برای رشد
لذا در قرآن کریم ، وقتی از غذاهایی جهنمی سخن به میان می‌آید ، می فرماید : خوراک جهنمی این دو خصوصیات را ندارد

لَیْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلاَّ مِنْ ضَریعٍ (6)[1] لا یُسْمِنُ وَ لا یُغْنی‏ مِنْ جُوعٍ (7)
براى آنان طعامى جز خار خشک و زهرآگین وجود ندارد که نه فربه مى‏کند و نه از گرسنگى بى‏نیاز مى‏نماید.

2. خوراکی های پر طرفداری مثل چیپس و پفک و پفیلا و ... که بعضا ارزش غذایی زیادی ندارد ، اما چرا اینقدر طرفدار دارند ، بخاطر وجود دو عنصر نمک و چربی ( روغن ) است ، بطوری که اگر این دو عنصر در این مواد غذایی نباشد ، قطعا این مواد خوراکی هیچ طرفداری نخواهند داشت ، زیرا نه ارزش غذایی دارند و نه مزه .
تولید کنندگان این گونه مواد غذایی چون می دانند این نوع خوراکی ها ارزش غذایی ندارند لذا با استفاده از چند عنصر مضر مثل نمک ، روغن و چربی هر چه که می توانند ، مزه این غذاها را بالا می برند ، که کمبود ارزش غذایی را در زیر پرده مزه کاذب پنهان کنند .
در حالی که نه گرسنه را سیر می کنند ، و نه باعث رشد می شوند

3. همانگونه که بدن انسان نیازمند خوراک است سالم است ، فکر انسان نیز نیازمند خوراک فکری سالم است

در حوزه خوراک فکری ،اگر سریالها و سینماهای هالیوودی و بالیودی و سازمانهای سینمائی کوچک تر دیگر که عمدتا دنباله رو این غول های سینمائی هستند ، مورد نقد واقع شود ، مشاهده می شود که در متن و فیلمنامه این فیلمها که باعث جذاب شدن آنها می شود ، از دو عنصر شهوت و غضب در قالب عشق و خشونت استفاده می شود ، بطوری که اگر این دو عنصر از این فیلم ها گرفته شود ، حرفی برای گفتن ندارند .

یعنی دقیقا مثل مواد غذایی کاذب همچون ؛ پفک و چیپس و ... نه توان سیر کردن و اقناع فکر و روح انسان را دارد و نه پشتوانه ای از حقیقت دارد که بتواند روح بی نهایت خواه انسان را سیراب کند .

4. انسان دارای گوهری ناب و غیر قابل توصیف است که خداوند متعال در آیه 29 سوره حجر به آن اشاره می کند ، آنجا که می فرماید : « َ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی » یعنی خداوند می فرماید : من از روح خود در انسان دمیدم .

ای انسان تو موجود بی نهایتی هستی که اگر می خواهی روح بی نهایت خود را سیراب کنی راهی جز اتصال به حق نداری و اگر چند روز بخواهی خودت را با غذاهای کاذب سیراب کنی ، موقعی به خودت می آیی که سرمایه اصلی ( عمر ) خودت را از دست دادی و روح تشنه از حقیقت را به دیاری می فرستی که انتهایی برای آن متصور نیست .



[1] سوره الغاشیه آیه 6 - 7

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۱
جعفری

هرکس را که دیدید زیاد از دیگران عیب جویی می کند مطوئن باشید او خلوتی ندارد تا از خودش عیب جویی کند

استاد پناهیان

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۱۱
محمد حسن قالبی

از گناهان خود به وسیله توبه سکویی برای پرش بساز نه وسیله ای برای سر افکندگی و دوری از خدا

سکو برای اوج دادنت احتیاج به پرش کوچکی دارد و ان پرش از جنس اشک و پشیمانی و گاهی خواندن نماز و گرفتن روزه‌های قضا شده و گاهی جبران حق مردم است.

اما سکویی که پولادین باشد با درجا پریدن نه تنها شما را اوج نمی‌دهد بلکه ضربه محکمی هم به شما وارد خواهد کرد.

