پرتوی از اسمان

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

سبک زندگی انسانی اسلامی از منظر ایات و روایات

لطقا در نشر و گسترش این مطالب ما را یاری کنید

نویسندگان
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آخرت» ثبت شده است

یکـى از صـحـابه پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) به نام ((ثوبان )) که نسبت بـه حـضـرت مـحـبـت و عـلاقـه شـدیـدى داشـت ، روزى بـا حـال پـریشان خدمتش رسید، پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) از سبب ناراحتى او سؤ ال نـمـود، در جـواب عـرض کرد: زمانى که از شما دور مى شوم و شما را نمى بینم ناراحت مـى شـوم ، امـروز در ایـن فـکـر فـرو رفـتـه بـودم کـه فـرداى قـیـامـت اگـر مـن اهـل بـهـشـت بـاشـم ، مـسـلما در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، و بنابر این شما را هرگز نـخـواهـم دیـد، و اگـر اهـل بـهـشـت نـبـاشـم کـه تـکـلیـفـم روشن است ، و بنابر این در هر حـال از درک حـضـور شـمـا مـحـروم خـواهـم شـد، بـا ایـن حال چرا افسرده نباشم ؟!

پیامبر از او سوال کرد : ثعبان ، چه چیز براى قیامت آماده کرده‏اى ؟

 گفت یا رسول اللَّه من عمل زیادى آماده نکرده‏ام جز اینکه خدا و پیامبرش را دوست میدارم .

پیامبر اکرم فرمود چقدر پیامبر را دوست میدارى؟

گفت قسم بآن کسى که ترا بحق به پیامبرى مبعوث نموده در دل من آنقدر محبت شما جاى گرفته که اگر مرا با شمشیر قطعه قطعه کنند و با ارّه ببرند و با مقراض ریز ریزه کنند و با آتش بسوزانند و با آسیاب سنگ نرم کنند برایم بهتر و ساده‏تر است از اینکه در دل خود غلّ و غشى یا کینه‏اى بیابم نسبت بشما یا یکى از اهل بیتت و اصحابت.

و محبوب‏ترین شخص نزد من بعد از شما کسى است که او را بیشتر دوست میدارى و دشمن‏ترین شخص نزد من کسى است که ترا دوست نداشته باشد و دشمن تو یا یکى از اصحابت باشد عرض کرد این بود مقدار علاقه من بشما و علاقه‏ام به دوستانت و دشمنى با دشمنان شما یا کسى که دشمن باشد با یکى از دوستان شما اگر این مقدار از من قبول شود سعادتمند هستم اگر عمل دیگرى غیر از این از من خواسته باشید چیزى که آماده کرده باشم و بتوان بر آن اعتماد داشت ندارم همه شما را دوست میدارم با اصحابت گر چه عمل آنها را ندارم.

پیامبر فرمود به تو بشارت میدهم همانا در روز قیامت شخص محشور مى‏شود با کسى که او را دوست میدارد.

و به خاطر محبت اتشین این صحابه پیامبر این ایه قران نازل شد. (1)

وَ مَنْ یُطِعِ اَللَّهَ وَ اَلرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ اَلَّذِینَ أَنْعَمَ اَللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ اَلنَّبِیِّینَ وَ اَلصِّدِّیقِینَ وَ اَلشُّهَدَاءِ وَ اَلصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقاً

و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند ، در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته [ یعنی ] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند.

بله درست است ، محبت این گونه در دل افراد اثر می کند و شخصیت ها را تغییر می دهد .

پیامبر اسلام می فرمایند :

من‏ أحبّ‏ قوما حشر معهم. و قوله علیه الصلاة و السلام: أنت مع من أحببت‏ (3)

اکسیر محبت هم دریچه ای از امید برای ما می گشاید و هم دریچه ای از نگرانی و نا امیدی.

امید به این که ما اهل بیت را دوست داریم

و نگرانی از این که نکند در دل های ما محبت دشمنان خدا وجود داشته باشد .

مثلا محبت و علاقه به امریکا ( قاتل میلیون ها انسان بر روی کره زمین ) ( قاتل های کت و شروالیِ خوش تیپِ ادکلن زده )

محبت و علاقه به طاغوت

محبت و علاقه به افراد بی ایمان و خوش گذران ( مثال نمی زنم ، اندکی فکر کن )

و اینجاست که هر فردی می تواند از روی علائق خود جایگاه خود در اخرت را مشخص کند که در ان روز وانفسا با چه کسانی محشور خواهد شد .

 

 

1)بخش امامت ( ترجمه جلد 23 تا 27بحار الأنوار) / ج‏5 / 81 / بخش چهارم ثواب دوست داشتن و یارى و ولایت ائمه علیهم السلام که امان از آتش جهنم است ..... ص : 60

و تلفیق شده با مطالب تفسیر نمونه

2) سوره نساء ایه 69

3) شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام / ج‏3 / 461 / [یشهدون مجالس المؤمنین‏] ..... ص : 458

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۰
محمد حسن قالبی
وارد کلاس شده ام , معلم گوشه ای از یک کاغذ که به نظر نقاشی می آمد را نشانمان داد , و نظرمان را خواست , که آیا این نقاشی زیباست ؟
ما هر چه دقت می کردیم از این تکه کاغذ که گوشه ای از یک کاغذ بزرگ بود چیزی سر در نمی آوردیم که درباره اش قضاوت کنیم .
بعضی از شاگردان برای خود شیرینی , می گفتند بله زیباست , برخی دیگر که واقع بین تر بودند , می گفتند ما که از این تکه کاغذ رنگی چیزی نمی فهمیم , و خلاصه هر کسی چیزی می گفت
بعد از مباحثه و قیل و قال بچه ها بقیه کاغذ را باز کرد و به همه نشان داد , که برگه ای نسبتا بزرگ بود که روی آن انصافا نقاشی زیبایی بود , که معلم گوشه اش را خم کرده بود , که اول همان گوشه را نشان می داد و ما چیزی ازش نمی فهمیدیم
وقتی به دور و اطرافت نگاه می کنی , زندگی های متفاوتی را می بینی , یکی آنقدر دارد که از خوشی زیاد شب خوابش نمی برد , دیگری , گرفتار در فقر و نداری  و ...
بعد هم فکر می کنی که خدایا این چگونه است , مگر نه اینکه خداوند عادل است , پس این همه تفاوت چرا ؟
شاید این مساله بی ربط به داستان ابتدای نوشته نباشد , به نظر شما این به ظاهر بی عدالتی ها دیدن یک گوشه کاغذ نیست ؟
زندگی انسان = محدود ( این دنیا) + نامحدود ( آخرت )
که آنچه روبروی جلوی دید ماست همان جلوه محدود زندگی است که اگر می توانستیم , هم زمان هر دو طرف صفحه را ببینیم , شاید قضاوتمان به کل فرق می کرد .
درست است که بسیاری از نابسمانی های زندگی و اختلافات به خاطر عمل کرد عده خاصی از انسان های ظالم هست , و این هم درست که نباید انسان در برابر ظلم به امید رفتن به بهشت ساکت بماند , چه اینکه به همان مقدار که ظالم ستم کار است مظلوم مقصر هم ستم کار است. و باید تا حد توان در برابر بی عدالتی ها و ظلم ها از باب امر به معروف و نهی از منکر ایستاد ,
اما باید این را هم دانست که خداوندی که این دنیا را بر مبنای نظام احسن آفریده می دانسته که یک عده ای از انسانها ظالم خواهند بود , و حق عده دیگری را خواهند خورد , لذا برای همه مراحل اش راه کار و چاره ای مناسب تدارک دیده .

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۵
جعفری