 

إِلاَّ مَنْ تَابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِک یبَدِّلُ اَللَّهُ سَیئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَ کانَ اَللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً

کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند. پس خداوند بدی‌هایشان را به نیکیها تبدیل می‌کند، و خدا همواره آمرزنده مهربان است.

سوره فرقان آیه 70

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۲
محمد حسن قالبی

اعتدال یا التقاط

پرده اول :
دوستی داشتم که می گفت ما در عروسی ها خیلی سخت گیری نمی کنیم ، مثلا یک شب در خوردن فلان چیز نباید سخت گرفت که حرام است و یا مثلا در پوشش خیلی مقید به رعایت بعضی از چیزها نیستیم

از او سوال کردم که در عزاداریها چگونه اید ؟( ایشان مال منطقه ای بود که عزاداریهای با شکوهی دارند )
گفت اتفاقا خیلی در عزاداریها با شور و شوق شرکت می کنیم ، و از هر لحاظ برای عزاداری کم نمی گذاریم ، گفتم خوب چرا اینگونه اید ، نه به آن عروسی و نه به این عزاداری ؟
گفت خوب ما در کارمان افراط نداریم ، هر چیزی جای خودش انسان باید در کارهایش اعتدال داشته باشد .

پرده دوم :
وارد خانه یکی از اقوام شده ام ، بعد از احوالپرسی و خوش بش ، بلند که می شود برود چای بیاورد یک لحظه به در و دیورا خانه نگاه می کنم ، در یک طرف تابلویی زیبا منقش به آیه « و إن یکاد الذین ...» و مقداری آن طرف عکسی منسوب به یکی از معصومین علیهم السلام ، و طرف دیگر عکس زنی نیمه عریان و ...
خوب لابد این هم اهل سخت گیری و بقولی افراط نیست او هم در کارهایش اعتدال دارد .

و...

این افراد ، مسلمانان زخمی و تیر خورده از تهاجم فرهنگی اند ،

که وظیفه افسران و سربازان جنگ نرم است که با تلاش و کوشش سعی در نجات این افراد از دست شیاطین جن و انس باشند , چه اینکه اگر این افراد به حال خود رها شوند , می رود که خون غیرت و دینش بالکل از روحشان خارج شده و بسان مرده ای متحرک و بی تفاوت در آیند , و بسان اجیر بی جیره و مواجب برای دشمن کافر باشند که کمر همت به ریشه کن کردن اسلام بسته .
اما اصل مساله یعنی فرق بین اعتدال و التقاط عرض می کنم :  گرامیان این دیدگاه هایی که عرض کردم التقاط است نه اعتدال

تبیین مساله :

در لغت التقاط ریشه اش کلمه لقط به معنای برداشتن و برچیدن چیزی است و به چیز برداشته شده لقطه گفته می شود و در اصطلاح ، التقاط گر به کسی گفته می شود که جزئی از مکتب را گرفته و با جزء دیگر مکتب یا دین دیگر تلفیق می کند .

به طور مثال مهندس مهدی بازرگان در کتاب «مذهب در اروپا» ، اروپائیان را در خط انبیا دانسته و مى‌نویسد:
حمام رفتن صبحگاه آنان که گاهى قبل از آفتاب انجام مى‌شود به منزله وضو و غسل، خواندن سرمقاله روزنامه را به منزله نماز خواندن، خواندن مقالات و اطلاعات دیگر این روزنامه‌ها را در حکم تعقیبات نماز. روزنامه نیم‌روز را خواندن و به اخبار گوش دادن، این مترادف است با صلاة الوسطى. کتاب بعد از ناهار را در حکم تعقیبات نماز ظهر، خوابیدن‌شان را همان هشت‌ساعت خوابیدنى‌که مؤمنان هم مى‌خوابند و مستحب هم هست. به قمارخانه و میخانه و رقاصخانه رفتنشان، البته اینها خیلى کم است. اینها قابل اغماض است. غیر قابل ملاحظه است. ورزش و تئاتر و موزه رفتن شبانه آنها در حکم امور مستحبى است.

در واقع چنین شخصی قائل به نوعی اومانیسم ( انسان محوری ) است ، یعنی خودش را محور حقائق قرار داده و هر چه را مطابق با میل اش باشد گرفته و هر چه را که مطابق با میلش نباشد رها می کند ،
از دیدگاه چنین شخصی مثلا همه احکام اسلام قابل عمل نیست ، و فقط آنچه را با میلش مطابق است را قبول دارد،

حال اگر مقداری منصف باشد مستقیم نمی گوید اسلام دین افراطی است بلکه می گوید باید انسان در زندگی اش اعتدال داشته باشد ، که مفهوم حرفش این است که اسلام دین معتدلی نیست .

لذا طرف می گوید ، به جوانها سخت نگیرید ، بگذارید آزاد باشند ، بگذارید خودشان راه خود را انتخاب کنند ، خوب دوست گرامی که این حرف را می زنی بچه های خودت را هم آزاد می گذاری دست به هر کاری بزنند و هر بدبختی مثل اعتیاد ، رابطه با جنس مخالف و ... را تجربه کنند بعد که سرمایه عمرشان به باد فنا رفت ، بنشینند ببینند کدام راه بهتر است تا آن را انتخاب کنند .

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۳۳
جعفری

امام رضا علیه السلام و غول چراغ جادو

در افسانه های قدیمی داستانی به اسم غول چراغ جادو ، با دست کشیدن به چراغ جادو این غول ظاهر شده و همه خواسته های صاحب چراغ را بر آورده می کرد ،

متاسفانه برخی نگاهشان در توسل به اهل بیت علیهم السلام اینگونه است ، طرف که به حرم امام رضا علیه‌السلام می رود که تا با توسل به آن بزرگوار خواسته هایش را بر آورد ، اما وقتی بنابر دلایلی خواسته اش بر آورده نمی شود ، با حالت قهر تصمیم می گیرد به زیارت آن بزرگوار نرود یا اینکه خدای ناکرده از ارادتش به حضرت کم می شود .

در حالی که باید دانست ائمه معصومین علیهم السلام نماینده خداوندی هستند که علاوه بر قادر بودن و مهربان بودن ، حکیم نیز هستند . 
غول چراغ جادو که در ابتدای نوشتار به آن اشاره شد ( صرف نظر از واقعی نبودن و خیالی بودن چنین چیزی ) فقط قادر به انجام کار بود و اینکه مطیع صاحب چراغ بود ، اما آیا خداوند هم باید مطیع ما باشد یا اینکه ما باید مطیع او باشیم ؟

صد البته که ما باید مطیع خداوند متعال باشیم ، نه اینکه که هر کاری را که خواستیم انجام دهیم و خداوند هم تابع خواسته های ما باشد و همه اسباب و وسایل را طبق خواسته های ما مهیا نماید ، زیرا این دیدگاه که همان دیدگاه اومانیستی و انسان محوری است که اصلا اعتقادی به مبداء و معاد ندارد و اگر هم خدایی را قبول کند ، خدایی را قبول دارد که نعوذبالله در حد غول چراغ جادو باشد .

اما از دیدگاه انسان موحد خداوند بسان طبیبی است که آگاه به امراض بوده و اگر چیزی می دهد یا اینکه چیزی را می گیرد همه از روی حساب و کتاب است ، لذا در رویت داریم از رسول گرامی اسلام صلی‌ الله علیه و آله که می فرماید :

یَا عِبَادَ اللَّهِ أَنْتُمْ‏ کَالْمَرْضَى‏ وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ فَصَلَاحُ الْمَرْضَى فِیمَا یَعْلَمُهُ الطَّبِیبُ وَ یُدَبِّرُهُ بِهِ لَا فِیمَا یَشْتَهِیهِ الْمَرِیضُ وَ یَقْتَرِحُهُ أَلَا فَسَلِّمُوا لِلَّهِ أَمْرَهُ تَکُونُوا مِنَ الْفَائِزِین‏ .

یعنی : ای بندگان خدا شما مثل مریض هستید و خداوند بمثابه طبیب ، پس صلاح مریض در همان است که طبیب تشخیص داده و صلاح مریض در هر چه که دوست دارد نیست ، پس ای بندگان خداند تسلیم امر و مقدرات الهی شوید تا از رستگاران گردید

 

 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۵:۲۱
جعفری

داستان جالبی است

روزی فردی به روستایی می‌رسد و با کمال تعجب می‌بیند که همه در این روستا دائماً در حال خاراندن بدن خود هستند!

به مردم ان دیار می‌گوید: چرا اینقدر خودتان را می‌خارانید؟

جواب می‌دهند مگر تو بدنت نمی خوارد؟

می‌گوید: نه.

مردم روستا از حرف او شدیداً نگران شده و او را به شدت می‌زنند و از روستا بیرون می‌اندازند تا نکند خود نیز مبتلا به بی خارشی و سلامت پوست شوند.

این داستان واقعاً حال و روز اکنون جامعه ماست.

کسی که سالم باشد مسخره می‌شود و به او انگ‌های اجتماعی نبودن، ساده بودن و امل بودن و ... زده می‌شود.

گاهی برای سالم ماندن و فعال بودن و گاهی هم برای بقاء باید همانند یک ماهی بر خلاف جریان آب حرکت کرد.

در جامعه کنونی ما مسئله ازدواج صرفاً به عنوان یک امر غریزی شناخته شده است. (چون نیاز دارم ازدواج می‌کنم.)

اما زندگی هنری پیچیده و آموختنی است نه یک امر غریزی. و هر هنری احتیاج به اموزش و تمرین دارد.

پیامبر اسلام می‌فرمایند:

النِّکاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیسَ مِنِّی (1)

نکاح و ازدواج سنت من است و هر کس که از سنت من روی بگرداند از من نیست.

این حدیث را بسیار شنیده‌اید اما کمتر روی ان فکر کرده ایم.

این که پیامبر می‌فرمایند نکاح سنت من است، یعنی صرفا سنت طبیعت نیست و این مسئله یک امر دینی است نه فقط یک امر طبیعی. فلذا باید با نگاه دینی به ان نگاه کرد. چرا که همان گونه که استاد صفایئ حائری در کتاب خود می‌فرمایند:

(غریزه می تونامد عامل تشکیل خانوده شود اما حتماً نمی‌تواند عامل بقاء خانواده گردد.)

پیامبر اکر، پیامبر مهربانی‌ها می‌فرمایند.

مَا بُنِی فِی الْإِسْلَامِ بِنَاءٌ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیج (2)

در اسلام هیچ بنیانی برای خدا بهتر و عزیزتر از ازدواج وجود ندارد

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: من ندیدم کسی را که در خانواده موفق نباشد ولی در اجتماع موفق باشد.

بله این مقدار اهمیت اسلام به خانواده حاکی از وجود زوایای پنهان و آموختنی است که بنا داریم در چند نوشتار به محظر شما عرضه بفرماییم.

ادامه دارد .... .

 

(1) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 100 / 220 / باب 1 کراهة العزوبة و الحث علی التزویج ..... ص: 216

(2) بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج 100 / 222 / باب 1 کراهة العزوبة و الحث علی التزویج ..... ص: 216

 

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۵۵
محمد حسن قالبی

اهل تلاش باشم یا اهل توکل و توسل ؟

ز آنجایی که انسان موجودی نیازمند خلق شده ، و در تمام شئون زندگی خود وابسته است ، در طول حیات زندگی خود همیشه نیازمند به پشتیبان می باشد .

با نگاهی به منابع اسلامی می بینیم که از دیدگاه اسلام نیز انسان موجودی نیازمند و محتاج می باشد که به تنهایی قادر به برآورده کردن نیازهای خویش نمی باشد ، مخصوصا که از دیدگاه اسلام انسان موجودی ابدی است و طبیعتا با این دیدگاه احتیاجات انسان بسیار بیشتر از مکاتب دیگری است که زندگی انسان را محدود به این دنیای مادی می دانند .

اما با این حال از دیدگاه اسلام ، انسان نه تنها باید احتیاجات امور مهم و عالی خود را از خداوند متعال طلب کند ، بلکه در امور دنیوی خود نیز سفارش به توکل و توسل به خداوند تبارک و تعالی می کند ،در این زمینه حدیثی قدرسی است درکتاب وسائل الشیعه ج 7 ص 32 حدیث 8534

أَحْمَدُ بْنُ فَهْدٍ فِی عُدَّةِ الدَّاعِی قَالَ فِی الْحَدِیثِ الْقُدْسِیِ‏ یَا مُوسَى سَلْنِی‏ کُلَ‏ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ حَتَّى عَلَفَ شَاتِکَ وَ مِلْحَ عَجِینِکَ.

دراین حدیث قدسی خداوند متعال خطاب به حضرت موسی علیه السلام می فرماید : یا موسی همه احتیاجاتت را از خداوند بخواه حتی علف گوسفندت و نمک آش ات را

پر واضح است که توسل در عرض تلاش نیست ‌، یعنی این گونه نیست که انسان برای نیل به مطلوب و خواسته های خویش دو راه جداگانه در پیش رو داشته باشد ، یکی تلاش و کوشش و دیگری توسل .

خیر این گونه نیست ، بلکه توسل و دعا در طول تلاش و کوشش است ، به این معنا که از نظر انسان موحد در همان حال که باید از استعداد های و نعمت های الهی بهره ببرد ، در عین حال باید توجه داشت که همه این نعمت ها و اسباب مخلوق خداوند بوده ، و علت اصلی و سبب الاسباب خداوند است ، بطوری که همه این اسباب نیز با عنایت و اراده الهی است که موثرند ، و از خود هیچ ندارند .

از دیدگاه انسان موحد همه جهان پرتوی از نور الهی بوده که با اراده او خلق شده ، و با اراده او تدبیر می شود و انسان نیز باید هنگام استفاده از وسایل به این معنا توجه داشته باشد ، با این دیدگاه است که خداوند متعال در عین اینکه به حضرت موسی می فرماید نمک آش و علف گوسفند خود را از من بخواهد ، او را از تلاش برای بدست آوردن حاجاتش برحذر نمی دارد .

چرا که انسان اگر اسباب و وسایل را دید اما نظر به خالق آنها نداشت ، ناخود آگاه آنها را مستقل دیده و مبتلا به شرک می شود ، پس برای اینکه هم از نعمت و وسایل الهی باید استفاده کرد و در عین حال مبتلا به شرک نشد ، باید در همه حالات خداوند را همه کاره و ناظر به اعمال دانست و از او استمداد و یاری خواست و بقول حافظ
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست         راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۱۰
جعفری

معمولاً افرادی که مذهبی نیستند با نشاط‌ تر به نظر می‌رسند.

در حالی که گفته می‌شود یکی از علائم مؤمن نشاط اوست. برای واضح‌تر شدن این امر لازم است انواع و اقسام نشاط را برسی کنیم تا در این میدان مشخص گردد ایا نشاط افراد مذهبی بیشتر است یا افرادی که زیاد مذهبی نیستد.

قبل از این که مطلب را بخوانید به نظر شما کدام قشر با نشاط ‌تر هستند؟ مذهبی یا غیر مذهبی؟

نشاط دو نوع داریم

1-نشاط درونی. نشاطی که ناشی از روحیات درون انسان است و حتی در زندان‌های بعث عراق هم این نشاط همچنان وجود دارد و عامل نشاط خود و دیگران است.

2-نشاط بیرونی. نشاطی که همیشه وابسته به عوامل بیرونی است. یا باید با موسیقی شاد شود و یا به مراسم جشن و پایکوبی برود و یا کسی برای او جک تعریف کند و یا با رنگ و یا ..... ماشین خریده، پس شاد است. خانه خریده پس شاد است. یعنی فرد کاملاً وابسته به عوامل بیرونی شده است.

اما اصل در نشاط، نشاط درونی است، نشاطی است که از درون انسان می‌رویید.

 ما تا چه اندازه باید وابسته به عوامل بیرونی نشاط آفرین باشیم.

انسان‌های موفق مصرف کننده نشاط نیستند، بلکه تولید کننده نشاط هستند. حتی جائی که هیچ یک از عوامل نشاط نباشد.

این به ان معنا نیست که اسلام با نشاط بیرونی مخالف باشد. بلکه برای ان حد و اندازه مشخص کرده است.

ایا واقعاً مؤمنین اهل نشاط نیستند؟

انسان مؤمن و افراد موفق خود را وابسته به عوامل بیرونی نمی‌کند و خود تولید کننده نشاط برای دیگر افراد هستند.

عامل نشاط‌های بیرونی کاملاً اشکار هستند و بعد از مدتی انسان را وابسته به خود می‌کنند به طوری که جدا شدن از ان عوامل باعث افسردگی شدید برای افراد وابسته به انها می‌گردد.

اما عامل نشاط‌های درونی چیست؟ پایه نشاط انسان باید بر چه چیزی بنا شده باشد. اگر فرد نشاط درونی خودش را تقویت بکند قطعاً نیاز فرد به عوامل بیرونی کمتر می‌شود.

همه می دانید که مکان‌های نظامی بسیار خشک هستند و یکی از مشکلات بزرگ امروزه افسردگی دوران سربازی است. چرا که فردی وابسته به عوامل بیرونی نشاط شده و یک دفعه از انها جدا می‌شود و هیچ عامل نشاط درونی هم ندارد. فلذا بعضاً به خودکشی هم می‌رسند. حالا فکرش را بکنید که کسی در فضای نظامی اسیر هم بشود. حال هنر است که فرد شاد باشد. در اینجاست که اهل ایمان و صبر مثل اسرای زمان جنگ را می‌بینیم که دران تنگنا همچنان عامل نشاطشان پابرجا بود و هرگز امید خود را از دست نمی‌دادند.

نشاط یک لفظ عربی است و معنای ان سرور و فرح و شادی نیست بلکه نشاط به معنای فعالیت و پویایی است نشیط یعنی فعال. فعالیت هم یک اثر رضایت مندی و لذت بردن دارد که به ان می گویند نشاط.

ما نشاط را به شادی معنا می‌کنیم در حالی که معادل شادی به عربی سرور و فرح است.

(تسر اناظرین) (1) یعنی دیگران را خوشحال می‌کند.

فرح یک نوع حال است یعنی می اید و می‌رود، اما نشاط یک ویژگی درونی است که در انسان باید به وجود بیاید لذا ما می گوییم که عوامل برونی اصلاً نشاط آفرین نیستند بلکه صرفاً شادی آفرین‌اند. شادیی که می اید و می‌رود و حال است و یعنی الان در این حال لذت بخش است و تا چند لحظه دیگر حال تمام می‌شود. فلذا بسیار دیده می‌شود که افراد بعد از شادی‌های گناه آلود دچار افسردگی می‌شوند.

نشاط واقعی که انسان دائماً در تمام شرائط احساس لذت می‌کند فقط و فقط در زمانی به وجود می اید که فرد احساس رشد داشته باشد. احساس می‌کنید که دارید یک آدم دیگری می‌شود و چون رشد انتها ندارد پس نشاط هم انتها ندارد. فرد دائماً باید رشد کند و در زندگی تکاملی خود همیشه احساس نشاط بکند.

الان دغدغه‌ای در محافل غربی وجود دارد که با افرادی که سنشان بالا است و عوامل نشاط در انها اثر ندارد و زندگیشان به روز مرگی دچار شده است چه کار کنیم. الان در دنیای مدرن مسئله سالمندی بسیار پیچیده است. در حالی که اسلام دستور می‌دهد که تو باید با بزرگ سالان ارتباط داشته باشی. بزرگ سالان نرمال. یعنی اگر بزرگسالی عامل نشاط جوان شود این نه تنها برای جامعه سر بار نیست بلکه سرمایه جامعه است مثلاً اقای بهجت که اگر کسی در نماز جماعت او شرکت می‌کرد تا یک هفته یک احساس نشاط درونی داشت و یا اقای قرائتی که در این سن بالا همانند یک جوان انرژی دارند و یا مرحوم اقای دولابی که فقط افرادی که ایشان را دیده‌اند متوجه حرف بنده می‌شوند.

اگر فردی واقعاً اسلامی زندگی کند، هر چه سنش بالاتر رود شاداب‌تر و با نشاط ‌تر می‌شود.

به امید اسلامی و با نشاط شدن جامعه

 

 

(1) قَالَ إِنَّهُ یقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ اَلنَّاظِرِینَ

می‌فرماید: آن ماده گاوی است زرد یک دست و خالص، که رنگش بینندگان را شاد می‌کند. » سوره بقره آیه 69

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۴۳
محمد حسن قالبی